سنگفرش و سيمان كردن جويهاي تهران را متوقف كنيد!
بگذاريد درختان آب بخورند و نفس بكشند!
ترانه يلدا
هفته گذشته نشست ارزشمندي در كافه كارزار برگزار شد كه نكات مهمي درباره محيط شهري و زيستپذير نگه داشتن شهرمان را از دهان فعالان محيط زيست مطرح ميكرد. البته مطالبهگري براي مسائل محيطزيستي شهري دهههاست در كنار مشكلات بزرگ ديگري مانند نابودي درختان مناطق زاگرس و هيركاني و دماوند و بسياري از درياچهها و تالابها و... در كشورمان شكل گرفته است. سالهاست نه تنها براي تهران، بلكه براي ديگر شهرهايمان نيز گروههاي فعال محيط زيستي به دنبال حفظ رودخانهها، درياها، درختان و اصولا پايداري طبيعتي كه بدون آن زندگي ممكن نيست، هستند. حيف كه اين فريادها كمتر به گوش مردان سياست و مقامات اجرايي و البته متخصصاني ميرسد كه براي امرار معاش خود، چه حقيرانه زمينههاي اين خرابكاريها را فراهم ميكنند! همانطور كه در زمان شهرداري آقاي كرباسچي، مصوبه برج- باغ، چه ساده اجازه داد بين 5 تا 8 هزار هكتار باغ با درختان كهن در شمال شهر تهران نابود شود و هيچ باغي در شمال شهر نماند جز چند پارك و باغهاي سفارتخانههاي خارجي! در جلسه جناب دكتر اعطا به اقدامات بيسرانجام شوراي شهر پنجم براي حفظ باغات اشاره كردند. اما 7 سال پيش مردم شهر هنوز به خوبي امروز در جريان اتفاقات نبودند و نتوانستند اعتراضي را شكل دهند. باغها هم خصوصي بودند.
به هر حال امروز، درختان خيابانها و پاركهاي تهران پهناور كه تقريبا تنها درختان باقيمانده در شهر هستند، مربوط به عرصه عمومي و تنها اميد شهروندان براي داشتن سايه و اندكي آسايش و زيبايي شهري هستند و اين درختان متاسفانه به خاطر سياستهاي غلط سنگفرش كردنهاي سيماني كف جويها و ميادين و پاركها و آبياري كم، همه رو به قبله ايستادهاند تا بميرند.
جا دارد نيت جمع را در بيت معروف سهراب سپهري خلاصه كنيم كه آقاي كريم آسايش براي دعوت خواند:
«جاي مردان سياست بنشانيم درخت / تا هوا تازه شود»!
موضوع اصلي سخنگويان، پروژههاي كوچك پيمانكاري شهرداريها براي پوشاندن نقاط حساس براي زيست طبيعي درختان، با سنگفرشهاي سيماني بود. واضح است كه پوشاندن كف جويهاي خيابانها با بتُن، مانع از نفوذ آب جاري يا آب دستي به ريشههاي درختان ميشود؛ مخصوصا وقتي اين جويها، متعلق به خيابان مشهور و نشانهاي شهرمان، خيابان وليعصر باشند. دوستان با نمايش عكسهاي متعدد نشان دادند كه چگونه در جريان اين جدولكشيها و سيمانكاري با سنگ در كنار و كف جويها، تمام ريشههاي درختان بلند در آن جوي تنگ آسيب ميبينند و درخت بعد از چندي بيمار و خشك ميشود. نيز گفتند كه چطور درختان خيابان وليعصر در فاصله چهارراه پارك وي تا ميدان ونك در مدتي نسبتا كوتاه بعد از مرمت پيادهروها، خشك و بريده شدهاند و اين واقعا غمانگيز است براي خياباني كه ميراث ملي و شهري ما محسوب ميشد و با طول 18 كيلومتر، صد سال است تنها با نشانه دو خط سبز و انبوه درختان چنار بينظيرش ميدان راهآهن را به ميدان تجريش وصل كرده است. در واقع امروز، تنها جايي كه درختان هنوز باقي ماندهاند در فاصله بين پاركوي تا سرپلتجريش است كه پارسال يكسري از درختانش به خاطر آفت نوعي حشره علامت خورده بودند تا قطع شوند.
البته من شك ندارم كه شهرداري تهران در كمال حسن نيت و وظيفهشناسي در سازمان بوستانها و مناطق 22 گانه به امور فضاي سبز شهرمان ميپردازد و خيلي هم مايه ميگذارد. اما در اين دوره خدمت طولاني 40 ساله يا بيشتر جناب مهندس علي محمد مختاري، اقداماتي گاه درست و گاه صرفا تزئيني و غيراصولي، اجازه نداد فضاهاي سبز تهران، با برنامههايي فكر شده و علمي، نه تنها در خدمت شهروندان، بلكه در خدمت قوانين اصولي براي سرسبزي طبيعت شهر قرار گيرد. مثال بارز آن اينكه بهرغم تاكيد طرح جامع مصوب سال 1386 بر سبز ماندن حرايم درجه يك و دو و اكولوژيكي رودخانههاي تهران تا فاصله لازم، اين رودخانههاي مهم كه قبلا در نيمه سالهاي 70، به بهانه هدايت سيل، به شدت مورد تجاوز مسيلسازان و مافياي بتن قرار گرفته بودند و آبشان مستقيم و بدون فرو رفتن به بستر رودخانه، به جنوب تهران هدايت ميشد اكنون مورد تجاوز ساخت و سازهاي غلط در مناطق شمالي، درست تا داخل حريمهاي درجه يك رودخانه قرار گرفتند و اين مجوزها معلوم نشد چطور صادر شدند و هنوز ميشوند. بعد از دوره مديريت مهندس مختاري نيز- كه بسيار كار كردند و فضاي سبز زيبا و دلانگيز در اطراف بزرگراهها و در پاركهاي تهران ايجاد كردند- تصميماتي از طرف شهرداري در شرف انجام بود كه با اعتراضات مردمي براي ابقاي درختان پاركها، از آنها پيشگيري شد. از جمله جلوگيري از تخريب پارك قيطريه و باغ گياهشناسي و پارك لاله كه با اقدامات طولاني و كارزارهاي مردمي همراه بود.
از نكتههاي جالبي كه در جلسه كارزار بدان اشاره شد، جلب توجه حاضرين به مسووليت متخصصان و نخبگان تحصيلكرده توسط دكتر اويس ترابي، متخصص و پژوهشگر يگانه محيط زيست تهران بود كه پروژههاي ژينايي (يعني تجديد حيات طبيعي) رود دره فرحزاد و ديگر رودكناران تهران را در دست اقدام دارد. دكتر اويسي به درستي يادآور شدند: تمام پروژههاي كوچك و بزرگ شهرداريهاي مختلف مناطق تهران را كساني امثال من و شما طراحي ميكنيم و در دست شهرداري ميگذاريم. متاسفانه خيلي از اين مهندسان با نگاهي غيرعلمي و غيردوستدار طبيعت به مسائل مينگرند. به علاوه شمال و جنوب تهران با هم فرق دارند. تراواسازي تهران در كوهپايه و دشت با هم تفاوت بايد داشته باشد و سرانهها در جايجاي كلانشهر فرق ميكند. در بوستانهاي جوانمردان و نهجالبلاغه همه جا با بتن فرش است و ضد محيط طبيعي! كاربرد بتن بايد در فضاهاي سبز محدود شود. مهم اينكه گفته شد: براي هر پروژه بزرگ بايد طبق قانون، گزارش ارزيابيهاي محيط زيستي ارايه شود كه نميشود و اينكه خوشبختانه به زودي سمنها ميتوانند با تكيه به شبكه محيط زيستي جديدي، طبق «دستورالعمل مشاركت سازمان محيط زيست» با «نهادهاي اجتماعمحور» نظرات خود را بر تصميمات اعمال كنند!
معمار و شهرساز