• 1405 چهارشنبه 11 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6367 -
  • 1405 دوشنبه 22 تير

ادامه در صفحه اول

خلأ  قانون و آموزش در شبکه‌های اجتماعی 

حد و حدود عرفی و قانونی حضور افراد در این فضا را برای عامه مردم مشخص کند؟  مدیران این بخش‌ها می‌توانند با همکاری معاونت پیشگیری از وقوع جرم قوه قضايیه و مراکز رسانه‌ای مرتبط با این قوه، بیایند وسط میدان و در کنار آموزش‌های مربوطه در این حوزه‌ها، خط قرمزهای قانونی را نیز در این زمینه‌ها مشخص كنند تا مردم با آگاهی و امنیت بیشتری به فعالیت‌های اجتماعی خود  بپردازند.  حضور بخش اعظمی از مردم جامعه در این محافل جمعی، یک پتانسیل بزرگ فرهنگی محسوب می‌شود، اما چرا ظرفیت اجتماعی به این بزرگی، آموزش‌های لازم را در جهت نحوه استفاده صحیح از این ابزار و تکنولوژی به‌روز و عمومی نباید داشته باشد، واقعا جای سوال است؟  حتی در بحث رعایت حرمت و حریم دولتمردان کشور نیز وضعیت مناسبی در این شبکه‌ها مشاهده نمی‌‌شود.   هم اکنون شبکه‌های اجتماعی در این بخش‌ها نیز به شدت نیازمند هشدارهای لازم و فرهنگ‌سازی‌اند. صدالبته که نقد سازنده در جامعه باید وجود داشته باشد.  اما در کشور ما به جای نقد و روشنگری و ارائه راهکار لازم برای نقصان‌های مدیریتی دولت،  انواع و اقسام هجمه‌ها را نثار دولت‌ها می‌کنند که عمده این رفتارها نیز در شبکه‌های اجتماعی انعکاس می‌یابند و هیچ مرجع رسمی نظارتی نیز وجود ندارد که در مورد قوانین بازدارنده در این زمینه‌ها اظهارنظری کند.  کار در شبکه‌های اجتماعی به جایی رسیده که مخالفان دولت، به راحتی آنها را مورد توهین و تهدید و تمسخر قرار می‌دهند و حتی با کوچک‌ترین هشداری نیز از طرف نهادهای نظارتی ذی‌ربط مواجه نمی‌شوند!   کسی هم نیست این طیف را آگاه کند و بگوید که شبکه‌های اجتماعی، محل توهین و تکفیر و تمسخر و تخریب و بی‌احترامی به دیگران، مخصوصا شخصیت‌‌های سیاسی کشور نیست؟ کدام مرجع قانونی باید به مردم اطلاع بدهد که قوانینی برای صیانت از حریم خصوصی و اجتماعی افراد و مقامات و شخصیت‌ها در این شبکه‌ها وجود دارد و آنها را تشریح کند؟ به راحتی برخوردهای تند و هنجارشکنانه در مورد افراد و شخصیت‌های سیاسی در این شبکه‌ها صورت می‌گیرند و این معضل هم اکنون به یک امر عادی تبدیل شده است.  منتقدان دولت باید بدانند که حداقل در راستای حفظ وحدت و انسجام اجتماعی هم که شده در شرایط خاص فعلی و حساس نه جنگ و نه صلح کشور، ‌باید در کنار دولتمردان قرار بگیرند نه در مقابل آنها...! دولت حتی رسانه و تریبون مشخص و ثابتی هم برای روشنگری در مورد برخی کاستی‌ها در اختیار ندارد تا بتواند پاسخگوی برخی  سوءتفاهم‌ها باشد.    دولت  به دلیل مشغله‌های کاری شبانه‌روزی، حتی فرصت شفاف‌سازی و  دفاع از خود را نیز در چنین مواقعی پیدا نمی‌کند. امید که مدیریت آنتن ملی، پیشگام فرهنگسازی در این حوزه‌ها باشد که در دنیای جنگ رسانه‌ای امروز، مهم‌ترین کار فرهنگی  برای مردم محسوب می‌شود.
مستندساز  و  منتقد 

 

ايران؛ آنچه ما را كنار هم نگه مي‌دارد

 طبيعي است كه انتظار داشته باشند سياستگذاري عمومي نيز به همان اندازه فراگير، منصفانه و مبتني بر اعتمادسازي باشد. در ادبيات توسعه، سرمايه اجتماعي زماني پايدار مي‌ماند كه ميان جامعه و نظام حكمراني يك رابطه متقابل از اعتماد و مسووليت شكل بگيرد. مردم با مشاركت، همبستگي و احساس مسووليت، پشتوانه كشور مي‌شوند و مسوولان نيز با كارآمدي، عدالت، شفافيت و پاسخگويي، اين سرمايه را تقويت مي‌كنند. اين رابطه، يك‌طرفه نيست؛ هر ميزان كه جامعه مسوولانه‌تر رفتار كند، وظيفه مسوولان نيز براي پاسداري از اين اعتماد سنگين‌تر خواهد بود. از همين رو، امروز بيش از هر زمان ديگري نيازمند بازتعريف برخي شكاف‌هاي اجتماعي هستيم. بسياري از اين شكاف‌ها، بيش از آنكه محصول واقعيت‌هاي اجتماعي باشند، حاصل انباشت سوءتفاهم‌ها، ضعف گفت‌وگو و غلبه روايت‌هاي متعارضند. در مقابل، بايد مفاهيمي چون اعتماد، مشاركت، وفاق، عدالت، كرامت شهروندي و مسووليت‌پذيري را متناسب با اقتضائات جامعه امروز بازتوليد كرد. جامعه‌اي كه در ميدان عمل نشان داده ظرفيت همگرايي دارد، سزاوار آن است كه در عرصه سياستگذاري نيز با نگاه فراگير ديده شود. وفاق ملي، صرفا يك شعار سياسي نيست؛ يك ضرورت اجتماعي براي عبور از مسائل پيچيده امروز ايران است. اين وفاق زماني پايدار خواهد ماند كه هيچ ايراني احساس نكند از دايره شنيده شدن، مشاركت يا ديده شدن خارج شده است. هر اندازه دامنه مشاركت گسترده‌تر باشد، اعتماد عمومي نيز عميق‌تر خواهد شد و هر چه اعتماد افزايش يابد، امكان تصميم‌گيري‌هاي بزرگ و اصلاحات موثر نيز بيشتر مي‌شود. ايران امروز، بيش از هر زمان ديگر، به سياست‌هايي نياز دارد كه بازتاب‌دهنده همان همبستگي فراگيري باشد كه مردم در ميدان عمل به نمايش گذاشته‌اند. اگر حضور مردم در بزنگاه‌هاي تاريخي، فراگير و مسوولانه است، سياست‌ها نيز بايد فراگير، عادلانه و مبتني بر گفت‌وگو باشند. اين، نه يك مطالبه جناحي، بلكه ضرورتي براي حفظ پايداري، افزايش تاب‌آوري و تضمين آينده كشور است.
سرمايه اجتماعي، بزرگ‌ترين دارايي ايران است. اين سرمايه نه با دستور ايجاد مي‌شود و نه با تبليغات پايدار مي‌ماند، بلكه در پرتو اعتماد متقابل، احترام به كرامت مردم، شنيدن صداهاي متفاوت، عدالت در تصميم‌گيري و مشاركت واقعي شهروندان تقويت مي‌شود. تجربه تاريخي ايران نشان داده است كه مردم، هرگاه پاي منافع ملي و تماميت اين سرزمين در ميان باشد، مسوولانه و آگاهانه در كنار كشور خود مي‌ايستند. اكنون نوبت آن است كه اين اعتماد ارزشمند، مبناي حكمراني، برنامه‌ريزي و سياستگذاري آينده قرار گيرد، چراكه آينده ايران، بيش از هر چيز، بر پايه همين سرمايه اجتماعي استوار خواهد بود.

تبريك به پير مطبوعات

در واقع اين حركت قابل توجه و در زمان خود يگانه بود.
دنياي رسانه با وجود اينترنت تغييرات بسياري كرده است و پيش‌بيني مي‌شود روزنامه اطلاعات با اين تغييرات كنار بيايد و در كنار ساير موسسات مطبوعاتي كشور قدم در راهي بگذارد كه اينترنت و هوش مصنوعي و... در برابر رسانه‌ها گذاشته است اينجانب به عنوان يكي از فرزندان روزنامه اطلاعات و امروز به عنوان مديرمسوول و سردبير روزنامه اعتماد يكصد سالگي روزنامه اطلاعات را به مديران، خبرنگاران، نويسندگان و كاركنان زحمتكش بخش‌هاي فني و هنري و... اين روزنامه تبريك مي‌گويم.

 

 

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون