تيم ملي تغيير نسل را فرياد ميزند
رسيده وقتِ رفتن!
تيم ملي ايران روز گذشته پس از ناكامي در رقابتهاي جام جهاني و حذف در مرحله گروهي به كشور بازگشت. فدراسيون فوتبال در تلاش بود مراسمي براي استقبال از بازيكنان فراهم كند. در همين زمينه برخي رسانهها به درستي اشاره كردند كه اين مراسم استقبال بايد مراسم بدرقه تعدادي از بازيكنان باشد.
واقعيت اين است كه پايان كار ايران در جام جهاني ۲۰۲۶ نه فقط نقطه پايان يك تورنمنت بلكه زنگ خطري جدي براي يك بازسازي ساختاري بود كه مدتهاست دربارهاش بحث است. اين واقعيت كه تيم ملي ايران به عنوان دومين تيم پير اين مسابقات قدم به ميدان گذاشت يك تصادف آماري نيست و نشاندهنده يك بحران مديريتي در بحث جايگزينپروري است. وقتي تيمي با ستون فقرات بالاي ۳۰ سال وارد كارزاري با فشار فيزيكي جام جهاني ميشود پيش از آنكه حريفان تكنيكي او را شكست بدهند تحليل بدني و افت كيفيت ناشي از كهولت سن او را از پا در ميآورد.
ما در اين گزارش ميخواهيم ضمن احترام با صراحت از برخي بازيكنان تيم ملي بخواهيم كه كمكم كفشهایشان را بياويزند و جا را براي جوانترها خالي كنند. اينكه برخي بازيكنان خودشان كنارهگيري كنند بسيار كم حاشيهتر از اين است كه آنها همچنان باشند و ديگر دعوت نشوند. اعلام خداحافظي از تيم ملي يك شرايط برد - برد براي خودشان و فوتبال كشور است.
زمان خداحافظي با ديوار خسته
خط دفاعي ايران بيشترين نياز را به جراحي دارد. حضور بازيكناني مثل شجاع خليلزاده (۳۷ ساله) و احسان حاجصفي (۳۶ ساله) در تركيب ثابت براي تيمي كه ميخواهد در سطوح اول آسيايي و جهاني رقابت كند بيش از حد سنگين است. اين بازيكنان كه سالهاست براي تيم ملي كار كردهاند حالا در فيزيكيترين پستهاي فوتبال (دفاع وسط و دفاع كناري) نياز به جايگزيني فوري دارند. رامين رضاييان (۳۶ ساله) و ميلاد محمدي (۳۲ ساله) هم در شرايط مشابهي هستند؛ توان استقامتي براي پوشش دادن مداوم عرض زمين در فوتبال مدرن با افزايش سن بهشدت كاهش مييابد. محمد حسين كنعانيزادگان (۳۲ ساله) و روزبه چشمي (۳۲ ساله) اگرچه هنوز ميتوانند در مقاطع كوتاهي مهرههاي مفيدي باشند اما تكيه بر آنها به عنوان مهرههاي فيكس در جام جهاني آينده ريسك بزرگي است. خداحافظي محترمانه و تدريجي با اين نسل دفاعي بايد از همين فردا آغاز شود. ما نياز به مدافعاني داريم كه سرعت لازم براي مهار مهاجمان تراز اول جهان را داشته باشند؛ ويژگياي كه در ۳۵ سالگي به ندرت يافت ميشود.
خط مياني و حمله؛ چالش خلاقيت و انرژي
در خط مياني و حمله وضعيت كمي متفاوت است اما همچنان نگرانكننده به نظر ميرسد. عليرضا جهانبخش و سامان قدوس (هر دو بالاي ۳۰ سال) با وجود هوش تاكتيكي بالا در نبردهاي فيزيكي و پرس از جلو كه امضاي فوتبال مدرن است كارايي سالهاي جواني خود را ندارند. در مورد مهدي طارمي (۳۳ ساله) او همچنان وزنه سنگيني در تركيب است. با اين حال بايد پذيرفت كه او ديگر آن مهاجمي نيست كه بتواند به تنهايي بار خط حمله را براي ۹۰ دقيقه تمام به دوش بكشد. استراتژي تيم ملي براي سالهاي پيش رو بايد تغيير كند طارمي ميتواند به عنوان يك مربي داخل زمين يا مهاجم مكمل در دقايق پاياني نقشآفريني كند اما نبايد تمامي بار گلزني به او تحميل شود. سعيد عزتاللهي نيز در آستانه 30 سالگي است و شايد بتواند يك يا دو سال ديگر به تيم ملي كمك كند اما جام جهاني بعد نه.
استراتژي گذار
تجديد قوا به معناي حذف يكشبه نيست بلكه به معناي گذار تدريجي است. كادر فني (فعلي يا مربيان جديد) بايد بلافاصله ليست تيم ملي را با دعوت از استعدادهاي زير ۲۳ سال كه در ليگهاي داخلي يا لژيونرهاي جوان حضور دارند بازنگري كند. ديگر زمان براي تعلل باقي نمانده است. اگر همين امروز استارت عبور از نامهاي بزرگ زده نشود در جام جهاني ۲۰۳۰ با همين چالش تيم پير مواجه خواهيم بود و اينبار شايد شكاف با قدرتهاي جهاني عميقتر از همين نتايج نه چندان مطلوب كسب شده باشد.
تيم ملي بيهيچ بحثي نياز به تزريق خون تازه دارد. روز گذشته اشاره كرديم شايد جام ملتهاي پيش رو بهانهاي شود براي ادامه با همين بازيكنان و تغييرات به بعد از مسابقات زمستان موكول شود. با صراحت هشدار ميدهيم اين يك تله است. هيچ توجيهي براي ادامه با برخي از بازيكنان وجود ندارد. به جوانها بها بدهيد تا خودشان را نشان بدهند.