• 1405 سه‌شنبه 10 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6354 -
  • 1405 شنبه 6 تير

در لوازم گينزتبورگ شدن

تاريخ در جزييات است

محسن آزموده

يك ضرب‌المثل انگليسي مشهور است كه اين روزها خيلي بر سر زبان‌ها افتاده: «شيطان در جزييات است». معناي اوليه آن هم اين است كه چيزهايي كه ممكن است در نگاه نخست ساده و بي‌اهميت جلوه كنند، در واقع پيچيده‌تر از آن چيزي هستند كه نشان مي‌دهند و ممكن است منشأ مشكلات و دردسرهاي جدي شوند. مي‌گويند اين ضرب‌‌المثل، صورت دگرگون شده ضرب‌المثل قديمي ديگري است كه مي‌گفت: «خدا در جزييات است» و معناي آن اين است كه رد پاي خدا در همه‌چيز، اعم از كوچك و بزرگ، قابل رديابي است. بعضي فيلسوفان و دانشمندان هم مي‌گويند: «حقيقت در جزييات است» يعني به جاي كلي‌گويي و پرداختن به حرف‌هاي بي‌سر و ته، بهتر است دقيق و جزئي نگريست. وجه اشتراك اين هر سه روايت اين است كه جزييات و امور خرد و ظاهرا بي‌اهميت، اتفاقا مهم هستند و نبايد به سادگي از كنار آنها گذشت و براي كشف حقيقت بايد مو را از ماست بيرون كشيد. اين كاري است كه كارلو گينزبورگ، مورخ ايتاليايي و از بنيانگذاران تاريخ‌نگاري خرد (مايكروهيستوري) در آثارش به انجام رسانده و در يك هفته‌اي كه از فوتش گذشت، بسياري راجع به آن نوشته‌اند.  گينزبورگ در شاهكارش «پنير و كرم‌ها» نه فقط سراغ يك آدم گمنام و فراموش شده رفته، بلكه براي آشكار كردن جهان ذهني او مثل يك جواهرساز ظريف‌كار يا يك جراح مغز و اعصاب دقيق و حاذق، همه گفتارها و نوشتارها و اسناد مربوط به دادگاه آسيابان قرن شانزدهمي را بررسي كرده، دقيقا شبيه كاري كه كارآگاهان خبره‌اي چون شرلوك هولمز، هركول پوآرو و خانم مارپل مي‌كردند. تاريخ نگاري خرد گينزبورگ، همچنين فقط دقت در جزييات زندگي آدم‌ها و وقايع حاشيه‌اي نيست، بلكه استنتاج محتاطانه و با «شايد» و «احتمالا» از آنها نيز همراه است، مثل گمشده‌اي كه در شب تاريك در دل جنگل‌هاي انبوه راهي به رهايي را مي‌جويد و جز چراغ قوه‌اي كوچك ابزاري ندارد و ناچار كورمال كورمال و با سعي و خطا، پاكوب گمشده زير برگ‌ها و گل‌ها را مي‌جويد.  البته براي «گينزبورگ شدن»، دست كم دو چيز ديگر هم لازم است. اولي آرشيو است.در تمدن و فرهنگي كه گينزبورگ در آن باليده و كار كرده، اسناد و مدارك در آرشيوها نگهداري مي‌شوند و به سادگي امحاء نمي‌شوند. به راستي اگر صورت مذاكرات جلسات دادگاه منوكيو (آسيابان قرن شانزدهمي) وجود نداشت، گينزبورگ چگونه مي‌توانست زير و زبر جهان ذهني او را بازنمايي كند؟ اينجاست كه اهميت و ضرورت نگهداري سندها و اشياء، آن هم نه به صورت گتره‌اي، بلكه در چارچوب آرشيو آشكار مي‌شود. نكته دوم تخيل خلاق و استعداد ادبي اين مورخ فقيد است. او كه در خانواده‌اي فرهيخته و اديب پرورش يافت، فرزند ناتاليا گينزبورگ، نويسنده بزرگ معاصر است و استعداد ادبي را از مادر خود به ارث برده. دوست باسوادم دكتر محمد غفوري، چند سال پيش در يادداشتي روشنگر به اين خصلت مهم كار گينزبورگ پرداخته و نشان داده بود كه او چگونه به صورتي كاملا آگاهانه و مهارشده، از تخيل ادبي خود براي روايت جزئي و جذاب تاريخ بهره جسته.  اما به اين دو ويژگي بايد صبر و حوصله و دانايي عميق و گسترده و پشتكار طاقت‌فرساي كارلو گينزبورگ را نيز افزود، امري كه متاسفانه در بسياري از اهل تاريخ و علوم انساني ما نيست، يعني عموما كسي حس و حال بالا و پايين كردن انبوه اسناد و مدارك در آرشيوهاي موجود را ندارد. گينزبورگ به ما نشان داد كه براي تاريخ‌نگاري لازم نيست به مقياس‌هاي بزرگ پرداخت و به اصطلاح نظريه‌پردازي كرد، تاريخ در جزييات است. 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون