«اعتماد» در گفتوگو با حسين ربيعي بررسي ميكند
بازگشت تنش به «هرمز»
نوشين محجوب
در پي اتهام ادعايي قطر و عربستان سعودي به ايران مبني بر دست داشتن در حملات به سه نفتكش در تنگه هرمز، وزارت خزانهداري امريكا مجوز موقتي را كه پس از امضاي تفاهمنامه اسلامآباد براي صادرات نفت، فرآوردههاي نفتي و محصولات پتروشيمي ايران تا بيست و يكم اوت صادر شده بود لغو كرد و اقدامات تهران در تنگه هرمز را «كاملا غيرقابل قبول» خواند. اين تصميم كه با احضار سفير ايران از سوي دوحه همراه شد، نشان داد شكنندگي توافق اسلامآباد به متغيرهاي متفاوتي منوط است. اسماعيل بقايي، سخنگوي هيات مذاكرهكننده ايران، اتهامات را تلويحا رد كرد و طرح چنين ادعاهايي از سوي قطر و عربستان را «برخلاف اصل حسن همجواري» توصيف كرد؛ با اين حال، مجال چنداني براي ديپلماسي باقي نماند. همزمان عباس عراقچي، رييس دستگاه ديپلماسي كشورمان نيز در واكنش به تهديدهاي ادعايي دونالد ترامپ، رييسجمهوري امريكا نيز صراحتا اعلام كرد كه مذاكره نهايي در سايه تهديدها نهايي نخواهد شد. ساعاتي بعد، در بامداد چهارشنبه هفدهم تيرماه، صداي چندين انفجار در سيريك، قشم و بندرعباس به گوش رسيد. سنتكام با تأييد عمليات تجاوركارانه اخير، اعلام كرد ضرباتي ادعايي عليه سامانههاي پدافند هوايي، شبكههاي فرماندهي و كنترل، سايتهاي رادار ساحلي، تجهيزات موشكهاي ضدكشتي و بيش از شصت قايق تندروي سپاه پاسداران در مجاورت تنگه هرمز انجام داده است؛ گزارشهاي داخلي از زخمي شدن چند تن در سيريك و آسيب به برخي شناورها در بندرعباس حكايت داشت. در برابر اين اقدام، قرارگاه مركزي خاتمالانبيا وعده پاسخ «كوبنده» داد، تنها مسير امن عبور از تنگه را مسير تحت مديريت ايران دانست و هشدار داد كه نقض آتشبس توقف كلي روندها را در پي خواهد داشت؛ وزارت امور خارجه ايران نيز اين حملات را نقض صريح بند اول يادداشت تفاهم اسلامآباد و بند چهارم ماده دوم منشور سازمان ملل خواند و مسووليت پيامدها را بر عهده طرف امريكايي قرار داد. همزمان، مقامي امريكايي تصريح كرد كه تفاهمنامه كاملا «عملكردمحور» است و ايران تنها در صورت «رفتار مناسب» از مزاياي آن بهرهمند خواهد شد؛ رويكردي كه با اظهارات روز دوشنبه ترامپ در كاخ سفيد همخواني داشت. ادعايي كه گويي ايران را ميان توافق و «تمام كردن كار» قرار داده بود. قابل توجه آنكه ترامپ دستور اين حملات را نه از واشنگتن، بلكه از آنكارا در حاشيه اجلاس سران ناتو صادر كرد و وزراي خارجه، دفاع و خزانهداري به همراه رييس ستاد مشترك ارتش را براي تصميمگيري فراخواند؛ اقدامي كه نشان ميدهد واشنگتن اين حملات را نه در چارچوب از سرگيري جنگ، بلكه به مثابه پاسخي محدود و هدفمند ارزيابي كرده است. آنچه از دل اين رويدادها برميآيد اين است كه مسير ديپلماسي و ميدان هنوز به موازات يكديگر پيش ميروند و هر تحول ميداني ميتواند معادلات مذاكراتي را يكشبه دگرگون كند. در اين راستا، روزنامه اعتماد با دكتر حسين ربيعي، دانشيار گروه جغرافياي سياسي دانشگاه خوارزمي و كارشناس مسائل خاورميانه درباره نتايج حملات اخير بر فرآيند ديپلماسي و رايزنيهاي غير مستقيم ميان تهران و واشنگتن گفتوگو كرده است.
حسين ربيعي تفاهمنامه اخير ايران و امريكا و تحولات تنگه هرمز را محصول يك سوءتفاهم ساختاري ميان دو طرف ميبيند. براساس روايت او، امريكا از ابتدا اين توافق را بازگشت كامل به وضعيت قبل از جنگ تفسير كرده؛ يعني عبور و مرور آزاد كشتيها بدون هرگونه نقش مديريتي يا عوارضگيري از سوي ايران، در حالي كه ايران همان متن را مجوزي براي تعريف ترتيبات جديد در تنگه، تعيين مسيرهاي عبور، مديريت رفتوآمد و حتي دريافت عوارض يا ارايه خدمات دريايي- بهتنهايي يا همراه عمان- درك كرده است.از نظر اين كارشناس همين اختلاف در فهم، زمينهساز حركتهايي مثل تلاش امريكا و عمان براي باز كردن يك مسير جنوبي مستقل و كنار گذاشتن مسير تحت كنترل ايران، و نيز حمايت تلويحي برخي كشورهاي اروپايي و عربي از عبور بدون دخالت تهران شده است. او جنگ اخير را نقطهاي ميداند كه اهميت بازدارندگي تنگه هرمز براي ايران را عيان كرده؛ چون افزايش شديد قيمت انرژي در اروپا و امريكا و فشار بر ذخاير استراتژيك آنها، يكي از عوامل اصلي برقراري آتشبس بود. به همين دليل، در نگاه اين استاد دانشگاه، ايران هرمز را سرمايهاي ميبيند كه از بسياري از تجهيزات و تسليحاتش مهمتر است و از دست دادن كنترل آن، مستقيما بازدارندگياش در برابر امريكا را تضعيف ميكند. حسين ربيعي، كارشناس مسائل خاورميانه و دانشيار گروه جغرافياي سياسي دانشگاه خوارزمي، در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره ريشههاي تنش اخير در تنگه هرمز، بر «تعارض برداشت دوطرف از تفاهمنامه» تأكيد ميكند. او توضيح ميدهد از زماني كه اين تفاهمنامه امضا شد، به نظر ميرسيد طرفين يعني ايالات متحده امريكا و ايران دو برداشت متضاد و در عين حال حداكثري از آن داشتهاند؛ بهگونهاي كه امريكا تصور ميكرد در متن تفاهمنامه قيد شده رفتوآمد كشتيها بايد به حالت قبل از جنگ برگردد و اين بازگشت، مستلزم آن است كه ايران عوارضي دريافت نكند و هيچ مانعي براي عبور و مرور كشتيها ايجاد نشود، در حالي كه برداشت ايران اين بود كه دست تهران براي تعريف ترتيباتي جهت دريافت عوارض يا مديريت و ارايه خدمات دريايي در تنگه هرمز باز گذاشته شده و ميتواند، يا بهتنهايي يا با مشاركت عمان، چنين نقشي را ايفا كند.اين كارشناس خاورميانه ميگويد بر اساس همين برداشت، ايران اقدام به تعيين مسيرهايي براي عبور و مرور كشتيها كرد و سپاه پاسداران اعلام كرد كه عبور و مرور بايد با مجوز ايران انجام شود. او اشاره ميكند در روزهاي اخير دو اتفاق مهم، اين اختلاف را تشديد كرده است: نخست، تفاهم يا ترتيبات مشترك امريكا و عمان براي باز كردن مسيري از بخش جنوبي تنگه هرمز تا كشتيها از آن عبور كنند و عملا مسير تحت كنترل ايران كنار گذاشته شود؛ و دوم، طرح اين موضع از سوي برخي كشورهاي اروپايي كه عبور و مرور كشتيها از تنگه هرمز بايد بدون دخالت يا نظر ايران انجام شود. حسين ربيعي اين دو روند را عامل شكلگيري يك تضاد و تعارض آشكار ميداند كه «معلوم بود نهايتا به عمليات نظامي منجر خواهد شد» و ميگويد همين اتفاق رخ داد. او هشدار ميدهد اگر اين وضعيت تداوم پيدا كند چه بهصورت دورهاي و متناوب و چه بهطور پيوسته و دايمي موضوع تفاهمنامه و آتشبس عملا نقض خواهد شد؛ چراكه تبادل آتش در تنگه هرمز، هر قدر دامنهاش گسترش يابد، ايران و امريكا را به يك جنگ دوباره و تمامعيار نزديكتر ميكند و ريشه اصلي آن همان برداشتهاي متفاوت و متضادي است كه دوطرف از تفاهمنامه دارند.حسين ربيعي، كارشناس مسائل خاورميانه در ادامه گفتوگو درباره پيامدهاي مناقشه تنگه هرمز، به موقعيت كشورهاي عربي منطقه اشاره ميكند و تأكيد دارد كه اين كشورها «منافع مستقيمي» در عبور و مرور كشتيها از اين تنگه دارند. او توضيح ميدهد كه نقل و انتقال منابع انرژي و ساير كالاهايي كه به اين كشورها وارد يا از آنها خارج ميشود، به تنگه هرمز وابسته است؛ بنابراين امارات، عربستان، كويت، عراق و ديگر كشورها بهشدت برايشان اهميت دارد كه شاهد باشند سرنوشت تنگه هرمز چه خواهد شد.
بهگفته ربيعي، براي كشورهاي منطقه «بازگشت به شرايط قبل از جنگ» وضعيت ايدهآل است؛ وضعيتي كه در آن كشتيهايشان بتوانند بدون مانع يا نظارت و كنترل اضافه رفتوآمد داشته باشند. اين استاد دانشگاه خاطرنشان كرد تصورش اين است كه اين كشورها نيز موافق پرداخت عوارض يا هرگونه هزينه اضافي براي عبور و مرور كشتيهايشان نيستند و ترجيحشان تداوم عبور آزاد است.ربيعي در عين حال يك تمايز مهم را برجسته ميكند: اگر قرار باشد پرداخت عوارض به امريكا يا كشورهاي خارج از منطقه صورت بگيرد، اوضاع از نگاه اين دولتها متفاوت ميشود. ربيعي بر اين باور است كه ايدهآل آنها نپرداختن است، اما اگر قرار باشد به جاي ايران بازيگر ديگري اين عوارض را دريافت كند، موضعشان اين خواهد بود كه حضور و دخالت كشورهاي منطقه در هر ترتيبات جديد «ارجح و اصلح» است بر اينكه كشورهاي اروپايي يا امريكا چنين نقشي را برعهده بگيرند.با اين حال، حسين ربيعي يادآور ميشود كه اين كشورها ساليان سال با امريكا و اروپا، بهويژه ايالات متحده، متحد بودهاند و اتحادهاي دفاعي و امنيتي با واشنگتن دارند. او نتيجه ميگيرد در برابر اقدام امريكا براي جلوگيري از دخالت ايران در ترتيبات عبور و مرور تنگه هرمز، اين دولتها يا سكوت خواهند كرد، يا اگر تهديدي را متوجه خود ببينند چه از جانب امريكا و چه از جانب ايران در كنار امريكا قرار ميگيرند و عملا در صفي قرار ميگيرند كه عليه ايران تعريف شده است. حسين ربيعي، كارشناس مسائل خاورميانه و دانشيار گروه جغرافياي سياسي دانشگاه خوارزمي، در ادامه ارزيابي خود از ترتيبات جديد عبور و مرور در تنگه هرمز، اقدام احتمالي عمان براي همراهي با ايالات متحده و برخي كشورهاي اروپايي را «بهطور مسلم در مقابل ايران» و نوعي رويارويي با تهران ميداند. او توضيح ميدهد هر ترتيبي كه عمان در هماهنگي با امريكا و اروپا براي عبور و مرور كشتيها اتخاذ كند، عملا به تضعيف نقش ايران در مديريت تنگه منجر ميشود و به احتمال زياد مورد حمايت برخي كشورهاي منطقه خواهد بود، بهويژه امارات متحده عربي كه در جنگ اخير عليه ايران موضعي كاملا مشخص و آشكار داشت.ربيعي يادآور ميشود در دوران جنگ، امارات كشور خود را در اختيار امريكا قرار داده بود و حتي گفته شد لحظاتي بعد از پايان جنگ و امضاي تفاهمنامه نيز اين كشور به بخشهايي از سواحل و جزاير ايران حمله كرده است؛ از نظر او، اين سوابق نشان ميدهد موضع امارات در دشمني با ايران «آشكار» است. او تأكيد ميكند اگر ايران بخواهد در برابر ترتيباتي كه عمان با امريكا و اروپا اتخاذ ميكند، موضعي مقابلهجويانه بگيرد و نوعي دستهبندي و قطببندي در خليج فارس شكل بگيرد، بهطور «مسلم» عربستان، امارات و كويت در طرف مقابل ايران قرار خواهند گرفت و يك ائتلاف عليه ايران را تقويت و تثبيت خواهند كرد. اين دانشيار گروه جغرافياي سياسي دانشگاه خوارزمي، در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره نقش تنش اخير در برجسته كردن اهميت تنگه هرمز، تأكيد ميكند اين جنگ نشان داد كه تنگه هرمز «يك ابزار بازدارنده بسيار قوي» براي ايران است؛ ابزاري كه تا جايي ميتواند سرنوشت جنگ و جبهه نبرد را تعيين تكليف كند. او ميگويد شايد يكي از مهمترين دلايل آتشبس در جنگ اخير اين بود كه قيمت انرژي، نفت و بنزين در اروپا و امريكا بهشدت افزايش پيدا كرده بود و عليرغم استفاده اين كشورها از ذخاير استراتژيك خود، طولاني شدن جنگ برايشان بسيار گران تمام ميشد و آنها را با مشكلات جدي روبهرو كرده بود.ربيعي توضيح ميدهد ايران اهميت تنگه هرمز را بهخوبي ميداند و ميفهمد كه اين تنگه از بسياري از تجهيزات و تسليحات نظامياش هم مهمتر است؛ بهگونهاي كه اگر كنترل و مديريت آن، به هر شكل و نحوي، از دست ايران خارج شود، بازدارندگي ايران- بهويژه در برابر امريكا- بهطور جدي زير سوال خواهد رفت. به گفته او، ايران عملا چارهاي ندارد جز آنكه از اين ابزار بازدارندگي استفاده كند و تمايلي ندارد اين ابزار مهم را از دست بدهد؛ بنابراين تا زماني كه تقابل ايران و امريكا ادامه داشته باشد، ايران از ظرفيت هرمز بهره خواهد گرفت. ربيعي در ادامه اضافه ميكند چنانچه ترتيبات «ايراني» يا «ايراني–عماني» در تنگه برقرار شود، هرمز علاوه بر نقش بازدارنده، ميتواند به ابزاري براي تأمين بخشي از خسارتهاي جنگ از طريق دريافت عوارض يا ارايه خدمات دريايي تبديل شود و در سالهاي آينده نيز به عنوان يك درآمد پايدار براي توسعه اقتصادي و تأمين منافع ملي ايران مورد استفاده قرار گيرد. حسين ربيعي در جمعبندي اين بخش معتقد است فارغ از اينكه تا چه زماني چنين ترتيباتي دوام بياورد، تمايل ايران اين است كه «همواره» از اين ابزار استفاده كند، زيرا اهميت و جايگاه بسيار بالايي دارد و نشان داده است كه ميتواند ايران را با همين ابزار به يك قدرت مهم منطقهاي و حتي جهاني تبديل كند. اين كارشناس مسائل خاورميانه و دانشيار گروه جغرافياي سياسي دانشگاه خوارزمي، در بخش ديگري از اين گفتوگو تأكيد ميكند كه «اراده ايران براي مديريت عبور و مرور در تنگه هرمز» پيامدهاي فراتر از سطح دوجانبه دارد و همه وابستگان به منطقه خليج فارس را تحت تأثير قرار ميدهد. او توضيح ميدهد هرگونه اقدام ايران براي مديريت نقلوانتقال، اعمال ترتيبات جديد يا دريافت عوارض در تنگه هرمز، بهطور مستقيم كشورهاي پيرامون خليج فارس و مصرفكنندگان انرژي در سراسر جهان را تحت تأثير قرار خواهد داد؛ زيرا اين تنگه شريان حياتي عبور انرژي و كالا است.بهگفته ربيعي، اگر اقدام ايران در اين حوزه به گونهاي باشد كه فشار يا آسيبي به منافع كشورهاي دنيا وارد كند، «خواهناخواه يك جبهه بزرگ و گسترده عليه ايران شكل خواهد گرفت»؛ جبههاي كه ميتواند تركيبي از فشارهاي نظامي و غيرنظامي باشد. او نتيجه ميگيرد در نهايت، ايران بايد بسنجد كه آيا ميتواند در برابر چنين جبهه گستردهاي همچنان اراده خود را در مديريت تنگه اعمال كند يا اينكه فشارهاي ناشي از آن چه در قالب تهديدهاي امنيتي و چه در قالب تحريمها و اقدامات سياسي تهران را به تغيير رفتار وادار خواهد كرد. حسين ربيعي، كارشناس مسائل خاورميانه و دانشيار گروه جغرافياي سياسي دانشگاه خوارزمي، در جمعبندي ارزيابي خود از وضعيت كنوني، بار ديگر بر «تضاد برداشتها» از تفاهمنامه ميان ايران و امريكا تأكيد ميكند. او يادآور ميشود همانطور كه پيشتر گفته شد، انتظار ايالات متحده اين بوده كه با امضاي تفاهمنامه، موضوع عبور و مرور از تنگه هرمز به دوران قبل از جنگ برگردد و رفتوآمد كشتيها بهصورت عادي و بدون ترتيبات جديد انجام شود؛ در حالي كه ايران با اعلام قصد خود براي اتخاذ ترتيباتي تازه، از جمله تعيين مسيرهاي عبور و مديريت حركت كشتيها و حتي احتمال دريافت عوارض در آينده، رفتاري در پيش گرفته كه مطابق ميل و انتظار امريكا نيست. به گفته ربيعي، به نظر ميرسد ايالات متحده، چون انتظاراتش برآورده نشده، تلاش كرده با اقدامات اخير، فشاري غيرمستقيم بر ايران وارد كند؛ فشارهايي كه در چارچوب تبادل آتش گسترده تعريف نميشود، اما هدف آن واداشتن ايران به تغيير رفتار است. او معتقد است اين رويكرد با بندهاي تفاهمنامه در تضاد است و خودِ اين اقدام را ميتوان نوعي لغو يا نقض تفاهمنامه به حساب آورد؛ چرا كه عملا شرايط توافقشده را تغيير ميدهد.حسين ربيعي در نتيجهگيري تأكيد ميكند به دليل برداشتهاي «بسيار متضاد» ميان طرفين، تعارضات افزايش يافته و شدت گرفتن اين برداشتهاي متعارض و رفتارهايي كه دو كشور پس از تفاهمنامه در پيش گرفتهاند، احتمالا به «فروپاشي كامل تفاهمنامه» منجر خواهد شد. او هشدار ميدهد اگر اقدامي جدي براي بازگشت به بندهاي تفاهمنامه و اجراي دقيق مفاد آن انجام نشود، بايد در روزها و هفتههاي آينده منتظر پايان اين تفاهمنامه و ورود منطقه به «دوران جديدي از تنشها و درگيريها» بود؛ دوراني كه در آن تنگه هرمز بار ديگر به كانون رقابت و رويارويي تبديل خواهد شد.