ديدگاه نسل Z از آموزش عالي درحال تغيير است
عليرضا بابامراد
نسل زد در حال به چالش كشيدن الگوي موفقيتي است كه براي نسلهاي قبلي تعريف شده بود. با پيشرفتهاي سريع فناوري، تغيير هنجارهاي فرهنگي و نيروي كار بازتعريفشده، مسير سنتي از دانشگاه به شغل ديگر يك امر مسلم نيست. در عوض، بسياري از جوانان ميپرسند آيا دانشگاه هنوز هم بهترين سكوي پرتاب براي موفقيت است؟ پاسخ ساده نيست و دادهها نشان ميدهند كه نسل زد بهطور فزايندهاي شكاك است. در واقع، حدود ۷۸ درصد از امريكاييها افزايش علاقه به مشاغل فني و حرفهاي (trade jobs) در ميان بزرگسالان جوان را مشاهده كردهاند كه نشاندهنده تغيير گستردهتري در نحوه ديدگاه اين نسل به فرصتها و موفقيت است.
سه عامل كه تعريف موفقيت نسل زد را شكل ميدهند:
1- ارزش دانشگاه- «انتظارات دانشجويان براي رفتن به دانشگاه به پايينترين سطح ۲۰ ساله خود رسيده است» - اين تيتر از فوربس ابعاد تغيير در نگرش نسل زد به تحصيلات عالي را به خوبي نشان ميدهد. در سال ۲۰۰۲، ۷۲ درصد از دانشآموزان دبيرستاني انتظار داشتند كه مدرك كارشناسي كسب كنند. تا سال ۲۰۲۲، آن عدد به تنها ۴۴ درصد كاهش يافته بود. در ميان دانشجويان نسل اول، آرزوها در طول همين دوره از ۶۰ درصد به ۳۳ درصد كاهش يافت. اين كاهش نشاندهنده نگرانيهاي فزاينده در مورد هزينه، ارتباط و بازگشت سرمايه است. بر اساس گزارش اشتغالپذيري فارغالتحصيلان ۲۰۲۵، تنها ۳۳ درصد از فارغالتحصيلان اخير معتقدند كه تحصيلاتشان ارزش هزينهاي كه كردهاند را داشته است. با افزايش شهريه و بدهيهاي دانشجويي، بسياري از نسل زديها در حال سوال كردن هستند كه آيا يك مدرك تحصيلي تضمينكننده آمادگي شغلي يا ثبات مالي است يا خير.
كارفرمايان نيز انتظارات خود را تغيير ميدهند. در حالي كه ۷۱ درصد هنوز هم براي مشاغل سطح مقدماتي به مدرك نياز دارند، ۷۶ درصد همان تعداد يا كمتر از كارمندان سطح مقدماتي را استخدام ميكنند. اين يك پارادوكس ايجاد ميكند: هنوز هم مدركها مورد انتظار هستند، اما هميشه نتايجي كه دانشجويان پيشبيني ميكنند را ارايه نميدهند.
2- تغييرات فرهنگي و تاثير رسانههاي اجتماعي - فراتر از اقتصاد، فرهنگ نقش قدرتمندي در بازتعريف ديدگاه نسل زد نسبت به آموزش ايفا ميكند. رسانههاي اجتماعي موفقيت را قابل دسترستر و فوريتر كردهاند. يك گزارش CNBC نشان داد كه ۵۷ درصد از نسل زد ميخواهند تاثيرگذار باشند. با اين حال، تنها ۴.۷ درصد از كاربران شبكههاي اجتماعي محتواي خود را به پول تبديل ميكنند و تقريبا نيمي از آنها كمتر از ۱۵,۰۰۰ دلار در سال درآمد دارند. پلتفرمهايي مانند تيكتاك و يوتيوب نوع جديدي از مسير شغلي را ايجاد كردهاند كه به نظر ميرسد مدارك سنتي را دور ميزند. يك پست همهگير (viral) ميتواند يك برند، يك كسبوكار يا يك جنبش را راهاندازي كند. با اين حال، اين توهم موفقيت آني ميتواند جوانان را به اين باور برساند كه تخصص، امري خودخوانده و تحصيل، اختياري است. جف بزوس به تازگي در مورد اين طرز فكر هشدار داد و گفت: «من آمازون را وقتي ۳۰ ساله بودم راهاندازي كردم، نه وقتي ۲۰ ساله بودم. آن ۱۰ سال تجربه اضافي واقعا شانس موفقيت آمازون را افزايش داد. من دانشگاه را تمام كردم و فكر ميكنم اين براي من مفيد بوده است. » در حالي كه نسل زد به استقلال و خلاقيت اهميت ميدهد، تغيير فرهنگي به سمت موفقيت خودساخته يكي از چندين نيرويي است كه به كاهش آرزوهاي دانشگاهي كمك ميكند.
3- عدم تطابق نيروي كار و افزايش يادگيري عملي - عامل ديگري كه باعث بياعتمادي نسل زد ميشود، عدم تطابق بين آموزش و اشتغال است. بسياري از فارغالتحصيلان احساس ميكنند كه براي ورود به بازار كار آماده نيستند، نه به اين دليل كه دانش كافي ندارند، بلكه به اين دليل كه تجربه و ارتباطات لازم را ندارند. گزارش اشتغالپذيري ۲۰۲۵ نشان داد كه ۱ نفر از هر ۵ فارغالتحصيل ميگويد برنامه آموزشي آنها هيچ كمكي به ايجاد ارتباطات شغلي نكرده است. علاوه بر اين، ۳۶ درصد آرزو ميكنند كه موسسهشان به آنها در پيدا كردن شغل پس از فارغالتحصيلي كمك كرده بود. COVID-19 اين مشكل را تشديد كرد و كارآموزيها، فرصتهاي شبكهسازي و خدمات شغلي را مختل كرد. در همين حال، مديران استخدام از عدم تطابق ارزشها گزارش ميدهند. يك مقاله از Business Insider فاش كرد كه تنها ۲درصد از جويندگان كار نسل زدي ارزشهايي را كه كارفرمايان بيشتر ميپسندند، به اشتراك ميگذارند. تعصب سني نيز يك نگراني است: ۴۲ درصد از مديران استخدام هنگام بررسي رزومهها به سن توجه ميكنند و ۳۶ درصد به تعصب عليه نسل زد اعتراف ميكنند. نسل زد بهطور فزايندهاي به آموزش عملي، راهنمايي و تجربههاي دنياي واقعي اولويت ميدهد. آنها به دنبال موسساتي هستند كه به آنها در ايجاد روابط كمك كنند، نه فقط رزومه. اين تغيير باعث ميشود كه دانشگاهها و كارفرمايان دوباره فكر كنند كه چگونه جوانان را براي آينده آماده كنند.
بازنگري در مسير پيش روي سوالات نسل زد از مسير سنتي بيشتر از يك روند است؛ اين يك سيگنال است. فرهنگ اينفلوئنسري، تغيير ارزشها و شكافهاي نهادي در حال بازتعريف نحوه تعريف موفقيت توسط جوانان است. براي رهبران آموزشي و كارفرمايان، چالش واضح است: با انتظارات در حال تغيير نسل زد سازگار شوند در حالي كه ارزش بلندمدت يادگيري ساختاريافته و آمادگي شغلي را تقويت ميكنند. كساني كه به تطبيقپذيري، تجربههاي واقعي و حمايتهاي معنادار شغلي اولويت ميدهند، بهترين موقعيت را براي برآورده كردن انتظارات نسل زد و شكلدهي به آينده آموزش خواهند داشت.
ترجمه گزارشي از موسسه cengage
رييس كميته امور دانشجويان شوراي مشاوران نسل زد