• 1405 شنبه 21 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6365 -
  • 1405 شنبه 20 تير

انسجام ملی زیر فشار تحرکات انحرافی

علی ربیعی

از درون جنگي ظالمانه و نابرابر با قدرت‌هاي سلطه‌گر و خونريز كه با از دست دادن‌هاي جبران‌ناپذير و شهادت رهبري همراه بود، انرژي وحدت‌بخشي در ميان ايرانيان پديد آمد كه نوع مصرف آن براي آينده كشور مهم و سرنوشت‌ساز است. انحراف در جهت مصرف اين انرژي عظيم، يكي از تهديدات سرنوشت ملت‌ است. ملت‌ها پس از جنگ، سرنوشت متفاوتي را تجربه كرده‌اند. حاكميت و دولت‌هاي هوشمند، توانستند سرنوشتي توام با توسعه و قدرت ملي را براي جامعه خود رقم بزنند. اين روزها شاهد ايجاد انحرافاتي توسط گروهي - آگاهانه يا ناآگاهانه، اعتقادي يا غيراعتقادي- تحت تاثير نمي‌دانم چه جرياني، كه بعدها مشخص خواهد شد! در دستاوردهاي بزرگ جنگ هستيم كه نمونه‌هاي از آن را مي‌توان در تلاش‌هايي براي تغيير جهت مبارزه و حمله به سمت داخل - مديران ومسوولان درگير در مقاومت- و تحريك افكار عمومي عليه آنها ديد.هرچند در حافظه تاريخي ايرانيان، شواهد ديگري از اين دست موارد ثبت است‌. از اين جمله مي‌توان به تئوري «دشمنِ غريب و بعيد داعش  اشاره كرد كه تنها به مسلمان‌كشي منجر شد و در خلال آن حتي يك تير هم به سوي دشمنان بياني از سوي خودشان (از جمله اسراييل) شليك نشد.» در نمونه‌اي ديگر تئوري سازمان مجاهدين خلق كه «بهشتي، دشمن نزديك و امريكا دشمن دور » منجر به شهادت و از دست رفتن يكي از خاص‌ترين انديشمندان اسلامي يعني دكتر بهشتي شد و در نهايت سرنوشت اين گروه هم مجاورت در كنار صدام و امريكا شد. 
در طي چند دهه اخير، همواره با حساسيت، تحولات و تغييرات ارزشي جامعه را به وسع خود رصد كرده‌ام.
 با آنكه ايران جامعه‌اي متكثر و متنوع با كوهانه‌هاي جمعيتي با ارزش‌هايشان است، معتقدم اكثريت عظيم و قابل توجه ايرانيان همواره با هر گرايشي، به شكلي منسجم در مقابل متجاوزين ايستاده‌اند. لذا در اين ميان، بايد حرف همه آنهايي كه به فراخوان‌هاي همسو با دشمن به خيابان نيامدند، به خصوص آنان كه زير بمب‌ها و موشك‌هاي دشمن در خيابان فرياد همبستگي سر مي‌دادند (كه ايران قدردان حضور اميدبخش‌شان است)، را شنيد. 

اما اينك بايد عميقا نگرانِ تلاش‌هايي بود كه مي‌خواهند جهت افكار عمومي را از مسائل اصلي، تمركز بر دفاع ملي و گرفتن حق جامعه از نظام سلطه منحرف كرده و به سمت منازعات و تقابل‌هاي داخلي سوق دهند.  به باور من، انتقال كانون تنش از مساله اصلي به درگيري‌هاي دروني، يكي از شناخته‌شده‌ترين الگوهاي فرسايش همبستگي اجتماعي است. اين روند، اگر به‌موقع فهم و مهار نشود، مي‌تواند اعتماد عمومي را تخريب كند،شكاف‌هاي پنهان را فعال سازد و جامعه را درگير نوعي خودفرسايي جمعي كند؛ وضعيتي كه در آن، انرژي اجتماعي به‌جاي مقاومت و بازسازي، صرف بدبيني، حذف و تقابل مي‌شود.
از تخريب مديراني كه چه در ميدان، چه در معيشت و چه در ديپلماسي براي احقاق حق فعالند تا سنگ‌‌پراني به اين افراد و تحريك فضاي داخلي را نبايد رفتاري بي‌اهميت يا صرفا هيجاني تلقي كرد. اينها نشانه‌هاي خطرناكي از توليد شكاف و تضعيف انسجامند. هنوز هم خاطره تلخ «مُهر پراكني » به سوي شهيد لاريجاني در اذهان زنده است. عجيب است كه چشم‌هايشان را به روي اين حقيقت واضح مي‌بندند كه دشمن چگونه «پزشكيان »، «قاليباف » و... را تا مرز شهادت پيش راندند و تنها لطف خدا بود كه با گشوده شدن يك روزنه، از شهادت حتمي نجات يافتند ولي همچنان در معرض ترور و شهادت قرار دارند.
هر صدايي كه جامعه را از تمركز بر تهديدهاي واقعي منحرف كند و به سمت خصومت‌هاي داخلي سوق دهد، عملا به فرسايش وحدت ملي كمك مي‌كند؛ حتي اگر خود را در پوشش خيرخواهي يا حساسيت اجتماعي عرضه كند.
در برهه‌هاي حساس، بزرگ‌ترين خطا آن است كه جامعه در دام سناريوهاي تنش‌زا گرفتار شود و سرمايه اجتماعي خود را در ميدان بدگماني و تسويه‌حساب‌هاي دروني هدر دهد. امروز، بيش از هميشه، حفظ هوشياري نسبت به پروژه‌هاي شكاف‌آفرين و دفاع از انسجام اجتماعي، يك مسووليت ملي است.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون