مرگي خاموش در انتظار مربيان و آموزش رانندگي
شهرام بيكي
چند سال پيش در مسير سفرم، در يك جاده كوهستاني تصادف زنجيرهاي وحشتناك اتفاق افتاد . تعدادي خودرو، زير كاميونها له شده بودند. من و چند نفر براي كمك از اتوبوس پياده شديم . در حالي كه به سمت محل حادثه ميدويدم، سر عروسكي را ديدم كه از بالاي جاده به سمت پايين در حال غلتيدن بود. با خود گفتم حتما صاحب عروسك خيلي خوشحال ميشود اگر سر عروسك را به او برگردانم . در حالي كه به طرف سر عروسك ميدويدم با صحنه بسيار دلخراشي مواجه شدم . اين سر عروسك نبود، سر يك نوزاد بود، چشمهايم سياهي رفت و روي زمين نشستم. فقط داد ميزدم و ناله ميكردم. هيچوقت برقِ چشمهاي آن نوزاد را كه به من زل زده بود فراموش نخواهم كرد.اين سفر بدترين سفر زندگيام بود .تا چند ماه افسرده و پريشان بودم.چرا بايد چنين حوادثِ ناگوار و سوزناك در جادهها اتفاق بيفتد؟ مقصر يا مقصران چه كساني هستند؟آيا نميتوان جلوي اين مصائب هولناك را گرفت؟آيا باز هم با گفتن «قسمت و سرنوشتش بود و از قبل نوشته شده بود » بسنده خواهيم كرد؟ يك روز با خود گفتم بايد به جاي غصه خوردن اقدامي انجام بدهم . تصميم گرفتم براي فرار از اين رنج، با وجود مشغله زياد در چند شغل، بهطور پاره وقت در يك آموزشگاه رانندگي به عنوان مربي مشغول به كار شوم و رانندههايي را آموزش بدهم كه پايبند به اجراي قوانين رانندگي باشند تا ديگر هيچوقت در هيچ كجاي دنيا شاهد چنين حوادث حزنانگيزي نباشيم. متاسفانه ميزان تصادفات رانندگي در ايران بسيار زياد است. ايران بين چند كشوري است كه بيشترين آمار تصادفات و در پي آن بيشترين آسيبهاي جسمي و رواني ناشي از آن را در ميان حدود ۱۹۰ كشور دنيا دارند. بر اساس اعلام پژوهشكده بيمه وابسته به بيمه مركزي، ايران رتبه ۱۸۸ از ميان ۱۹۰ كشور دنيا در تصادفات رانندگي ناايمن دارد. ميزان تلفات سوانح رانندگي در ايران ۲۵ برابر ژاپن، دو برابر تركيه و تا صد برابر بيشتر از برخي كشورهاي دنيا است. براساس برخي آمارها سالانه حدود ۸۰۰ هزار تصادف رانندگي در ايران رخ ميدهد و روزانه ۴۰ نفر كشته ميشوند يعني مرگ يك نفر در هر ۳۶ دقيقه و سالانه ۳۰۰ هزار تن نيز دچار مصدوميت يا معلوليت ميشوند. از مهمترين دلايل بالا بودن تلفات جادهاي در ايران، عوامل انساني (خطاهاي انساني) از جمله سرعت زياد، بياحتياطي رانندگان و بيتوجهي به مقررات راهنمايي و رانندگي (فرهنگ رانندگي) و عوامل فني و محيطي از جمله خودروهاي فرسوده، پايين بودن سطح ايمني خودروها، كاستيها در كنترل كيفي خودروهاي موجود و كيفيت پايين و غير استاندارد بودن جادههاست. مركز پژوهشهاي مجلس در آخرين گزارش خود تا تير ۱۳۹۴ تصادفهاي جادهاي، هزينههاي اقتصادي و اجتماعي تصادفات رانندگي را حدود ۸ درصد توليد ناخالص داخلي برآورد كرد. خبرگزاري مهر در تير ۱۳۹۴ اعلام كرد طبق آمارها روزانه ۳۲ ميليارد تومان ضرر اقتصادي ناشي از تصادفات است و با محاسبه هزينه درماني سالانه ۱۱ هزار ميليارد ريالي افرادي كه بر اثر تصادف مصدوم شدهاند و هزينه ۱۸۰ ميليون توماني هر فرد كشته شده در تصادفات و هزينه ۲۸۰ ميليون توماني هر معلول بر اثر تصادفهاي جادهاي، تلفات رانندگي در ايران سالانه شش ميليارد دلار هزينه بر اقتصاد ايران تحميل ميكند كه با اين هزينه هنگفت، خيلي از مشكلاتِ مملكت را ميتوان حل كرد. در گزارش عملكرد صنعت بيمه در سال ۱۴۰۴ در باب خسارتهاي پرداختي اعلام شد كه طبق گزارش عملكرد ۹ماهه سال ۱۴۰۴، مجموع خسارتهاي پرداختي شركتهاي بيمه به حدود ۳۰۴.۲ هزار ميليارد تومان رسيد كه نسبت به مدت مشابه سال قبل، رشد ۸۱.۵ درصدي داشته و تعداد موارد خسارت پرداختي در اين دوره، حدود ۷۹.۳ ميليون مورد بوده است. همچنين طبق گزارش اوليه حسابرسينشده از عملكرد كل سال 1404 صندوق تامين خسارتهاي بدني، مجموع خسارت پرداختي اين صندوق در حوزه حوادث رانندگي به ۱۱ هزار و ۹۵۰ ميليارد تومان رسيده است. در اين سال، ۲۸ هزار و ۳۱۴ نفر از زيانديدگان حوادث رانندگي (كه مقصرين آنها فاقد بيمه يا متواري بودهاند) از اين محل خسارت دريافت كردهاند. اين رقم شامل تمامي موارد از جمله فوتشدگان و مجروحان است. بنا به يك روند كلي، با توجه به افزايش چشمگير مبالغ پرداختي در اين سال (كه نشاندهنده افزايش نرخ ديه و تورم است) تحليلها حاكي از آن است كه شدت يا تعداد حوادث منجر به خسارات جاني در مقايسه با سالهاي گذشته تغييرات قابل توجهي داشته چنانكه بررسي بازه زماني بلندمدت از سال ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۳ نشان ميدهد كه در اين دو دهه، ۴۸۹ هزار نفر در سوانح رانندگي جان باختهاند و بيش از ۷ ميليون نفر دچار مصدوميت شدهاند. آمار بررسي ميزان عواملِ تأثيرگذار در تصادفاتِ سال 1393 در ايران نشان ميدهد كه در اين سال، 52 درصد عوامل انساني، 30 درصد مشكلات جادهاي و 13درصد نقص فني خودروها در تصادفات رانندگي نقش داشته و با اينكه اغلب افراد، صرفا 3 عامل انسان، راه و وسيله نقليه را دخيل در تصادفات ميدانند، مديريت و آموزش هم در وقوع تصادفات نقش دارند . آمار نشان ميدهد كه سهم خطاهاي انساني در سوانح رانندگي در ايران حدود 50 درصد است اما چرا در ايران سهم خطاهاي انساني بالاست؟ به نظر ميرسد كه مهمترين و تاثيرگذارترين افراد در اين زمينه، مربيان راهنمايي و رانندگي هستند؛ افرادي كه در خط مقدم آموزش رانندگي هستند و تاكنون مورد بيمهري و بياعتنايي قرار گرفتهاند . من بيش از 32 سال در سطح و ردههاي مختلف در حيطه آموزش فعاليت داشتهام و هيچوقت فكر نميكردم اين شغل تا اين حد سخت، طاقتفرسا و استرسزا باشد. فراگرفتن رانندگي همواره يكي از سختترين و خاطره انگيزترين كارهايي است كه يك فرد در دوران جوانياش تجربه ميكند و تا سالها خاطرات دوران آموزش رانندگياش را براي دوستان، همسر، فرزندان و حتي نوههايش تعريف ميكند. مربيان اين رانندگانجوان، صندوقچه اسرار و خاطرات رانندگي كارآموزانشان هستند.تحقيقات نشان داده كه رفتار و فرهنگ رانندگي كارآموزان بعد از گرفتن گواهينامه رانندگي، ارتباط مستقيم با روش آموزش مربي دارد. مربياني كه بهطور پيوسته كارآموزان را از رفتارهاي پرخطر برحذر ميدارند و رعايت كوچكترين قوانين رانندگي را تاكيد ميكنند، قطعا رانندگاني قانونمند و با فرهنگ خوب رانندگي تحويل جامعه ميدهند. آيا تاكنون از مربيان پرسيدهايم چه مشكلاتي دارند؟چگونه روزگار ميگذرانند؟ مربيان رانندگي، با وجود درآمد ناچيز، مجبورند هزينههاي خودرو (تعويض لاستيك، قطعات خودرو، دستمزد مكانيك، صافكار، باطريساز و ...) را به تنهايي پرداخت كنند و هيچ وامي هم به آنها تعلق نميگيرد. آموزش رانندگي در گروه خدمات شهري محسوب نميشود و مربيان آموزش رانندگي، از مزاياي اين گروه شغلي محروم هستند و در گروه مشاغل آزاد قرار ميگيرند و بنابراين، بايد بيمه خود را به صورت خويشفرما پرداخت كنند. اما سوال اين است كه اگر مربيان آموزش رانندگي، كارگر آموزشگاهها محسوب ميشوند، چرا حق بيمهشان توسط كارفرما پرداخت نميشود و اگر كارفرماي آموزشگاه رانندگي محسوب ميشوند، چرا ناچارند به قراردادهاي پيمانكاري يكساله و نرخ تحميلي تن بدهند؟مربيان آموزش رانندگي، هر سال با افزايش قيمت سوخت مواجهند در حالي كه هيچ سهميهاي هم براي آنها در نظر گرفته نميشود در حالي كه كلاسهاي آموزشي 2ساعته است و در مدت آموزشِ حتي يك جلسه، چندين كيلومتر با خودرو پيموده ميشود. ابتلا به بيماريهاي ديسك كمر، آرتروز گردن و درد كشكك زانو از مشكلات رايج بين مربيان آموزش رانندگي است و اگر در زمان تعليم رانندگي، تصادفي اتفاق بيفتد، مسووليت حادثه بهطور كامل با مربي است . به دليل همين مشكلات، يك مربي وقتي دوره آموزشي خود را ميگذراند و وارد آموزشگاهها ميشود، با ديدن مشكلات متعدد مالي و نبود حقوق و مزاياي مناسب، بهطور كلي دلزده شده و فرار ميكند. كمبود مربي باعث ميشود كه گاهي بين كلاسهاي تئوري تا عملي كارآموز چند ماه فاصله بيفتد.يكي از مشكلاتي كه باعث ميشود مربيان اين شغل را ترك كنند اين است كه طبق قانون، ماشين مربيان بايد نو باشد و هر ۵ الي ۷ سال تعويض شود در حالي كه از طرف هيچ ارگاني هم براي تعويض خودرو حمايت نميشوند . اختصاص سهميه خودرو به مربيان از طرف شركتهاي خودروسازي و كمك در تهيه قطعات يدكي اصلي با نرخ تعاوني و همچنين اختصاص وام جهت نو كردن خودرو، هم باعث بهبود در امر آموزش ميشود و هم آلودگي هوا را كاهش خواهد داد. جالب اينكه مربيان آموزش رانندگي حتي يك اتحاديه در كشور ندارند كه بتوانند مشكلات خود را رسيدگي و حل كنند در حالي كه تشكيل يك اتحاديه و صنف مستقل براي كمك به رفع مشكلات مربيان ضروري است. اما علاوه بر اين، در كشورهاي پيشرفته تعداد جلسات آموزش عملي رانندگي حداقل ۴۰ جلسه و زمان هر جلسه، 90 دقيقه و زمان آزمون، حداقل ۳۰ دقيقه است و علاوه بر معاينه چشم و جسماني، معاينات روحي و رواني توسط روانشناسان انجام ميشود و در صورت عدم توانايي هنرجو، از صدور مجوزِ آموزش جلوگيري ميشود و همچنين به ازاي هر سال افزايش سن، يك جلسه آموزشي اضافه ميشود اما در ايران حداكثر تعداد جلسات آموزشِ عملي رانندگي ۱۲ جلسه و زمان هر جلسه ۲ ساعت و زمان آزمون بهطور متوسط ۵ دقيقه است علاوه بر اينكه يك فرد ۱۸ساله و يك فرد ۸۱ساله به يك ميزان تحت آموزش قرار ميگيرند و فقط هم تحت معاينه چشم و جسماني آنهم توسط چشمپزشكان قرار ميگيرند و معاينات روحي رواني هم انجام نميشود . به نظر ميرسد مسوولان ذيربط بايد به مشكلات مربيان آموزش رانندگي ورودي جدي كنند تا مشكلات اين قشر زحمتكش كه تاثير بسزايي در ساختن درست فرهنگ رانندگي در كشور دارند، برطرف شود.
مربي آموزشگاه رانندگي