• 1405 سه‌شنبه 10 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6354 -
  • 1405 شنبه 6 تير

تاملي بر وضعيت علوم انساني در ايران

توهم مطلق‌گرايي

اميد علي‌بابايي

 طي چند سال اخير در سراسر جهان و به‌طور عيني و مصداقي در كشور خودمان، ناكارآمدي دايره مطالعات انساني به‌خصوص در بحران‌ها واضح‌تر از قبل شده و حتي به نوعي به يكي از علل افراط و تفريط در رفتارها و زندگي روزمره تبديل شده است.
اينكه دايره مطالعات انساني شامل چه زمينه‌هايي مي‌شود و گستردگي آن چقدر است در فرهنگ‌ها و عقايد مسلط بر جوامع متفاوت است ولي در اغلب جوامع، زمينه‌هايي مثل مديريت، اقتصاد، سياست، جامعه‌شناسي، روان‌شناسي و ... با شاخ و برگ‌هايشان جزو اين دايره هستند.
بايد پذيرفت كه هر زمينه‌اي اگر موجب پيشرفت جامعه، كمك به زندگي بهتر و افزايش آرامش و آسايش افراد نشود ارزش چنداني ندارد يعني به‌طور مثال در شرايط جنگي كه تمام پارامترهاي آرامش، آسايش و حتي جان افراد به خطر ميفتد بايد يك كاركرد وجود داشته باشد به‌طوري كه سلاح‌هاي جنگي با اينكه مستقيم جان برخي افراد را به خطر مي‌اندازند ولي چون كاركرد بازدارندگي و تهاجمي براي كنترل شرايط جنگي را دارند، با كمك علم (از علوم پايه تا علوم مهندسي كه در توليد ابزارهاي جنگي كاربرد دارند) به‌صورت نامحسوس به آسايش افراد جامعه كمك مي‌كنند هرچند حقيقت اين است كه اساس جنگ، درگيري و ... در تمام عقايد و تفكرات نادرست و زشت در نظر گرفته شده ولي وقتي در واقعيت جنگي اتفاق ميفتد، ابزارهاي جنگي چه تهاجمي و چه دفاعي، به كنترل شرايط و افزايش آسايش و حتي آرامش جامعه كمك مي‌كنند.
بزرگ‌ترين و اصلي‌ترين وظيفه هر شاخه‌اي از فعاليت‌ها اين است كه در شرايط بحراني به كمك افراد بيايد و آنان را به شرايط عادي نزديك كند، با اين انتظار، جز علوم پايه، علوم مهندسي، پزشكي و ...، هيچ زمينه‌ ديگري نتوانسته كمكي به حل يا كاهش بحران‌ها بكند و انواع بخش‌هاي مطالعات انساني نه‌تنها در شرايط بحراني كارآمدي نداشته بلكه در شرايط عادي هم كارآمدي خود را به‌واسطه نتايج نامناسب و فرآيندهاي ناهمگون با جوامع از دست داده‌اند.
در كشور ما كه هميشه نوعي از بحران در آن وجود داشته و دارد و حتي تبديل به ابربحران مي‌شود، اين ناكارآمدي بيشتر به چشم مي‌آيد.سال‌هاست كه انواع ايده‌ها و اعمال توسط روان‌شناسان، جامعه‌شناسان، اقتصاددان‌ها و ... در كشور ما ارايه و اجرايي شده ولي هيچ بحراني حل نشده، هيچ آرامشي برقرار نشده و آسايشي هم در كار نيست.
شكل بحران‌ها تغيير كرده، كمّيت آنها بيشتر شده و ادامه‌دار بوده اما عموم افراد به‌صورت جزئي و كلي در جامعه نشانه‌اي از حل بحران‌ها توسط مطالعات انساني نمي‌بينند.
اقتصاددان‌ها، جامعه‌شناسان، سياست‌دان‌ها و ... به پيش‌بيني و پيش‌گويي مي‌پردازند ولي هيچ ايده‌ عملياتي براي بعد از وقوع پيش‌بيني ندارند و تنها با اتكا به بايدها و نبايدهاي روي كاغذ براي كل جامعه نسخه مي‌پيچيند.
اصلي‌ترين دليل پيش‌بيني‌ها و پيش‌گويي‌هاي اشتباه و نسخه‌هاي ناكارآمد، دوري پژوهشگران اين زمينه‌ها از واقعيت‌هاي جامعه و فرو بردن سر مثل كبك در برف است.پشت ميز نشستن، پشت سرهم كتاب خواندن و سخنراني كردن و تدريس اشتباهات، شيوه كاري اساتيد مطالعات انساني است!
اين افراد با آگاهي نسبت به اين موضوع كه وضعيت هر بازار با بازار ديگر، ساكنان هر كوچه با كوچه ديگر و ... متفاوت است اوج زحمت و به‌روز رساني خود را استفاده از مترو براي شناخت جامعه پيراموني، پيگيري اخبار براي به‌روز ماندن نسبت به وضعيت جامعه و چنين اعمال پيش پاافتاده‌اي مي‌دانند.
اگر از اين اساتيد در شرايط خاص مثل شيوع بيماري‌ها، انتخابات مختلف، جنگ و ... كه به نوعي زمينه‌هاي مختلف دايره مطالعات انساني را شامل مي‌شود درباره وضعيت روز، علت و معلول وقايع و راه‌حل سوال شود بدون ترديد مي‌توانند ساعت ها صحبت كنند بدون اينكه پا را از محدوده جغرافيايي مشخصي فراتر گذاشته باشند.
مگر مي‌شود از بحران‌هاي مختلف اجتماعي، اقتصادي، سياسي و ... جامعه صحبت كرد ولي روستاها، بخش‌ها و شهرهاي مختلف را بررسي نكرد آن‌هم در كشور ما با اين تنوع مختلف زيستي و گستردگي جغرافيايي؟ 
همين نوع رفتار است كه مشخصا باعث مي‌شود تا مشكلات و بحران‌ها، نه چندقدم بلكه فرسنگ‌ها جلوتر از مطالعه‌گران انساني باشند و تا رسيدن اين بزرگان به چالش‌ها، چالش تبديل به بحران شده و جامعه را فرا گرفته است.
غالب اين اساتيد با توهم مطلق‌گرايي فكر مي‌كنند كه نظرياتشان مثل قوانين نيوتن، قانون جاذبه و ...در هر زمان و مكاني كاركرد دارد در صورتي كه نه‌تنها فرضيه‌هايشان اگر درست هم باشد زماني كه به نظريه تبديل مي‌شوند به دليل عقب افتادن از چالش‌ها كارآمدي خود را از دست داده‌اند بلكه درصورت كارآمدي، در هر فضا و مكاني هم نتيجه يكسان ندارند و ممكن است به گسترش بحران منجر شود.
علوم مهندسي، پايه، پزشكي و ... در اكثريت موارد توانايي حل مشكلات يك فرد در پنت‌هاوس خوش آب‌وهواترين نقطه جهان همزمان با حل مشكلات يك زاغه‌نشين در سخت‌ترين شرايط را دارد.
يك هواپيما در تمام نقاط كره زمين مي‌تواند فراز و فرود داشته باشد و افراد را به مقصد برساند اما اين همه پژوهشگاه، اتلاف هزينه‌، گسترش بي‌دليل مطالعات انساني و توجه بيش از حد به اين مطالعات، آن‌هم در كشور ما با بحران‌هاي مختلف و شرايط سخت، نتيجه‌اي جز سقوط هواپيماي كاغذي نظريات ناكارآمد و افزايش چالش‌ها در جامعه ندارد. 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون