مفهوم «تابآوري شهري» (Urban Resilience) امروزه به يكي از كليديترين دغدغههاي برنامهريزي و مديريت شهري در سراسر جهان تبديل شده است. تابآوري، توانايي يك نظام شهري براي مقاومت، جذب، سازگاري و بازيابي سريع از آثار مخاطرات طبيعي، زيستمحيطي، اقتصادي و اجتماعي است. در حالي كه شهرهاي پيشرو در جهان سرمايهگذاريهاي هنگفتي در اين زمينه انجام ميدهند، بسياري از شهرهاي ايران با چالشهاي جدي در زمينه تابآوري مواجه هستند. اين يادداشت به بررسي مولفههاي تابآوري شهري، دلايل كاهش آن در شهرهاي معاصر ايران و درسهايي از تجارب جهاني و بهويژه الگوهاي معماري و شهرسازي تاريخي در ايران ميپردازد.
مفهوم تابآوري شهري از ديدگاه چارچوب هيگو و سنداي
چارچوب اقدام هيگو (Hyogo Framework for Action - HFA 2005–2015) و جانشين آن، چارچوب سنداي (Sendai Framework 2015–2030)، تابآوري را به عنوان «توانايي يك نظام، جامعه يا شهر براي مقاومت، جذب، سازگاري و بازيابي به موقع از آثار يك خطر يا بحران، با حفظ و حتي بهبود ساختارها و كاركردهاي آن» تعريف ميكنند. اين بدان معناست كه شهر تابآور، شهري است كه نه تنها در برابر شوكها و فشارهاي مزمن دوام ميآورد، بلكه از آنها درس گرفته و خود را قويتر و هوشمندانهتر بازسازي ميكند.
مولفههاي كليدي يك شهر تابآور
تابآوري شهري مفهومي چندبعدي است كه بر پنج مولفه اصلي استوار است:
حكمراني و مديريت (Governance): وجود نهادهاي پاسخگو، قانونمدار، شفاف و هماهنگ؛ برنامهريزي راهبردي مبتني بر شناسايي و مديريت ريسك و مشاركت فعال شهروندان.
زيرساخت و كالبد شهري (Physical & Infrastructure): طراحي، ساخت و نگهداري زيرساختهاي مقاوم در برابر مخاطرات؛ مديريت پايدار آبهاي سطحي و شهري و بافتهاي شهري ايمن.
محيط زيست و پايداري اكولوژيك (Environmental Resilience): حفاظت از منابع طبيعي، مديريت پايدار اكوسيستمها، مقابله با تغيير اقليم، كاهش آلودگي و افزايش فضاهاي سبز شهري.
توسعه و تنوع اقتصادي (Economic Resilience): ايجاد اقتصادي متنوع، غيروابسته به يك بخش خاص؛ حمايت از كسبوكارهاي محلي؛ سرمايهگذاري در نوآوري و ايجاد اشتغال پايدار.
سرمايه اجتماعي و انساني (Social & Community Resilience): افزايش آگاهي عمومي، آموزش مديريت بحران، تقويت اعتماد اجتماعي، ايجاد شبكههاي حمايتي قوي و افزايش حس تعلق و مشاركت شهروندان.
تابآوري در معماري و شهرسازي سنتي و تاريخي ايران؛ درسهايي براي امروز
در مواجهه با چالشهاي تابآوري در شهرهاي معاصر، نبايد از ميراث غني معماري و شهرسازي تاريخي ايران غافل شد. بسياري از شهرهاي سنتي ايران به دلايل مختلف، سطوح بالايي از تابآوري را از طريق سازوكارهاي بومي و خلاقانه به نمايش ميگذاشتند:
يزد؛ شهر تابآور در دل كوير: شهر تاريخي يزد نمونهاي برجسته از تابآوري در برابر اقليم خشك و كمآب است.
معماري سازگار با اقليم: خانهها با حياطهاي مركزي، بادگيرها براي تهويه طبيعي و استفاده از مصالح بومي (خشت و آجر) به كاهش مصرف انرژي و ايجاد محيط زيستي مطلوب كمك ميكردند .
مديريت هوشمند آب: سيستم قنات، به عنوان يك شاهكار مهندسي، آب را از سفرههاي زيرزميني دوردست به شهر منتقل كرده و نه تنها نياز آبي شهر را تامين ميكرد، بلكه با ايجاد روانآبها، به تلطيف هوا نيز كمك ميكرد.
بافت فشرده و پيادهمدار: اين بافت، علاوه بر تسهيل روابط اجتماعي، نياز به حملونقل پرمصرف را كاهش ميداد.
شوادان دزفول؛ معماري تابآور و پدافند غيرعامل: شوادانها، فضاهاي خنك و نيمهزيرزميني در خانههاي مناطق گرمسير جنوب ايران، بهويژه در دزفول، نمونهاي درخشان از معماري تابآور با كاركردهاي دفاعي و پدافندي محسوب ميشوند، شوادانها سازههاي بومي در دزفول هستند كه علاوه بر ايجاد آسايش اقليمي براي شهروندان، در مدت جنگ 8 ساله از شهروندان دزفولي در برابر تهاجمات وحشيانه رژيم بعث عراق محافظت ميكرد.
همچنين در طول تاريخ هنگام هجوم دشمن خارجي به دزفول، افراد آسيبپذير نظير زنان و كودكان و افراد سالخورده به اين مكان پناه ميبردند و نيروهاي نظامي نيز از سيستم به هم پيوسته شوادانها به عنوان راه مخفي استفاده كرده و به پشت دروازه شهر ميرفتند و دشمن را محاصره ميكردند.
خنكسازي طبيعي: قرارگيري در عمق زمين، عايقي طبيعي در برابر گرماي شديد بيرون ايجاد كرده و دماي مطبوعي را فراهم ميساخت كه اين خود به كاهش اتكا به انرژيهاي مصنوعي كمك ميكرد.
كاركرد دفاعي و پناهگاهي: در زمان جنگها يا ناآراميها، اين فضاها به عنوان پناهگاه امن براي ساكنان عمل ميكردند. عمق و استحكام سازه، مقاومت در برابر حملات را افزايش ميداد.
مديريت منابع: در شرايط كمبود آب يا بحران، اين فضاها ميتوانستند براي ذخيرهسازي موقت منابع حياتي نيز مورد استفاده قرار گيرند.
اين الگوها نشان ميدهند كه چگونه دانش بومي، خلاقيت در طراحي و درك عميق از محيط زيست و مخاطرات، منجر به خلق ساختارهايي پايدار و مقاوم ميشد.
افول تابآوري در شهرهاي معاصر ايران
با گذار به مدرنيته و شهرسازي شتابزده، شاهد افول اين سطوح از تابآوري بودهايم:
غفلت از دانش بومي و اقليم: اولويت يافتن الگوهاي معماري وارداتي و غفلت از سازوكارهاي سنتي سازگار با اقليم، شهرهاي ما را در برابر تغييرات آبوهوايي و مخاطرات طبيعي آسيبپذيرتر كرده است.
توسعه نامتوازن و سوداگرانه: گسترش بيرويه شهر، حاشيهنشيني و تمركز بر رشد كالبدي بدون توجه به زيرساختها و پايداري، فشار مضاعفي بر منابع وارد كرده است.
عدم رعايت اصول پدافند غيرعامل: ناديده گرفتن مخاطرات در مكانيابي پروژهها، پراكندگي نامناسب مراكز حياتي و ضعف در شبكههاي دفاعي و حياتي (آب، برق، ارتباطات) در برابر حملات يا حوادث گسترده، تابآوري جامعه را كاهش داده است. تمام اين موارد در حالي است كه قوانين بسيار مطلوبي در بحث پدافند غيرعامل وجود دارد كه مغفول مانده است و مشخصا تمامي ساخت و سازهاي كنوني مبتني بر مبحث 21 مقررات ملي ساختمان نيست و صرفا از اين منبع براي قبولي در آزمون نظام مهندسي ميتوان بهره برد.
تضعيف سرمايه اجتماعي: گسست روابط سنتي و عدم مشاركت فعال شهروندان، توانايي جامعه براي واكنش موثر در زمان بحران را محدود ساخته است.
درسآموختههايي از شهرهاي تابآور جهان
تجربيات جهاني نيز بر اهميت رويكردهاي تركيبي تاكيد دارد:
روتردام (هلند): پروژههاي نوآورانه در مديريت آب و سازگاري با اقليم.
كوبه (ژاپن): مقاومسازي زيرساختها و آموزش همگاني پس از زلزله.
سنگاپور: حكمراني هوشمند، نوآوري در مديريت منابع (به ويژه آب) و برنامهريزي بلندمدت.
تجارب جهاني اين مساله حياتي را به ما يادآور ميشود كه با شناخت تهديدها و بحرانها و برنامهريزي هوشمندانه جهت دفع خطرات ميتوان شهرهاي ايمني را ايجاد و به سمت تعالي يك شهر حركت كرد.
جمعبندي و چشمانداز
بازگرداندن تابآوري به شهرهاي ايران، مستلزم يك بازنگري اساسي و رويكردي جامع است. اين امر بايد شامل موارد زير باشد:
احياي ميراث تابآوري: تلفيق دانش بومي و الگوهاي موفق تاريخي (مانند يزد و شوادان دزفول) با فناوريها و رويكردهاي نوين.
ادغام پدافند غيرعامل و تابآوري: لحاظ كردن اصول ايمني، مقاومت و آمادگي در تمام سطوح برنامهريزي و توسعه شهري.
تقويت حكمراني پايدار: هماهنگي بينبخشي، شفافيت، پاسخگويي و مشاركت واقعي شهروندان.
سرمايهگذاري بر سرمايه اجتماعي و انساني: تقويت آگاهي، همبستگي و توانايي جامعه براي مواجهه با بحران.
تابآوري شهري نه يك انتخاب لاكچري و لوكس، بلكه يك ضرورت حياتي براي تضمين بقا، امنيت و رفاه نسل حاضر و آينده است. بازگشت به ريشهها، درس گرفتن از تجربيات جهاني و تاريخي و تلاش مشترك براي ساختن شهرهايي مقاوم، مسووليت همه ماست.
پژوهشگر شهرساز