• 1405 سه‌شنبه 10 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6373 -
  • 1405 دوشنبه 29 تير

رتبه‌بندي معلمان؛ سياست درست، اجراي مساله‌دار

بابك كاظمي

طرح رتبه‌بندي معلمان از جمله سياست‌هايي است كه در سطح ايده و هدف‌گذاري، واجد منطق روشن، پشتوانه نظري و مطالبه اجتماعي گسترده است و كمتر كسي مي‌تواند با اصل آن مخالفت كند، چراكه اين طرح بر مفاهيمي چون حرفه‌اي‌سازي شغل معلمي، ارتقاي شأن اجتماعي معلمان، ايجاد انگيزه براي بهبود عملكرد آموزشي و حركت به سمت عدالت نسبي در نظام پرداخت استوار شده و در بسياري از نظام‌هاي آموزشي موفق جهان نيز نمونه‌هايي از آن به اشكال مختلف اجرا شده است، اما مساله اصلي از جايي آغاز مي‌شود كه اين سياست درست، در فرآيند اجرا با چنان كاستي‌ها، ناهماهنگي‌ها و خطاهاي ساختاري مواجه مي‌شود كه نه‌تنها به اهداف اوليه خود دست نمي‌يابد، بلكه در مواردي به عاملي براي افزايش نارضايتي و بي‌اعتمادي در ميان جامعه فرهنگيان تبديل مي‌شود. در واقع مشكل رتبه‌بندي معلمان نه در «چه بايد كرد» بلكه در «چگونه بايد اجرا كرد» نهفته است، زيرا آنچه امروز در مدارس مشاهده مي‌شود، فاصله‌اي معنادار ميان متن قانون و واقعيت اجرايي آن است. فاصله‌اي كه ريشه در غلبه نگاه اداري و مالي بر نگاه حرفه‌اي و تربيتي دارد، به ‌گونه‌اي كه رتبه‌بندي به‌ جاي آنكه ابزاري براي سنجش و ارتقاي شايستگي‌هاي واقعي معلمان باشد، عملا به فرآيندي بروكراتيك، فرم‌محور و گاه فرساينده تقليل يافته كه در آن مهارت در بارگذاري مستندات، تكميل سامانه‌ها و عبور از پيچ ‌و خم‌هاي اداري، نقشي پررنگ‌تر از كيفيت تدريس، تاثير تربيتي و تجربه زيسته معلم در كلاس درس پيدا مي‌كند. ازسوي ديگر، ابهام و ناپايداري در شاخص‌هاي ارزيابي، تغييرات مكرر دستورالعمل‌ها و تفسيرهاي متفاوت در سطوح مختلف اجرايي، سبب شده است كه احساس بي‌عدالتي در ميان معلمان تشديد شود، به‌خصوص زماني كه معلمان با سابقه، توانمند و موثر، خود را در رتبه‌هايي مشابه يا حتي پايين‌تر از افرادي مي‌بينند كه صرفا توانسته‌اند بهتر با الزامات اداري سازگار شوند. در حالي كه يكي از اصول بديهي هر سياست عمومي موفق، شفافيت، پيش‌بيني‌پذيري و عدالت در اجراست؛ افزون بر اين، رتبه‌بندي معلمان بدون توجه كافي به تفاوت‌هاي زمينه‌اي مدارس، مناطق و شرايط كاري معلمان اجرا شده است، به‌طوري كه معلم شاغل در مدرسه‌اي كم‌برخوردار، با تراكم بالاي دانش‌آموز، حداقل امكانات آموزشي و مسائل اجتماعي پيچيده، با همان معيارهايي سنجيده مي‌شود كه معلم يك مدرسه برخوردار شهري، امري كه نه‌تنها عادلانه نيست، بلكه عملا انگيزه خدمت در مناطق محروم را نيز تضعيف مي‌كند و با اهداف عدالت آموزشي در تعارض قرار مي‌گيرد. از منظر سياستگذاري عمومي، يكي ديگر از ضعف‌هاي جدي اجراي رتبه‌بندي، تقليل آن به يك ابزار جبراني مزدي است. به اين معنا كه به ‌دليل سال‌ها عقب‌ماندگي در نظام پرداخت حقوق معلمان، انتظار اصلي بدنه فرهنگيان از رتبه‌بندي، افزايش ملموس دريافتي‌ها بوده و دولت نيز ناخواسته يا آگاهانه، اين طرح را بيشتر به عنوان راهكاري براي كاهش فشارهاي معيشتي معرفي كرده است، در حالي كه اگر رتبه‌بندي صرفا به افزايش حقوق محدود شود و با برنامه‌اي منسجم براي توسعه حرفه‌اي، آموزش‌هاي ضمن خدمت اثربخش، نظام ارزيابي كيفي و مسير پيشرفت شغلي روشن همراه نباشد، در بلندمدت كاركرد اصلاحي خود را از دست خواهد داد. نكته مهم ديگر، ضعف مشاركت واقعي معلمان در طراحي و اصلاح فرآيندهاي اجرايي رتبه‌بندي است، زيرا تجربه نشان داده كه سياست‌هايي كه بدون شنيدن صداي ذي‌نفعان اصلي تدوين و اجرا مي‌شوند، حتي اگر نيت خير داشته باشند، در عمل با مقاومت پنهان يا نارضايتي آشكار مواجه خواهند شد، در حالي كه معلمان مي‌توانستند بهترين منبع براي تعريف شاخص‌هاي واقع‌بينانه، عادلانه و متناسب با فضاي مدرسه باشند. درنهايت بايد گفت رتبه‌بندي معلمان نه سياستي شكست‌خورده است و نه راهكاري معجزه‌آسا، بلكه ابزاري است كه موفقيت يا ناكامي آن به كيفيت اجرا، ميزان شفافيت، پايداري منابع مالي، اصلاح مستمر براساس بازخوردهاي ميداني و مهم‌تر از همه، تغيير نگاه از «كنترل اداري» به «توانمندسازي حرفه‌اي» وابسته است و اگر قرار است اين طرح به جايگاه واقعي خود بازگردد، لازم است اجراي آن از نو مورد بازنگري قرار گيرد. با كاهش بروكراسي، اصلاح شاخص‌ها، توجه به تفاوت‌هاي منطقه‌اي و مشاركت فعال معلمان، تا رتبه‌بندي از يك فرآيند مساله‌دار به ابزاري موثر براي ارتقاي كيفيت آموزش و بازسازي اعتماد در نظام آموزشي كشور تبديل شود.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون