• 1405 چهارشنبه 11 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6367 -
  • 1405 دوشنبه 22 تير

فروكاستن امر حياتي به آيين اداري

نيوشا طبيبي

۱. شوك واقعيت پس از جنگ رمضان

آنچه پس از جنگ رمضان و به ويژه پس از شهادت رهبري و اعضاي خانواده‌شان اتفاق افتاد، روشن كرد كه دستگاه آموزشي و تبليغي حاكميت و رسانه‌هاي جريان انقلاب تا چه حد در بيان واقعيات ناتوان بوده‌اند. امر حكمراني به خودي خود، كاري پيچيده و هزار وجهي است؛ اگر خصوصيات سرزميني ايران، وضعيت فشارهاي بين‌المللي و سايه دائمي تهديد جنگ را به اين پيچيدگي‌هاي طبيعي اضافه كنيد، آن وقت عظمت كاري كه در زمينه‌هاي مختلف در كشور ما انجام شده است، رخ مي‌نمايد. قصد ندارم وقت را هدر بدهم؛ اين روزها بسياري از آگاهان، حقيقت‌دوستان و باوجدانان، از اينكه به وقت و در زمان مناسب حرفي نزنند يا اصلا آگاهي لازم را نداشتند، پشيمان هستند. اصل سخن من چيز ديگري است: مسخ امر حياتي به بخشنامه و رويه اداري.

۲. از شور پيروزي تا كاغذكشي‌هاي اداري: يك روايت عيني

اجازه بفرماييد مقصود خود را با چند خاطره برسانم. همان طور كه از نام من ممكن است حدس بزنيد، من از خانواده‌اي مذهبي نمي‌آيم، اما ايران‌دوستي، ايران‌خواهي و ضديت با حكومت استبدادي سلطنتي، راه و روش پدر مصدقي من بود. من سال ۱۳۵۹ - درست فرداي آغاز جنگ و حمله صدام به ايران - به مدرسه رفتم. هنوز چندان از پيروزي فاصله نگرفته، كشور درگير جنگ شده بود، اما با تمام مضايق، جشن پيروزي انقلاب ساده، خودجوش و داراي احوالي خوش بود.

سال به سال، اين جشن صورت برنامه‌اي‌تري به خود گرفت. در سال‌هاي دبيرستانم، برگزاري جشن انقلاب تبديل به فرصتي براي فرار از درس براي بچه‌ها و يك وظيفه كارمندي براي كادر مدرسه شده بود. جشن با بستن روبان‌هاي رنگي، كاغذكشي و پرچم‌هاي ريسه‌اي كه از اداره‌ كل مي‌آمد برپا مي‌شد، شيريني‌اي پخش مي‌شد و تمام! هيچ ‌وقت هيچ‌ كس تلاش نكرد به ما دانش‌آموزان، اندكي از تاريخ انقلاب را فراتر از جملات كليشه‌اي كتاب‌هاي درسي بازگويد. براي ما و اولياي مدرسه، جشن انقلاب مانند به‌جا آوردن يك مراسم اداري در محيط آموزشي بود؛ خشك، رسمي و تهي از معنا.

۳. بلاتكليفي يك طبقه  و انسداد جهاد تبيين

آنها كه در خانواده مذهبي و انقلابي رشد كرده بودند، با اين فرهنگ و چرايي آن آشنا بودند و در همان زيست‌بوم بزرگ شدند. اما آنهايي كه مثل من بودند - و تعدادشان هم كم نبود - بلاتكليف ماندند. دستگاه آموزشي و رسانه‌هاي رسمي شيوه‌اي خشك و نامنعطف داشتند و چهره انقلاب براي بسياري از افرادي كه خاستگاهشان طبقه متوسط غيرمذهبي بود، پوشيده ماند. در سال‌هاي بعد، همين‌ها تحت تاثير تبليغات رسانه‌هاي دشمن قرار گرفتند. رهبر شهيد، لزوم درانداختن «جهاد تبيين» را از اين نظر حس كرده‌ بودند كه مي‌دانستند عده زيادي از مردم، حتي از گروه‌هاي تحصيلكرده و اهل فرهنگ، با واقعيات جامعه ايران آشنا نيستند و بسياري از توانايي‌هاي ملي را نمي‌بينند. اما بروكراسي تمايل شديدي دارد كه هر امر كيفي را به امر كمّي و گزارش‌دهي تقليل بدهد. براي همين، مناسبت‌هايي كه مي‌توانند منشا اثر براي تبيين و تجديد عهد باشند، به مراسمي خشك و مجموعه‌اي از سخنراني‌هاي تكراري مبدل كه در نهايت به صورت يك برگ گزارش عملكرد به نهاد بالادستي ارسال مي‌شوند.

۴. پاشنه آشيل ديپلماسي فرهنگي

 در خارج از كشور

به‌طور نمونه در موضوع شهادت رهبري، به ويژه در كشوري مانند اسپانيا كه زمينه روشنگري از هر جهت آماده است، مراسم بزرگداشت شهادت ايشان مي‌توانست فرصتي عالي براي همكاري ايرانيان و نهاد رسمي نمايندگي فرهنگي كشور باشد؛ برنامه‌هايي براي معرفي انقلاب، تفاوت‌هاي ايران پيش و پس از انقلاب، علل حمله صدام و توضيح موضع اخلاقي جمهوري اسلامي در دفاع از فلسطين. اما اين فرصت بزرگ، تبديل به برنامه‌اي انحصاري، محدود، كليشه‌اي و تهي از معنا شد؛ برنامه‌اي صرفا براي ارائه گزارش و آمار به مركز و همين! اگر امروز با خيل جمعيتي مواجه هستيم كه چيزي از اصل انقلاب و خدمات نظام نمي‌دانند، مسووليت آن با نگاه متصلب و اداري به روشنگري است. تبديل شدن يك حقيقتِ جاري به يك روز تعطيل در تقويم كه وقتي تمام مي‌شود، همه نفس راحت مي‌كشند كه «خوب، اين هم به خير و خوشي برگزار شد و رفت تا سال بعد»، بزرگ‌ترين خسارتي است كه به كشور وارد آمده و زمينه‌ساز توطئه‌ها و جنگ‌هاي اخير شده است.

پي‌نوشت: پيامد اين نوشته - اگر ديده شود - عدم دعوت مجدد اينجانب به مجالس رايزني فرهنگي در اسپانياست؛ در حالي كه رايزن محترم تازه با من كمي بر سر لطف آمده بود!

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون