در گرداب كلكلهاي اينستاگرامي
شأن تيم ملي را دفن نكنيد!
در دنياي مدرن فوتبال شبكههاي اجتماعي پل ارتباطي ميان هواداران و تيم ملي هستند. فضايي كه بايد محل انتشار اخبار رسمي معرفي ظرفيتهاي فني و ايجاد شور و نشاط حرفهاي باشد، اما متاسفانه صفحه رسمي تيم ملي فوتبال كشورمان اخيرا با انتشار يكسري محتواي عجيب و به دور از شأن يك نهاد ملي و رسمي مسيري را در پيش گرفته كه بيش از آنكه بيانگر اقتدار باشد نشاني از استيصال و نگاهي آماتورگونه دارد.
اين صفحه در يك اقدام غيراصولي بعد از شكست امريكا مقابل بلژيك نتيجه تساوي صفر-صفر تيم ملي مقابل بلژيك را در كنار پيروزي ۴ بر يك همان بلژيك مقابل امريكا قرار داد و زيرش «نوشت جهان با من برقص!» پيام ضمني اين مقايسه براي مخاطب روشن است: اگر ما مساوي كرديم و آنها باختند پس ما از امريكا بهتريم! در اقدامي عجيبتر و باورنكردنيتر زماني كه مصر از آرژانتين دو بر صفر جلو بود همان صفحه رسمي تيك آبيدار نتيجه يك-يك ايران مقابل مصر را كنار عقب بودن آرژانتين مقابل ياران صلاح گذاشت! اما چندي نگذشت كه آلبيسلسته سه گل زد ادمين احتمالا خردسال صفحه رسمي استوري را پاك كرد!
اين منطق فوتبال كافيشاپي كه بيشتر برازنده صفحات هواداري زرد و كانالهاي تلگرامي پرحاشيه است زماني به اوج وقاحت ميرسد كه نتايج واقعي جام جهاني ناديده گرفته ميشود. درحاليكه تيم ملي ما حتي با وجود افزايش تعداد تيمها به ۴۸ تيم در عبور از مرحله گروهي ناكام ماند ايالاتمتحده با عملكردي به مراتب متفاوت تا يكهشتم نهايي جام جهاني پيش رفت. مصر هم كه به زور تيم سوم يك گروه ديگر را در پنالتي شكست داد و مقابل آرژانتين با اينكه در برههاي از بازي خوب بود درنهايت باخت، مثل بلژيكي كه بالاتر از يكچهارم نرفت.
چنين مقايسههايي نه تنها دردي را دوا نميكند بلكه نوعي خودفريبي است كه تنها مايه مضحكه در فضاي بينالمللي ميشود. مشكل اصلي اينجاست كه فوتبال رياضيات ساده يك به علاوه يك نيست. هر بازي، زمين و شرايط و لحظات متفاوتي دارد. تيم ملي ما در آن بازي خاص مقابل بلژيك دقايق زيادي با يك يار بيشتر به ميدان رفت و حتي با آن برتري عددي نيز نتوانست به پيروزي برسد چه بسا اگر اخراج بازيكن بلژيك رخ نميداد سرنوشت آن بازي به گونهاي ديگر رقم ميخورد.
استناد به نتايج تك بازيها براي اثبات برتري مطلق مغلطهاي است كه اگر مبنا قرار گيرد سنگ روي سنگ بند نميشود. آيا كيپورد به عنوان تيمي گمنام كه اسپانيا را متوقف كرده حالا بايد مدعي حضور در جمع چهار تيم پاياني جهان باشد؟ آيا بايد شاهد آن باشيم كه آنها نيز با چنين ادبياتي براي قدرتهاي بزرگ فوتبال كري بخوانند؟ يا مثلا عربستان كه در دور پيش در بازي نخست آرژانتين را شكست داد اما خودش حذف شد و آرژانتين قهرمان جام جهاني شد چه حرفي بايد براي گفتن ميداشت؟ اصلا چه اهميتي دارد كه يك تيم بتواند در يك بازي با همه اتفاقات و حوادث يك نتيجه قابل قبول بگيرد (تازه ما نبرديم، مساوي كرديم) اما در مجموع شكست خورده باشد؟ كدام يك از هواداران فوتبال يادشان است كه برزيل قهرمان جام جهاني 1994 چه نتايجي در مسير قهرماني گرفته بود و كدام تيم موفق شده بود از اين تيم امتياز بگيرد؟
منطق حكمفرما بر اين استوريهاي اينستاگرامي چنين هرج و مرج فكري را تجويز ميكند. يك پيج رسمي تريبون يك ملت است نه صفحه شخصي يك هوادار متعصب كه تازه با دنياي كريخواني آشنا شده است. البته كه بايد فرض را بر اين گذاشت كه انتشار چنين استورياي قطعا تصميم يك ادمين ساده نيست و احتمالا نگاه تمام مجموعه فدراسيون و كادرفني تيم ملي همين است كه چون ما با بلژيك مساوي كرديم و بلژيك تا يكچهارم رفته پس ما هم تا يكچهارم رفتيم!!
وقتي صفحه رسمي تيم ملي وارد فضاي كلكلهاي بچگانه ميشود در واقع اعتبار حرفهاي خود را در سطح جهاني تنزل ميدهد. اين نوع رفتار نشاندهنده نبود بلوغ رسانهاي در تيم مديريتي شبكههاي اجتماعي فدراسيون است. مخاطب فهيم فوتبال به جاي اين قياسهاي معالفارق انتظار تحليل فني و شفافيت در برنامهريزي و ارتقاي سطح كيفي فوتبال ملي را دارد. درنهايت بهتر است مسوولان فدراسيوننشين بدانند كه شأن ملي چيزي نيست كه با چنين اقداماتي به دست بيايد. احترام حاصل نتايج درخشان در مستطيل سبز است نه حاصل فتوشاپهاي ناشيانه و استدلالهاي سطح پايين در اينستاگرام. وقت آن است كه از اين بازيهاي كودكانه دست بكشيد و به فكر بازسازي واقعي جايگاه فوتبال ايران باشيد؛ جايي كه اعتبار نه با كريهاي اينستاگرامي بلكه با صعودهاي واقعي و افتخارات ماندگار ساخته ميشود.