عاشورا در سيره و سنت بنيانگذار (۱۲)
چون كار چنان حاد است كه فقط با اعلام رسمي امام ميتوان منبر را به صورت اول برگردانيد. گفتم من كه منبري رسمي نيستم. فرمودند، بايد بيايي، چند اتومبيل جلو خانه ما آماده است، فردا فلان ساعت حركت ميكنيم، حتما بايد بيايي. به خانه جناب آقاي فلسفي رفتيم و عازم قم شديم. به امام اطلاع دادند كه آقاي فلسفي با وعاظ مشهور تهران آمدهاند كه براي ماه رمضان رهنمود بگيرند.
امام تشريف آوردند و در جمع ما نشستند. جناب آقاي فلسفي در سخنان كوتاهي گفتند: آقا، اطلاع داريد كه در سنوات اخير منبر و مساله گريستن و عزاداري امام حسين(ع) چه وضعي پيدا كرده است. به مردم القا كردهاند كه عزاداري يعني چه و روضه و گريه كردن چه چيزي را حل ميكند و از اين قبيل مطالب. اهل منبر سخت در فشارند، مردم همه كم و بيش بيتفاوت شدهاند. آمدهايم از حضرتعالي رهنمود بگيريم. واقعا تكليف ما چيست. در منبر به خصوص ماه مبارك رمضان و محرم و صفر اكتفا كنيم به سخنراني خشك يا چنانكه سابقه داشته، ذكر مصيبت هم بكنيم و روضه بخوانيم؟ (قريب به اين مضمون) .
امام فقيد در پاسخ جناب آقاي فلسفي مطالب بسيار جالبي بيان داشتند كه همان نيز نقطه عطفي در احياي فرهنگ عاشورا بود. اگر آن بيانات قاطع و صريح امام نبود، وضع حاكم بر افكار جوانان آن روز رفتهرفته «فرهنگ عاشورا» را به دست فراموشي ميسپرد و معلوم نبود كار به كجا بكشد.
درست به ياد ندارم كه راديو و تلويزيون و جرايد چه مقدار از بيانات امام را منعكس كردند، ولي هر چه بود، قضيه در اندك زماني در همه جا انعكاس يافت و به اصطلاح سد شكسته شد و راه را براي اشاعه فرهنگ عاشورا گشود...در آن جلسه امام خميني- قدس سره - در پاسخ آقاي فلسفي سرآمد وعاظ و خطباي ايران، ضمن بيانات مفصلي تصريح كردند كه اگر روضه و گريه و نوحهسرايي و عزاداري امام حسين (ع) و شهداي كربلا نبود، اسلام با اعمال بنياميه از بين رفته بود. كربلا و فرهنگ عاشورا، اسلام را حفظ كرد و بايد اين مكتب به همان سبك سنتي آن حفظ شود. (پرتال امام خميني (ره))