• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6364 -
  • 1405 پنج‌شنبه 18 تير

فشار ايران بر گسل‌هاي فراآتلانتيك

علي ودايع

سران ناتو گرد هم جمع شده‌اند. اعضاي پيمان آتلانتيك شمالي كه روزگاري براي مقابله با اتحاديه جماهير شوروي و پيمان ورشو متحد شده بودند؛ امروز اگرچه در معرض تهديدات خارجي شرق هستند اما درگير واگرايي داخلي شده‌اند. مساله بنيادين داخلي ناتو اگر چه ريشه در تعارض منافع متحدين غربي دارد اما مدل رفتاري رييس‌جمهوري امريكا يك مصيبت بزرگ براي آنها محسوب مي‌شود.  ژنرال‌هاي اتاق فرمان ناتو همراه رهبران غربي به آب و آتش مي‌زنند تا شايد شكاف‌هاي عميق درون ائتلاف زير فرش ديپلماسي پنهان شود؛ اما واقعيت سرسخت ژئوپليتيك، بسيار عريان‌تر از بيانيه‌هاي دست‌نويس بروكسل است. سي‌و‌ششمين نشست سران ناتو بيش از آنكه تجلي همگرايي فراآتلانتيك باشد، يك «بازار مكاره امنيتي» است. قاره سبز كه از كابوس بازگشت دونالد ترامپ و فرسايش در جبهه اوكراين به خود مي‌پيچد، اين‌بار با چمدان‌هايي لبالب از قراردادهاي تسليحاتي چند ميليارد دلاري به تركيه آمده تا با به رخ كشيدن «قدرت آتش» خود، دهان تاجر ناپايدار كاخ سفيد را ببندد و برچسب تحقيرآميز «مفت‌سواري» را از پيشاني اروپا پاك كند. يكي از تيترهاي اصلي و حاشيه‌هاي بزرگ نشست، بيانيه تند نخست‌وزير دانمارك است كه اعلام كرده «گرينلند فروشي نيست». دونالد ترامپ درست پيش از آغاز نشست ناتو در تركيه، بار ديگر خواسته قديمي خود مبني بر كنترل يا خريد گرينلند توسط ايالات متحده را مطرح كرده است. اين موضوع نشان مي‌دهد ترامپ فراتر از بحث بودجه‌هاي نظامي، به دنبال بازتعريف قلمروهاي استراتژيك است و اين چالش ديپلماتيك جدي ميان امريكا و يكي از اعضاي ناتو (دانمارك) در خاك تركيه، پويايي نشست را كاملا تحت تأثير قرار داده است. اما درست در شرايطي كه ترامپ با لاف‌هاي تاجر‌مآبانه و احياي سناريوي مضحك خريد «گرينلند»، اعصاب ديپلماتيك متحدان را به بازي مي‌گيرد، شليك‌هاي پياپي در خاورميانه و انسداد مجدد رگ‌هاي حياتي انرژي، متغير ايران را به عنوان دوقلوي ناهمسان بحران اوكراين، به درون ويترين نشست پرتاب كرده است. ائتلاف غربي در خاك آناتولي، ميان ادبيات تند و جنجالي تروث سوشيال ترامپ و واقعيت‌هاي ميداني «موازنه وحشت» در خليج‌فارس قفل شده است. اين گزارش، كالبدشكافي دقيق گسل‌هايي است كه با اهرم تهران در قلب فرماندهي ناتو دهان باز كرده‌اند.

چك بلامحل در آنكارا

اروپاي قاره‌اي هراسان از بازگشت تاجر ناپايدار به كاخ سفيد، پايتخت تركيه را به ويترين «دفاع با كيف پول» تبديل كرده است. در دالان‌هاي مجتمع رياست‌جمهوري بش‌تپه، بوي چك‌هاي چند ميليارد دلاري پيش از باروت به مشام مي‌رسد. اعضاي اروپايي ناتو به رهبري مارك روته، دبيركل جديد، مجمع صنايع دفاعي را در حاشيه نشست علم كرده‌اند تا يك پيام واحد را به واشنگتن مخابره كنند: «اروپا ديگر مفت‌سوار نيست». رشد ۲۰‌درصدي بودجه نظامي متحدان در سال گذشته، پيش‌درآمدي بود براي اين رونمايي بزرگ؛ تلاشي ملموس براي خريدن امنيت فيزيكي قاره سبز از طريق تسليم كردن سودهاي كلان به كارخانه‌هاي تسليحاتي. اما «مرد ديوانه» ثابت كرده است كه با منطق مرسوم روابط بين‌الملل بازي نمي‌كند. درست در شرايطي كه دبيركل ناتو از «قدرت آتش» جديد ائتلاف سخن مي‌گويد، رييس‌جمهور امريكا با بازتوليد ادبيات جنجالي و ناسيوناليسم افراطي، بار ديگر ادعاي مالكيت و كنترل بر «گرينلند» را روي ميز مي‌گذارد. واكنش تند و فوري نخست‌وزير دانمارك كه با لحني گزنده اعلام كرد «گرينلند فروشي نيست»، عريان‌ترين نشانه از يك آنارشي دروني است. اين جلوه از رفتار ترامپ، يك لاف ساده يا شوخي رسانه‌اي نيست؛ اين يك پاتك استراتژيك از سوي واشنگتن است تا به متحدان خود يادآوري كند تعريف امريكا از «امنيت دسته‌جمعي»، نه يك پيمان دوجانبه متوازن، كه يك رابطه ارباب-رعيتي بر پايه «وفاداري مطلق» است. ترامپ عمدا اعصاب ديپلماتيك اروپا را به بازي مي‌گيرد تا به آنها بفهماند سهم ۳.۳ درصدي امريكا از GDP براي بودجه نظامي (معادل ۹۰۱ ميليارد دلار)، اهرمي است كه با آن مي‌تواند هر زمان كه بخواهد، كل ساختار ائتلاف را دستخوش زلزله كند.

چالش سخت با ايران 

اما لرزش واقعي در تالارهاي آنكارا نه از شمال قاره و ماجراي گرينلند، بلكه از مرزهاي جنوبي تركيه و قلب خاورميانه مخابره مي‌شود؛ جايي كه متغير ايران، مانند يك كاتاليزور استراتژيك، گسل‌هاي فراآتلانتيك را به مرز انفجار رسانده است. بنا به گزارش نيوزويك از حاشيه نشست، وقوع حملات جديد و ناامني در رگ‌هاي حياتي انرژي، دالان‌هاي ديپلماتيك را به اتاق جنگ تبديل كرده است. ترامپ كه در فضاي مجازي و تروث‌سوشيال با ادبيات تند و كوبنده از نابودي و تقابل سخن مي‌گويد، در واقعيت ميدان با يك موازنه وحشت همه‌جانبه روبه‌روست.  اينجاست كه گزارش فرماندهان ارشد و سابق ناتو عريان مي‌شود: تاجر كاخ سفيد در قبال ايران ميان يك سه‌راهي استراتژيك قفل شده است؛ سه گزينه‌اي كه هر كدام ريشتر زلزله درون ناتو را جابه‌جا مي‌كند: 

۱. توافق ناپايدار و معامله‌محور (هويج بدون چماق): 

گزينه اول ترامپ، پيشبرد تفاهم‌نامه‌هاي حداقلي براي باز كردن بنادر و كنترل تنش است. اما فرماندهان نظامي و كهنه‌كار ناتو نظير جيمز استاوريديس هشداري جدي به كاخ سفيد داده‌اند؛ آنها اين رويكرد را «سراسر هويج و بدون چماق» مي‌دانند كه تنها به تهران فرصت بازسازي مي‌دهد، بدون آنكه اهرم فشار واقعي براي غرب ايجاد كند. اين سناريو، بلافاصله خشم متحداني چون اسراييل را برمي‌انگيزد و شكاف ميان راهبرد واشنگتن و تل‌آويو را علني مي‌كند.

۲. بلوف زميني و لاف‌هاي هدفمند نظامي: 

گزينه دوم، تشديد تنش و حركت به سمت عمليات‌هاي محدود يا لاف‌زني براي حمله زميني است. فرماندهان اروپايي ناتو مانند وسلي كلارك و ريچارد شايرف به صراحت اين ادبيات ترامپ را «اغراق‌هاي آگاهانه براي باج‌گيري» مي‌خوانند. اروپا كه همين حالا رمق خود را در باتلاق اوكراين از دست داده، به هيچ عنوان حاضر نيست به دنبال ماجراجويي‌هاي نظامي ترامپ در خاورميانه حركت كند. براي قاره سبز، يك جنگ جديد در همسايگي ناتو يعني سيل جديد پناهجويان و تير خلاص به امنيت لرزان انرژي.

۳. برون‌سپاري بحران و فاكتور كردن هزينه‌ها براي ناتو: 

اين مطلوب‌ترين گزينه براي ترامپ و كابوس بزرگ براي اروپا است. ترامپ مي‌خواهد هزينه تقابل با ايران را روي دوش ناتو و متحدان منطقه‌اي بيندازد. عصبانيت و انتقاد شديد ترامپ در نشست ناتو از برخي كشورهاي اروپايي كه اجازه استفاده از پايگاه‌هايشان را براي عمليات عليه ايران نداده‌اند، دقيقا به همين نقطه برمي‌گردد. واشنگتن از ناتو «وفاداري مطلق» مي‌خواهد و اين يعني پايگاه‌هاي هوايي تركيه (اينجرليك) و حريم هوايي اروپا بايد در خدمت استراتژي ضد ايراني امريكا قرار بگيرند؛ درخواستي كه با مقاومت پنهان اما سرسختانه پايتخت‌هاي اروپايي روبه‌رو شده است.

اتصال خطوط گسل از بالتيك تا خليج فارس

نمي‌توان از اتاق جنگ آنكارا سخن گفت و چشم را بر جبهه فرسايشي اوكراين بست. «مارك روته » دبيركل ناتو در نطق خود تلاش كرد تا حمله موشكي اخير روسيه به كي‌يف را به عنوان سند فوريت ائتلاف برجسته كند؛ اما براي ناظران تكنوكرات، داستان اوكراين به متغيري وابسته به پرونده ايران تبديل شده است. در نشست‌هاي محرمانه ناتو، رهبران غربي به صراحت از مسكو، پكن، پيونگ‌يانگ و تهران به عنوان چهارضلعي «محور توانمندكننده» نام مي‌برند؛ پيوندي كه حالا محاسبات استراتژيك غربي‌ها را در چند جبهه همزمان قفل كرده است. حملات موشكي و پهپادي همزمان در شرق اروپا و خاورميانه، زرادخانه ناتو را دچار بحران اولويت‌بندي كرده‌است. «ولوديمر‌زلنسكي» رييس‌جمهوري اوكراين در آنكارا با لحني ملتمسانه خواستار تعهدات مالي مكتوب در بيانيه پاياني نشست است تا مطمئن شود چك‌هاي اروپا نقد مي‌شوند. اما واقعيت اين است كه غرب با يك «قحطي استراتژيك» در حوزه پدافند هوايي و موشكي مواجه است. هر موشك پاتريوتي كه براي مهار تنش‌ها در خاورميانه و حفاظت از پايگاه‌هاي همسايه ايران دپو شود، يعني يك سپر دفاعي كمتر براي شهرهاي اوكراين. اروپا هراسان است كه ماجراجويي‌هاي ترامپ عليه ايران، خطوط توليد تسليحات غربي را كه به تازگي به ظرفيت توليد ۴ ميليون گلوله توپ در سال رسيده‌اند، از جبهه اوكراين منحرف كند و زمين بازي را پيش‌پاي پوتين فرش نمايد. هراس پنهان بروكسل از تشديد تنش نظامي ترامپ با ايران يك كابوس بزرگ براي ناتو است. تحليل‌گران ارشد ناتو هشدار مي‌دهند كه در صورت حركت واشنگتن به سمت گزينه‌هاي سخت نظامي عليه تهران، مسكو بيكار نخواهد نشست. روسيه كه نزديك به ۵۰‌درصد از بودجه ملي خود را به ماشين جنگي‌اش تزريق كرده و صنايع دفاعي‌اش به صورت ۲۴ ساعته فعال است، مي‌تواند با انتقال فناوري‌هاي پيشرفته پدافندي و موشكي به ايران، هزينه هرگونه اقدام نظامي امريكا را به‌شدت بالا ببرد. اين يعني «موازنه متقابل»؛ تهران با مشغول نگه داشتن غرب در خاورميانه به تنفس استراتژيك مسكو كمك مي‌كند و مسكو با تقويت بنيه دفاعي ايران، اهرم‌هاي فشار ترامپ را در آنكارا خنثي مي‌سازد.

ناتو در تله موازنه وحشت تهران-مسكو

واقعيت نشست سران ناتو و سايش گسل‌هاي فراآتلانتيكي نشان مي‌دهد كه ائتلاف نظامي غربي با دوپينگ چند ميليارد دلاري صنايع دفاعي و فاكتور كردن چك‌هاي بي‌محل هم نمي‌تواند تزلزل ساختاري و پوكي استخوان ژئوپليتيك خود را پنهان كند. آرايش نظامي ناتو در آناتولي نشان داد كه دوران ديكته كردن يك‌جانبه راهبردهاي فراآتلانتيك بر جغرافياي بين‌الملل به پايان رسيده است. بازي غربي‌ها در اين نقطه از تاريخ به يك تناقض بدل شده است؛ از يك سو واشنگتن ميان بازي رواني مرد ديوانه و واقعيت سرسخت موازنه وحشت در خاورميانه قفل شده، و از سوي ديگر، قاره سبز سهم خود از امنيت بين‌المللي را مانند يك تاجر ورشكسته، تنها با پول معامله مي‌كند. در اين ميان، هم‌افزايي متغير مستقلي چون تهران با بن‌بست فرسايشي اوكراين، دقيقا همان اهرمي است كه گسل‌هاي دروني ناتو را به مرز انفجار رسانده است. وقتي خطوط بحران از بالتيك تا خليج فارس به هم متصل مي‌شوند، بازيگران نوظهور نشان مي‌دهند كه چگونه مي‌توان فرمول‌هاي كهنه بازدارندگي غرب را بي‌اثر كرد. آنكارا ۲۰۲۶، نه ويترين بازسازي‌شده قدرت ناتو، كه يك سند زنده و افشاگر از سقوط آزاد هژموني فراآتلانتيك در برابر «موازنه وحشت» نظام چندقطبي بود. غربي‌ها در خاك تركيه دور هم جمع شدند تا قدرت خود را به رخ بكشند، اما در نهايت، محدوديت‌هاي ژئوپليتيك خود را در چهارراه آناتولي به تماشا گذاشتند.

كارشناس روابط بين‌الملل

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون