پتانسيلهاي ايران براي رشد اقتصادي در برنامه هفتم توسعه
مهدي زارع
در ابلاغيه قانون برنامه هفتم توسعه متوسط رشد سالانه اقتصادي ۸ درصد و رشد بهرهوري كل عوامل توليد ۲.۸درصد آمده است. ايران، با ويژگيهاي زمينشناختي و زيست اقليمي با نگاهي به افق 1420- 1405فرصتهاي بزرگي براي سرمايهگذاري بلندمدت دارد. بازارهاي جهاني بهشدت به سمت كربنزدايي، زنجيرههاي تامين مواد معدني حياتي و كريدورهاي ترانزيت محلي متمايل ميشوند. كريدورهاي تابشي خورشيدي و بادي، فلات ايران را به يكي از مناسبترين مناطق جهان براي استقرار انرژي تجديدپذير در مقياس صنعتي تبديل ميكند. ايران مركزي و جنوبي، بيش از ۳۰۰ روز آفتابي در سال با تابش مستقيم نرمال دارد. اين وضعيت مبنايي ايدهآل براي زيرساختهاي فتوولتاييك با راندمان بالا و انرژي خورشيدي متمركز فراهم ميكند. ايران داراي كريدورهاي عظيم انرژي بادي است. منطقه «باد ۱۲۰ روزه» سيستان و بخشهايي از خوزستان و منجيل در استان گيلان جريانهاي بادي قابل پيشبيني و پرسرعتي دارند. ظرفيت بادي قابل برداشت كشور بيش از 30 گيگاوات تخمين زده شده. ايران روي كمربند فلززايي تتيس (يك ويژگي زمينشناسي عظيم غني از ذخاير پورفيري) قرار دارد. با تسريع گذار جهاني به وسايل نقليه الكتريكي و شبكههاي پيشرفته تا سال ۲۰۴۰، ايران در ميان توليدكنندگان برتر جهان و ذخاير استخراج نشده مس، روي، سرب، منگنز و كروميت فراتر از ذخاير هيدروكربني شناخته شده جهاني آن قرار دارد. ايران رتبه دوم گاز طبيعي، چهارم نفت، هفتم ذخاير مس و ششم روي جهان است. دسترسي به پيسنگ كريستالي پوسته كم ژرفاي ايران، هزينههاي استخراج فلزات پايه را كاهش ميدهد. ايران «پلي» طبيعي بين آسياي جنوبي، آسياي مركزي، اروپا و خاورميانه است. برخلاف خطوط ساحلي خليجفارس كه به تنگه هرمز متكي هستند، ايران در مكران ساحل عميق گستردهاي در امتداد خليج عمان و درياي عرب دارد. ژئومورفولوژي سواحل مكران، اجازه پهلوگيري مستقيم كشتيهاي بزرگ را در ساحل ميدهد، از نقاط انسداد دريايي عبور ميكند و به كريدور حمل و نقل بينالمللي شمال- جنوب متصل ميشود. ايران ستون فقرات اصلي كمربند و جاده چين ، كريدور CAWA و لجستيك شمال اوراسيا است. ايران داراي تنوع اكولوژيكي شامل ۱۱ مورد از ۱۴ اقليم كلان متمايز جهان است. به دليل تغييرات شديد ارتفاع - از منفي ۲۸ متر در ساحل درياي كاسپين تا بيش از ۵۶۰۰ متر در قله دماوند - تنوع گلها و گياهان اين منطقه دو برابر اروپاي غربي است. اين توزيع اكولوژيك منحصر به فرد، ريزاقليمهاي محلي بهينه شدهاي را براي محصولات كشاورزي بومي با ارزش بالا، جنگلداري تخصصي و مواد اوليه براي بخش داروسازي بينالمللي دارد. براي دستيابي به هدف رشد توليد ناخالص داخلي سالانه در برنامه هفتم توسعه كشور نميتواند تنها به سياستهاي اقتصادي استاندارد متكي باشد. بايد سريع مواهب طبيعي و جغرافياي مكاني خود را به حداكثر برساند. براي ايران، رسيدن به نرخ رشد پايدار درصدي مستلزم استفاده از زمين نه تنها به عنوان نهادههاي خام، بلكه به عنوان يك مزيت رقابتي ساختاري براي تصرف زنجيرههاي ارزش جهاني است. امتيازات جغرافيايي فيزيكي و طبيعي ايران براي تقويت اين مسير رشد است. گذار از نفت به مواد معدني حياتي در ايران -با تقريبا 10درصد از نفت جهان و 15درصد از ذخاير گاز طبيعي- با نرخ رشد 8درصدي مستلزم گسترش سريع به بخشهاي با حاشيه سود بالاتر و فناوريهاي حياتي است. ايران مستقيما روي كمربند فلززايي تتيان، يك ابرقدرت زمينشناخي معدني است. ارزش ذخاير معدني غيرسوختي استخراج نشده ايران، بيش از ۲۷ تريليون دلار تخمين زده شده كه ميزبان ۶۸ نوع ماده معدني مختلف است. پيشبيني ميشود در بازه زماني پانزده ساله پيش رو، تقاضاي جهاني براي مس -ضروري براي خودروهاي برقي، شبكههاي برق مراكز داده هوش مصنوعي و انرژيهاي تجديدپذير- از عرضه پيشي بگيرد. گسترش استخراج از معادن بالادستي به پالايش پاييندستي -توليد كاتد و مفتول با خلوص بالا- از يك امتياز جغرافيايي طبيعي بهره ميبرد كه ميتواند رشد دو رقمي بخش صنعتي را ايجاد كند. عناصر خاكي كمياب و فلزات پايه از طريق زنجيرههاي تامين زميني براي مواد معدني فرآوري شده را ميتوان به راحتي از طريق مرزهاي مجاور به تركيه، آسياي مركزي و چين منتقل كرد و از تحريمهاي دريايي سنتي عبور كرد. ايران بايد به يك مركز ترانزيت ضروري تبديل شود. درياي محصور در شمال -كاسپين- و يك حوضه اقيانوسي باز در جنوب- خليجفارس، اقيانوس هند، كه با يك فلات كوهستاني متمركز به هم ميرسند. ژئومورفولوژي ساحل جنوب شرقي ايران در امتداد سواحل درياي مكران / عمان امكان ساخت بنادر بزرگي مانند چابهار را فراهم كرده كه در آن نفتكشهاي بسيار بزرگ و كشتيهاي كانتينري عظيم بدون نياز به لايروبي مداوم و پرهزينه پهلو ميگيرند. چابهار كاملا خارج از تنگه هرمز قرار دارد. با هدايت تجارت به چابهار، ايران ميتواند موتور اصلي واردات/صادرات خود را از آسيبپذيريهاي ژئوپليتيكي و حق بيمههاي دريايي فزاينده خليجفارس جدا كند. پل زميني درههاي فلات مركزي ايران يك كريدور توپوگرافي است كه اقيانوس هند را مستقيما از طريق كريدور حمل و نقل بينالمللي شمال-جنوب به بازارهاي روسيه و آسياي مركزي متصل ميكند. كنترل اين ستون فقرات ترانزيت فيزيكي به ايران اجازه ميدهد تا از زنجيرههاي تامين اوراسيا درآمد كسب كند و ميلياردها دلار از هزينههاي ترانزيت، لجستيك بندر خشك و مناطق توليد مرزي به دست آورد.