• 1405 شنبه 21 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6365 -
  • 1405 شنبه 20 تير

بمب اتمي و صداي راسل

مرتضي ميرحسيني

ترس عميقي بود. مي‌گفتند قبلا دو بار به كار رفته است و اصلا بعيد نيست كه بازهم به كار برود. مي‌گفتند اينكه جنگ هسته‌اي نامعقول است و قطعا برنده‌اي نخواهد داشت، كه جان ده‌ها و حتي صدها ميليون انسان را مي‌گيرد و درد و بيماري را به صدها ميليون ديگر از بازماندگان تحميل مي‌كند و حتي پايان تمدن بشري را رقم مي‌زند، همه استدلال‌هاي محكمي‌اند، اما ديوانگي - و بي‌وجداني- آنهايي كه بمب اتمي دارند اين دلايل و همه دلايل ديگري را كه فهرست كنيد، بي‌اعتبار مي‌كند. سايه جنگ سرد هم بر قلب‌ها سنگيني مي‌كرد و بر ذهن‌ها تاثير مي‌گذاشت و تهديدهاي تقريبا هر روزه امريكا و شوروي هم بود كه جنگ هسته‌اي - آن‌هم جنگي تمام‌عيار با همه پيامدهاي بدبينانه‌اش را- باورپذير مي‌كرد. آن حرف‌هاي اينشتين در سخنراني نيويورك (دسامبر 1945) همچنان واقعي و ملموس بود؛ «فيزيكداناني كه در ساختن هولناك‌ترين و خطرناك‌ترين سلاح تمام اعصار شركت داشتند، امروز به نوعي احساس مسووليت مي‌كنند... ما در ساخت اين سلاح همكاري كرديم و آن را به دست كساني داديم كه باور داشتيم براي صلح و آزادي مي‌جنگند. اما اكنون هيچ ضمانتي براي صلح نمي‌بينيم. ابرقدرت‌هايي كه زماني در جنگ متحد بودند اكنون در صلح رودرروي هم ايستاده‌اند. به دنيا وعده‌رهايي‌ از ترس‌را داده‌بودند، اما حالا كه جنگ‌به‌پايان‌رسيده، ترس بيشتر شده است.» يك دهه بعد از آن حرف‌ها، وحشت همچنان باقي بود و براي بسياري از مردم گوشه و كنار دنيا، چنين به نظر مي‌رسيد كه تدبيري براي مهار آن ممكن نيست. برتراند راسل بلندآوازه، متأثر از اين وحشت و نگراني، نامه به اينشتين نوشت. نوشت نمي‌شود بي‌تفاوت ماند و كاري نكرد و دست سياستمداران -و از آن بدتر، نظاميان - را براي تصميم‌گيري درباره سلاح هسته‌اي باز گذاشت. نوشت ما به همبستگي مردان علم براي تحريك افكار عمومي و به فشار افكار عمومي براي تحديد تصميم‌گيران نياز داريم. اينشتين با او موافق بود. در پاسخ به راسل نوشت در نگراني‌ات شريك هستم و با هر كارزاري كه به بيداري افكار عمومي و ختم رقابت تسليحاتي بينجامد همراهي مي‌كنم. راسل كه از پاسخ اينشتين دلگرم شده بود، بيانيه‌اي نوشت و آن را با چند دانشمند بزرگ آن سال‌ها در ميان گذاشت. تاييدشان را مي‌خواست. اما آن همدلي و همراهي را كه توقع داشت از آنان نديد و در كاري كه شروع كرده بود به گره خورد. مشكل اينجا بود كه بسياري از دانشمندان به يكي از دو طرف - امريكا يا شوروي، غرب يا شرق- دلبستگي داشتند و خواه‌ناخواه نمي‌توانستند نقش ميانجي را ايفا كنند. بدتر اينكه اينشتين هم كه پشت راسل ايستاده بود همان روزها از دنيا رفت. البته راسل پا پس نكشيد. در نهايت امضاي جمعي از دانشمندان را گرفت و جولاي 1955 بيانيه‌اي را كه به بيانيه راسل ـ اينشتين مشهور است منتشر كرد. «نظراتي كه در اين بيانيه از سوي ما اعلام مي‌شود، نظرات عضوي از يك ملت يا قاره يا دين يا مذهب خاص نيست. ما به نمايندگي از نوع بشر صحبت مي‌كنيم. بشري كه ادامه حياتش روي اين كره خاكي، با خطري جدي مواجه شده است. جهان امروز مملو از منازعات سياسي و مذهبي است... ما خواهان طرفداري از يك دسته يا محكوميت دسته ديگر نيستيم. همه در خطر هستند و ما اگر بتوانيم در اين برهه حساس زماني اين خطر را به خوبي درك كنيم، اميد به پيشگيري از آن را خواهيم داشت... زمزمه‌هايي از برخي محافل قدرت به گوش رسيده است كه ما توانايي آن را داريم تا بمبي بسازيم 2500 بار قوي‌تر از بمب هيروشيما... و صاحب‌نظران همگي بر اين نكته اتفاق‌نظر دارند كه انفجار بمبي كه از آن صحبت مي‌شود، نقطه پاياني بر حيات بشري خواهد بود. آن‌هم نه يك پايان آني و لحظه‌اي، بلكه نابودي تدريجي و با دردناك‌ترين بيماري‌ها و دهشت‌بارترين شكنجه‌ها براي نوع بشر.» خلاصه حرفش اين بود كه در شرايط كنوني دو انتخاب -و فقط همين دو انتخاب- پيش روي بشريت است: يا ادامه همين مسير كه در پايان به تباهي مي‌انجامد، يا تجديد نظر قطعي و كامل در برنامه‌هاي نظامي هسته‌اي و نيز پذيرش اين اصل كه كاهش تنش‌هاي دوجانبه جز با گفت‌وگو ممكن نمي‌شود و «جنگ نبايد يكي از گزينه‌هاي در دسترس سياستمداران باشد»، چه آنكه «ما هرچقدر در زمان صلح در ممنوعيت به‌كارگيري بمب اتمي به توافق برسيم، به هيچ‌يك از اين وعده‌ها و پيمان‌ها در شرايط جنگي نمي‌توان اميد بست.» بسياري از رسانه‌هاي انگليسي -و انگليسي‌زبان- بيانيه را پوشش دادند و صداي راسل را به گوش مخاطباني در مقياس چندصد ميليوني رساندند. بعد، خيلي‌ها در گوشه و كنار جهان به تكاپو افتادند و از آنچه راسل مي‌گفت پشتيباني كردند. كارزار بزرگي براي خلع‌سلاح و صلح جهاني آغاز شد و بحث‌هايي درباره چگونگي استفاده صلح‌آميز از انرژي هسته‌اي - كه با هر تفسيري، دستاورد بزرگ علم بود- بالا گرفت. اما مشكل همچنان باقي ماند.نه دو ابرقدرت تغييري در برنامه اتمي خودشان دادند و نه از رقابتي كه شروع كرده بودند كوتاه آمدند. بعدتر هم چند كشور ديگر هسته‌اي شدند و بمب اتمي ساختند. داستان بدتر و پيچيده‌تر شد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون