خليجفارس در متون
يوناني و لاتين و تازي
سعيد نفيسي، مورخ، نويسنده و استاد دانشگاه تهران در بخشي از مقاله «خليجفارس در متون يوناني و لاتين و تازي» كه در نشريه وزارت امور خارجه، شماره سوم (جلد اول)، شهريور ماه ۱۳۲۸ منتشر شده و اكنون در آرشيو مطبوعات مجلس نگهداري ميشود، نوشته است: «درباره نامهاي جغرافيايي ميتوان اين قاعده كلي را كه بر بسياري از آنها تعلق ميگيرد، روا دانست: نامهاي سرزمينها و كشورها بيشتر از نامهاي طوايف نژادهايي كه در آنجا زندگي ميكردهاند، گرفته شده است. بيشتر نامهاي رودها از رنگ آبها و شكل ظاهري آنها بيرون آمده و نامهاي كوهها را نيز اغلب از شباهت آنها با چيزهاي ديگر گرفتهاند. اما به درياها تقريبا هميشه نام كشورها و سرزمينهايي را كه به آنها نزديك بودهاند، دادهاند. دريايي كه سراسر جنوب ايران را فراگرفته چون قسمت عمده آن كرانههاي سرزمين فارس را در ايران در بر گرفته است و از مردم ايران مردم فارس يعني پارسيان باستان زودتر از طوايف ديگر با جهان غرب رابطه بهم زدهاند از روزي كه بتدوين تاريخ و جغرافيا آغاز كردهاند «درياي فارس» يا «خليجفارس» ناميدهاند. كلمه پارس و فارس را يونانيان قديم «پرس» تلفظ كردهاند و به همين جهت در تسميه اين خليج اين كلمه را نيز به كار بردهاند. قديميترين كتابهايي كه در تاريخ و جغرافيا براي جهانيان مانده كتابهاي يوناني است كه از قرن پنجم پيش از ميلاد به تاليف آنها آغاز كردهاند و بسياري از آنها از ميان رفته و تنها ذكري از آنها در كتابهايي كه پس از آن نوشته شده، باقي مانده است. البته در كتيبههاي آسوري ذكري از بعضي سرزمينها و رودها و درياهاي مجاور بينالنهرين هست ولي در آن زمان هنوز نامهايي كه تا امروز مانده است رايج نشده بود. يونانيان تا پيش از غلبه اسكندر مقدوني (۳۵۶- ۳۲۳ پيش از ميلاد) چندان با آسياي مركزي و ايران رفتوآمد نداشتهاند. تنها چند تن از دانشمندان يونان قديم در دوره پيش از اسكندر مقدوني به ايران نزديك شدهاند مانند كتزياس پزشك معروف كه در قرن پنجم پيش از ميلاد ميزيسته و [...] قسمت عمده از آنچه كتزياس نوشته از ميان رفته است[...] به همين جهت اطلاعات جغرافيايي درباره اين قسمت از آسيا تنها در كتابهايي كه در قرن اول و دوم ميلادي درباره اسكندر نوشتهاند باقي مانده است، زيرا از كساني كه در زمان اسكندر يا نزديك به عصر او كتابهايي پرداختهاند نيز چيزي بهجا نمانده است. اما پيداست كه اسامي جغرافيايي كه ايشان به كار بردهاند همانهاست كه از آغاز تمدن و فرهنگ يونان يعني از قرن پنجم پيش از ميلاد باقي مانده و به ايشان رسيده بوده است. آريان مورخ معروف يوناني كه در قرن دوم ميلادي ميزيسته نام خليجفارس را پرسيكون كايتاس نوشته است كه معني درست آن «خليجفارس» است [...]. جغرافيانويسان و تاريخنويسان تازي همهجا درباره اين دريا همان نام قديم را به كار بردهاند و مهمترين كتابهايي كه ذكري از آن در آنها هست بدينگونه است: ۱- ابن خرداذبه (۲۱۱- حدود ۳۰۰) كه قديمترين كتاب جغرافيا به زبان تازي ازاو مانده است در كتاب المسالك و الممالك اسم اين دريا را «بحر فارسي» نوشته است.[...] ۶- بزرگ بن شهريار رامهرمزي ناخداي معروف ايراني در كتاب «عجائب الهند بره و بحره و جزايره» كه در حدود ۳۴۲ تاليف كرده نيز «بحر فارس» آورده است. [...] ۱۱- دانشمند معروف ابوالريحان محمد بن احمد بيروني كه در ذيالحجه ۳۶۲ به جهان آمده و در ۴۴۰ در گذشته است در كتاب معروف خود «كتاب القانون المسعودي» كه در ۴۲۱ به پايان رسانيده دوجا «بحرفارس» را نام برده است. [...] ۱۵- شهابالدين احمد بن عبدالوهاب نويري (۶۷۷ - ۷۳۳) در كتاب «نهايه الارب في فنون الادب» نام آن را «خليجفارس» نوشته و از اينجا پيداست كه در آغاز سده هشتم هجري اندك اندك اصطلاح «بحر فارس» متروك شده و تعبير «خليجفارس» جاي آن را گرفته است. [...] گذشته از اين نوزده تن بزرگان تاريخنويسان و جغرافيانويسان به زبان تازي در همه كتابهاي ديگر كه ذكري ازين دريا هست تا روزگار ما نام آن را برخي «بحرفارسي» و برخي ديگر «بحرالفارسي» و پارهاي «خليجفارس» آوردهاند. [...] گذشته از زبان تازي در زبانهاي ديگر آسيا نيز نام اين دريا را «بحرفارس» نوشتهاند. [...] در امپراتوري عثماني كه كوشيدهاند نام تركي بر برخي از جاهاي همسايه آن كشور بگذارند و تعصبي در اين راه بهكار بردهاند برخي عمدا نام اين دريا را به زبان تركي «بصره كورفزي» نوشتهاند يعني «خليج بصره» و با اين همه در برابر آن براي فهم مردمي كه باين تسميه جعلي عادت نداشتهاند «بحر فارس» نوشتهاند. در هندوستان نيز همواره باين دريا «بحرالفارس» گفتهاند. خليجفارس بوده است چنانچه به زبانهاي [نامهاي لاتين در متن اصلي موجود است] ارمني، انگليسي، روسي، اسپانيايي، روماني، دانماركي، چك، يوگسلاوي، فرانسه، آلماني، ايتاليايي، هلندي، نوروژي، سوئدي، مجاري و ژاپوني ميگويند. در همه اين زبانها نام سرزمين فارس هست.»
منبع: آرشيو مطبوعات مجلس