جنگ، فقدان، همدردي و همدلي
به عنوان كسي كه در سالهاي ابتداي زندگي جنگ تحميلي 8 ساله عراق با ايران را ديدهام و طعم تلخ خرابي خانه و آسيب به وسايل زندگي و آوارگي را چشيدهام و رنجهاي آن را تجربه و تحمل كردهام، ميدانم كه اين آمار فقط عدد نيستند، اين اعداد كلمه هستند، كلماتي كه بار سنگين رنج و اندوه مردمان اين سرزمين را با خود دارند.
ناتاليا گينزبورگ، نويسنده ايتاليايي در كتاب «فضيلتهاي ناچيز» مينويسد: «كسي كه يكبار رنج كشيده است، تجربه آن درد را هرگز فراموش نميكند. كسي كه ويراني خانهها را ديده است، ميداند يك خانه خيلي محكم نيست، هر لحظه ميتواند فرو بريزد. در پس گلدانهاي زيباي گل، پشت قوريهاي چاي، فرشها، كف اطاقهاي با موم برق انداخته شده، چهره ديگري از خانه را ميبيني، چهره بيرحم خانه ويران شده.» حتي وقتي خانهها دوباره ساخته شوند يا اگر به مكان ديگري نقل مكان كنيم، خاطرات با ما باقي ميمانند، چيزي كه به آن «تروما» ميگويند.
«پاسكال مرسيه» فيلسوف معاصر سوييسي ميگويد: «وقتي مكاني را ترك ميكنيم چيزي از خود باقي ميگذاريم. چيزهايي در درون ما وجود دارد كه فقط با بازگشت به آن مكان ميتوانيم آنها را دوباره پيدا كنيم.»
اما بنا به تجربه زيسته خودم، بسياري از مواقع با بازگشت به همان مكان هم نميتوانيم چيزهايي كه از دست دادهايم را دوباره پيدا كنيم، مثل حسي كه با اعضاي خانواده داشتهايم و آن افراد ديگر نيستند و اين حس «فقدان» است.
اينها همان آثار و تبعاتي هستند كه ديده نميشوند.
در اين ميان رفتار مردم ايران و ميزاني از همدلي، همدردي، تابآوري و حضوري كه نشان دادهاند، شگفتانگيز است. شايد به دليل قرنها و نسلها زندگي در اين جغرافياي بلاخيز و با توجه به سابقه تاريخي، فرهنگي و باورهاي ديني اينچنين هستيم. همدلي ويژگي مهم افراد جامعه ماست. همدلي يعني خود را به جاي ديگران و شرايط آنان قرار دهيم و آنها را بفهميم.
رييس محترم مجلس شوراي اسلامي اخيرا با انتشار يك فايل صوتي مطالبي را با مردم در ميان گذاشتهاند، از جمله اينكه در قالب طرح «ايران همدل» از كارشناسان خواستهاند ايدهها و طرحهاي خود را براي مشكلات ناشي از جنگ در اختيار مسوولان قراربدهند. بر همين اساس دو ايده ميتوان مطرح كرد، ولي قبل از آن شايان ذكر است كه «مواسات» در آموزههاي اسلامي همان مفهوم «همدلي» است.
۱- همانگونه كه همه اقشار مردم ايران براي دفاع از وطن به خيابان آمدهاند، براي حل مشكلات ناشي از جنگ هم همه ۹۰ ميليون مردم با هر نوع سليقه و گرايش سياسي در سراسر كشور را پاي كار ايران بياوريد، با استفاده از ظرفيتهاي سازمانهاي مردمنهاد (سمنها) .
سازمانهاي مردمنهاد، سازمانهايي غيردولتي، مستقل و غيرانتفاعي هستند كه توسط افراد يا گروههايي با علايق و اهداف مشترك براي فعاليت در مسائل اجتماعي، زيست محيطي و بشردوستانه تشكيل ميشوند. با اين تعريف «بسيج» هم به نوعي يك سمن محسوب ميشود.
در سطح جهاني سمنها نقش حياتي در حل معضلات اجتماعي و بحرانها دارند و تعداد آنها در جهان به بيش از ۱۰ ميليون رسيده و پيشبيني ميشود تا سال ۲۰۳۰ ميلادي به بيش از ۲۰ ميليون هم برسد. جالب است بدانيد كاروان صمود (به معناي مقاومت) كه با بيش از ۴۰ كشتي و ۵۰۰ شركتكننده از ۴۴ كشور جهان با هدف شكستن محاصره نوار غزه و رساندن غذا، دارو و تجهيزات پزشكي به غزه در حال حركت است توسط سمنها راهاندازي شده.
تخمين زده ميشود تعداد سمنهاي فعال در ايران 3هزار سازمان باشد. در ايران سمنها با اخذ مجوز از وزارت كشور تاسيس ميشوند و به همين دليل موسسان و اعضاي آنها شناخته شده و مورد تاييد هستند.
تجربه «ستاد ملي مقابله با كرونا» ميتواند اكنون هم مورد استفاده قرار بگيرد و با «تشكيل ستاد ملي بازسازي ايران» به سازماندهي فعاليتهاي داوطلبانه سمنها بپردازد، بدون اينكه بار اضافهاي بر دولت باشد.
۲- عزت نفس و مناعت طبع مردم شريف ايران بسيار بالاست و به همين دليل كمتر كسي حاضر ميشود كمك مالي ديگران را مستقيم بپذيرد. همچنين بايد خيلي مراقب بود احساسات ديگران را جريحهدار نكنيم، لذا بهترين شيوه كمك، ايجاد يك «صندوق» و اعلام شماره حساب براي واريز كمكهاي مردمي در ايران و ايرانيان خارج از كشور است. اين صندوق بايد زيرنظر بانك مركزي و خزانهداري كل اداره شود و بهطور مستمر و شفاف به مردم گزارش بدهد. دولت از محل درآمد اين صندوق به جبران خسارتهاي ناشي از جنگ، ساخت يا تعمير واحدهاي مسكوني تخريب شده مردم، خريد وسايل خانه، راهاندازي كسب و كارهاي آسيب ديده، خريد يا تعمير و جايگزين كردن خودروها، پرداخت كمك هزينه زندگي براي كساني كه شغل و درآمد خود را از دست دادهاند، پرداخت هزينههاي درماني تا بهبودي كامل، پرداخت هزينههاي روان درماني تا بهبودي كامل و جبران هر گونه خسارت ناشي از جنگ كه به شهروندان ايراني وارد شده، بپردازد. اگرچه بعضي از آسيبها جبران ناپذيرند.