• 1405 سه‌شنبه 10 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6354 -
  • 1405 شنبه 6 تير

جنگ كره، برند‌ه‌ها و بازنده‌ها

مرتضي ميرحسيني

اگر مداخله امريكايي‌ها نبود، شمالي‌ها كار را تمام مي‌كردند. حتي مي‌شود گفت كه تمام كرده بودند. از همان زماني كه شبه‌جزيره كره با تقسيم به دو ناحيه شمالي و جنوبي از هم جدا شد، شمالي‌ها به جنوب چشم داشتند. نقشه‌شان اين بود كه حكومت مستقر در كره جنوبي را - كه مثل حكومت شمال نوپا بود و فقط دو سال از عمرش مي‌گذشت - سرنگون كنند، بر سراسر آن سرزمين مسلط شوند و دو كره را در سايه يك حكومت، آن‌ هم حكومتي كمونيستي به‌ هم بچسبانند. بعد از چند ماه درگيري پراكنده در مرزهاي مشترك، سرانجام در روزهاي پاياني ژوئن 1950 دست به حمله‌اي تمام‌عيار زدند و با چند عمليات موفق و پيشروي سريع، تقريبا تمام كره را - به جز منطقه پوسان در ساحل جنوب شرقي - گرفتند. ماجرا براي جنوبي‌ها و امريكايي‌هاي مستقر در آنجا، نه غافلگيري كه غفلت بود. مايكل آزكان در كتاب «جنگ كره» مي‌نويسد: «تهاجم 90 هزار سرباز كره‌شمالي نباید مايه شگفتي و غافلگيري مقامات كره جنوبي يا حامي آن، يعني ايالات متحده مي‌شد. استنلي سندلر، مورخ مي‌نويسد كه در گزارش‌هاي اطلاعاتي ايالات متحده اغلب احتمال عملي شدن چنين تهاجمي پيش‌بيني شده بود: اگرچه عموما تصور مي‌شود كه بخش اطلاعاتي ژنرال داگلاس مك‌آرتور حمله ناگهاني كره‌شمالي را پيش‌بيني نكرده بود، واقعيت اين گونه نيست. واحد اطلاعات فرماندهي بخش خاور دور در دسامبر 1949 گزارش داده بود كه كره‌شمالي ماه مارس يا آوريل سال 1950 را به عنوان روز آغاز تهاجم خود انتخاب كرده است و در ماه‌هاي ميان اين دو ماه به شكلي كاملا جدي هشدار داده بود كه تقويت نظامي در بخش شمال به منظور دستيابي به اهداف تهاجمي صورت گرفته است. در يكي از اين گزارش‌ها در ماه مارس حتي پيش‌بيني شده بود كه در ژوئن سال 1950 به جنوب حمله خواهد شد، اما مك‌آرتور اين گزارش را ناديده انگاشته بود.» زمان‌بندي واحد اطلاعات دقيق نبود. حمله در آن بازه زماني انجام نشد. «مك‌آرتور، فرمانده كل نيروهاي مستقر اقيانوس آرام و نيز حاكم ژاپن اشغالي و ديگر مقامات ذي‌ربط به هشدارها توجه نكرده بودند، چون سازمان‌هاي اطلاعاتي ايالات متحده و كره‌جنوبي پيش از آن بارها وقوع حملاتي را پيش‌بيني كرده بودند كه تحقق نيافته بود.» پيروزي اوليه نيروهاي شمال دوام نداشت. با ضدحمله امريكايي‌ها كه زير نام سازمان ملل متحد درگير اين جنگ شده بودند، نيروهاي كره‌شمالي عملا از همه آنچه اشغال كرده بودند، عقب نشستند و حتي در ادامه، بخشي از قلمروی قبلي خود را هم از دست دادند. اما شوروي‌ها و بيشتر از آنان، چيني‌ها پشت شمالي‌ها ايستادند و از ختم جنگ به سود امريكايي‌ها جلوگيري كردند. همه ‌چيز به ‌هم پيچيد. جنگ فرسايشي شد و به مسيري افتاد كه ديگر پيش‌بيني برنده و بازنده آن ممكن نبود. البته مردم كره تاوان اين پيچيدگي را پرداختند. ميليون‌ها نفر - در كمترين تخمين نزديك به دو ميليون نفر - جان باختند. ميليون‌ها نفر آواره شدند. تقريبا همه خانواده‌هاي كره‌اي - چه شمالي بودند و چه جنوبي - يا نابود شدند يا به سوگ نشستند. تباهي و ويراني نيز بسيار گسترده بود. طرف‌هاي درگير، نزديك به دو سال با شدت و ضعف اما تقريبا بدون توقف جنگيدند و از يكديگر تلفات گرفتند. عقب نشستند و پيشروي كردند. اسير گرفتند و اسير دادند. در نهايت پيروزي از آن هيچ‌ كدام نشد. بعد، تن به مذاكراتي دادند كه در آن شرايط وخيم، تنها گزينه معقول بود. در پايان، نه دولتي در شمال يا در جنوب كنار رفت و نه مرزي جابه‌جا شد. فقط زخمي عميق براي آنهايي كه از جنگ جان به در برده بودند، باقي ماند. البته هر دو طرف مدعي پيروزي بودند، اما چنان كه استاد چيني جنگ، سون تزو مي‌نويسد: «هرگز ديده نشده است كه جنگي طولاني به نفع هيچ كشوري تمام شود.» جنگ كره نيز مثال نقضي براي جمله سون تزو نشد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون