بررسي آخرين وضعيت استقلال در «اعتماد » با علي لطيفي؛
حق استقلال نيست به عنوان قهرمان فصل پيش معرفي شود
علي لطيفي: برخي فسادهاي مديريتي بيست سال اخير پنجره استقلال تيم را بست
روزبه دلاور
استقلال به عنوان يكي از نمايندگان ايران در فصل آينده بازيهاي ليگ نخبگان آسيا شرايط خوبي ندارد. پس از انتخاب سهراب بختياريزاده به عنوان سرمربي اين تيم و با توجه به نيمهتمام ماندن مسابقات فصل پيش انتظار ميرفت كه آنها خيلي زود دست به كار شوند و يك تيم قوي را ببندند اما با توجه به بسته شدن پنجره نقل و انتقالاتشان فعلا بايد مراقب باشند تا ستارههاي اين تيم مثل ابوالفضل جلالي كه ياغي شد، سر از تيمهاي ديگر در نياورند! تا اين لحظه، خبر از احتمال جدايي رامين رضاييان و منير الحدادي هم هست. براي بررسي بيشتر از وضعيت اين روزهاي استقلال با علي لطيفي تماس گرفتيم تا اين پيشكسوت اوضاع اين تيم را بهتر و دقيقتر براي هواداران شرح دهد كه در ادامه ماحصل اين گپ و گفت اختصاصي را ميخوانيد.
در ابتدا بگوييد انتخاب سهراب بختياريزاده به عنوان سرمربي فصل بعد استقلال يك تصميم منطقي از جانب مديران اين باشگاه بود؟
نه سهراب بلكه هرمربي ديگري چه ايراني و چه خارجي كه باشد به اولين چيزي كه براي رسيدن به موفقيت نياز دارد «ثبات كاري » است. يعني اعتماد باشگاه به خودشان، ما در بين مربيان ايراني طي اين سالها نديديم به مربي اعتماد شود به جز يك مربي آنها در ۱۵ تا ۲۰ سال قبل كه امير قلعه نويي بود. با اينكه اوايل نتيجه نگرفته بود اما سه سال پشت سر هم حفظش كردند تا آقاي قلعه نويي بشود آقاي قلعهنويي! در نتيجه و با در نظر گرفتن وضعيت سختي كه كشورمان دارد و استقلال هم كه هلدينگ خليج فارس مالكش است كه بيشترين آسيب را در جنگ ديده و به لحاظ مالي اين تيم در شرايط سختي قرار دارد نسبت به فصل گذشته به نظرم انتخاب سهراب انتخاب درستي بوده در بين مربيان داخلي. چون مربيان خوب خارجي نياز به هزينه سنگين دارند كه شرايط مالي استقلال خوب نيست. از طرف ديگر اينكه افكار عمومي كاملا عليه مربي ايراني است را هم داريم. در پرسپوليس و تيم ملي هم همين است. الان درباره قلعهنويي هم مخالفت زيادي بين مردم وجود دارد و درباره استقلال هم به همين شكل است. با توجه به اينكه دست باشگاه براي انتخاب مربي خارجي بسته بود، سهراب راحتترين كسي است كه ميتوانند سرش را ببرند! سهراب مربي اورژانسي است! چهار، پنج بار آمده و نتيجه نگرفته و رفته و آخرين بار هم در بازي آسيا بود كه نتيجه هم گرفت و كنار رفت. سهراب را از سر ناچاري آوردند و يقين دارم با اولين باخت سر او را ميبرند!
مقصر بسته بودن پنجره در اين برهه حساس زماني را چه كساني ميدانيد؟
نميشود يك مدير را مقصر دانست بلكه بيش از بيست سال است كه مديراني آمدند و رفتند. با صداقت بگويم بعضي از مديراني كه آمدند فساد كردند تا دورهاي كه هلدينگ اين تيم را در اختيار بگيرد اين تيم هزار ميليارد تومان بدهكار باشد. جالب اينكه هيچ مديري را پاسخگو نكردند. دليلش ميدانيد چيست؟ چون مديري كه خلاف كرده تنها نيست! اين اتفاق سلسهوار و زنجيروار آدمهاي غيرقابل قبول را به هم وصل ميكند و همين دليل كسي پاسخگو نميشود و ديگري هم يقه بقيه را نميگيرد. هزار ميليارد پول كمي نيست و از زماني شروع شده كه دلار ۵ تا 10 هزار تومان بوده كه يك بدهي بسيار سنگين است و همه هم ميدانيم چه كساني هستند اما هيچ كسي پاسخگو نيست. پنجره بسته نقل و انتقالاتي ماحصل يك دهه قبل است و نميشود صرفا يك مدير يا اعضاي هياتمديره يك دوره مديريت را مقصر دانست. بعضيها هم سالم كار كردند اما آنها را هم كنار گذاشتند. حالا پنجره بسته شده را چه كسي تاوان ميدهد؟ هوادار بدبخت كه زندگيشان استقلال است. تيمهاي بزرگ نياز به ابزار دارند. بزرگترين معضل فوتبال ما نوع قراردادهايي است كه در دو، سه دهه اخير بسته شده است شايد پنج درصد هم قرارداد درست با مربيان و بازيكنان خارجي نبستيم. قرار بود سال قبل پنجره باز شود كه جنگشد و اين اتفاق رخ نداد.
در چه پستهايي استقلال نياز به بازيكن جديد دارد؟
اگر بخواهيم اين تيم را در قامت قهرمان ببينيم كه در ليگ نخبگان هم شركت ميكند نسبت به فصل قبل در همه پستها نياز به بازيكن دارند! يك بازيكن مياني و خلاق پست شماره 10 پشت مهاجمان ميخواهيم كه يك پست بسيار حساس است. همچنين نياز به بازيكن پاسور و رونده كه گلزني هم كند. ضمن اينكه پارسال نبود يك مهاجم كلاسيك پست شماره 9 هم بزرگترين آسيب را به تيم زد. مثلا كاري كه لواندوفسكي در بارسا ميكند يا زلاتان در تيمهاي مختلفي انجام ميداد يا هري كين كه در بايرن بازي ميكند. در نهايت در دفاع و دروازهبان ميخواهد.
صحبت از جدايي بازيكناني مثل رضاييان و منير الحدادي است.
سال قبل هم بيشترين دعواهايم با ساپينتو بود و مقابلش ايستادم سر رضاييان و جلالي. رامين در حقش در استقلال ظلم شد و در دوسال گذشته بهترين بازيكن استقلال بود اما لجبازيها و دادن اختيارات بيش از حد به سرمربي باعث شد تا اين فاجعه رخ دهد تا جايي برسد كه بگويد ميخواهم بروم. او اگر درخواست معقولي دارد با درنظر گرفتن پنجره بسته بايد او و بقيه بازيكنان را حفظ كرد. بازيكنان هم بايد بدانند اينجا استقلال است و پرسپوليس و استقلال با تيمهاي ديگر فرق دارند.
صحبت از جام دادن به استقلال هم هست. به عنوان يك پيشكسوت و كارشناس نظر خود را بگوييد؟
من مخالفم با اينكه ميدانم هواداران از دست من ناراحت ميشوند. از طرف پيشكسوت اين حرفها را ميزنند براي محبوب شدن نزد هواداران است اما من صادقانه حرف ميزنم. به همان ميزان كه دست من و شما و فدراسيون نبود و مسابقات كنسل شد و باور داشتم با كمبود زمان بايد استقلال را به ليگ نخبگان معرفي كنند به همان ميزان هم باور داشتم و دارم كه به هيچ عنوان نبايد هيچ تيمي را به عنوان قهرمان معرفي كنند و جام دهند. روي كاغذ حداقل ۴ تيم شانس داشتند و فاصله نيز يك امتيازي هم بوده و با در نظر گرفتن بازيهاي رودر رو در بالاي جدول به هيچ عنوان عاقلانه نيست و حقخوري محسوب ميشود اگر تيمي را قهرمان اعلام ميكردند.