• 1405 چهارشنبه 11 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6374 -
  • 1405 سه‌شنبه 30 تير

گفت‌وگوي «‌اعتماد‌» با معاون سلامت اجتماعي سازمان بهزيستي و رييس سازمان نظام روانشناسي درباره تبعات رواني جنگ

انتظار برای افزایش خسارت روانی

گروه اجتماعي| پارسال بعد از جنگ 12 روزه، وزارت بهداشت بررسي سلامت روان آسيب‌ديدگان  جنگ را آغاز كرد. با توجه به اينكه دامنه جنگ  12روزه براي شهرها چندان گسترده نبود، جمعيت هدف در بررسي وزارت بهداشت هم خيلي زياد نبود به خصوص كه بررسي سلامت روان خانواده‌هاي نظاميان يا چهره‌هاي سياسي شهيد يا مجروح در جنگ، به نهادهاي امنيتي سپرده شد. جنگ 40روزه، شرايطي متفاوت ايجاد كرد. تمام شهرها در معرض آسيب رواني ناشي از حملات هوايي امريكا و اسراييل قرار گرفتند و ويراني گسترده و بي‌خانماني جمع زيادي از هموطنان، تبعاتي متفاوت به دنبال داشت. در اين دور از جنگ هم وزارت بهداشت وضع سلامت روان آسيب‌ديدگان غير‌نظامي را بررسي كرد و طبق اعلام مديركل دفتر سلامت رواني و اجتماعي وزارت بهداشت، حدود ۳۴۰ هزار نفر در سراسر كشور، براي ارزيابي آسيب رواني ناشي از جنگ، غربالگري شدند و به سوالات كارشناسان وزارت بهداشت كه خانه به خانه، درباره سلامت روان جنگ‌زدگان مي‌پرسيدند، جواب دادند.  نتايج اوليه اين بررسي نشان داد كه حدود ۱۰ تا ۱۵درصد افراد در مناطق تحت‌تاثير، علائم حاد استرس را تجربه كرده‌اند كه در صورت عدم مداخله به‌‌موقع، اين علائم حاد مي‌تواند به اختلال استرس پس از سانحه PTSD تبديل شود. طبق نتايج اين بررسي، ميزان بروز علائم حاد استرس در جمعيت‌هاي آسيب‌ديده از بحران‌ها، به‌ويژه افرادي كه خسارت‌هاي شديدتري مانند از دست دادن خانه يا دارايي را تجربه كرده بودند، ۳۰ الي ۴۰‌درصد گزارش شد و وزارت بهداشت به دنبال همين نتايج اوليه اعلام كرد كه لازم است براي اين افراد، هم مداخلات روانشناختي و هم خدمات سلامت روان، به سرعت آغاز شود تا از مزمن شدن يا تشديد اين اختلالات پيشگيري شود.  سازمان بهزيستي كشور هم بعد از جنگ 40 روزه دو پيمايش ملي براي ارزيابي آسيب رواني ناشي از جنگ در جمعيت سالمندان و مددجويان تحت پوشش (افراد داراي معلوليت، زنان سرپرست خانوار، كودكان تحت حمايت و افراد درگير اعتياد) انجام داد. در اين پيمايش از 2500 سالمند درباره آسيب‌هاي ناشي از جنگ پرسيده شد كه 70 درصد سالمندان از تشديد اضطراب، 48‌درصد از كاهش كيفيت خواب و 78درصد از كاهش احساس امنيت در محيط زندگي‌شان بر اثر جنگ گفته بودند علاوه بر اينكه شيوع استرس، اضطراب، ترس، نگراني، دلهره و افسردگي در جمعيت سالمندان بسيار زياد بود در حدي كه اين مشكلات نسبت به مسائل اقتصادي، اهميتي دو برابر براي‌شان داشت. شيوع بالاي اضطراب در سالمندان دهك‌هاي 3 تا 7، شيوع بالاي كاهش احساس امنيت و افت كيفيت خواب در سالمندان دهك‌هاي يك تا 3، شيوع بالاي آسيب‌پذيري در زنان سالمند، از ديگر يافته‌هاي مهم اين پيمايش بود. طبق نتايج پيمايش دوم هم حدود 70‌درصد مددجويان تحت پوشش، با افزايش اضطراب مواجه بودند كه به‌طور مشخص، بالاترين ميزان اضطراب در ميان زنان سرپرست خانوار ثبت شد و حدود 50درصد مددجويان هم دچار كاهش احساس امنيت ناشي از جنگ بودند.  نتايج اين مطالعات كه شمار كمي از جمعيت كشور را در برمي‌گرفت، در آن حد نگران‌كننده بود كه نياز به تحقيق جامع‌تري را ايجاد كند. اولين سنجش ملي تروماي رواني جنگ، از اول خرداد امسال و به مدت يك ماه و به صورت ارزيابي سريع از طريق گوشي تلفن همراه توسط سازمان بهزيستي كشور آغاز شد. در اين سنجش، براي تمام افراد بالاي 18 سال پيامكي ارسال مي‌شد و دريافت‌كننده پيامك با مراجعه به لينك اعلام شده مي‌توانست به پرسش‌هاي مرتبط با تاثيرات رواني جنگ پاسخ دهد. نتيجه پاسخ‌ها تعيين مي‌كرد كه افراد بايد براي مداخلات تخصصي و جدي مراجعه كنند يا با مطالعه برخي منابع آموزشي، اختلالات خفيف قابل رفع است.  سه هفته بعد از آغاز اين سنجش، مديركل دفتر امور مشاوره و روانشناختي سازمان بهزيستي كشور خبر داد كه بيش از ۸۰ هزار نفر در اين سنجش شركت كرده‌اند كه ۶۶ درصد، زنان، بيشترين گروه سني شركت‌كننده، افراد ۳۶ تا ۴۵ سال و سپس گروه سني ۱۸ تا ۲۵ سال و كمترين تعداد شركت‌كنندگان هم، سالمندان بوده‌‌اند. طبق نتايج اين سنجش، ۲۰درصد شركت‌كنندگان، به عنوان افراد پرخطر شناسايي شدند و توصيه اين بود كه اگر درمان خود را ادامه ندهند، احتمال عود مشكلات روانشناختي وجود دارد. اين سنجش، روز 30 ارديبهشت، در يك مراسم رسمي و در حضور دستيار اجتماعي رييس‌جمهور، وزير كار، رييس سازمان بهزيستي كشور، معاون سلامت اجتماعي سازمان بهزيستي و رييس سازمان نظام روانشناسي و مشاوره معرفي شد. 

 گفت‌وگوي «اعتماد» با سيدحسن موسوي چلك؛ معاون سلامت اجتماعي سازمان بهزيستي كشور 

سيد حسن موسوي چلك كه معاونت سلامت اجتماعي سازمان بهزيستي كشور را برعهده دارد، پارسال و بعد از جنگ 12 روزه در گفت‌وگو با  «اعتماد» اين هشدار را مطرح كرده بود كه با وجود زمان كوتاه جنگ و گستردگي حملات در مناطق نظامي، بروز آسيب‌هاي اجتماعي در ماه‌هاي بعد از جنگ اجتناب‌ناپذير است. نكته مهم درباره تبعات بعد از جنگ همين است كه وقوع جنگ، تبعات رواني گره خورده با مشكلات اقتصادي و معيشتي دارد ولي چون براي اين تبعات رواني، تسكيني موجود نيست، اين تبعات، فرد را پشت سر گذاشته و دايره‌اي به گستردگي خانواده و محله و شهر پيدا مي‌كند و در اشكال مختلف همچون خودكشي، اعتياد، بزهكاري، جنايت، ديگر‌آزاري و ارتكاب به رفتارهاي ناهنجار نمود پيدا مي‌كند. معاون سلامت اجتماعي سازمان بهزيستي كشور، در اين گفت‌وگو با «اعتماد» مي‌گويد كه با علم به گستردگي تدريجي دامنه تبعات رواني جنگ از شكل اختلالات معمول مثل افسردگي و اضطراب به زيرشاخه‌هاي ناتوان‌كننده مثل اعتياد، خدمات حمايت رواني و روانشناختي براي تمام افرادي كه در فاصله‌اي دور يا نزديك، از جنگ‌هاي 12 روزه و 40 روزه دچار آسيب و جراحت روحي شده‌اند، هم رايگان شده و هم به صورت شبانه‌روزي در دسترس است و هم مي‌تواند مشمول حمايت‌هاي بيمه‌اي شود تا خسارت رواني جنگ به حداقل برسد. 

   تابستان پارسال، بعد از جنگ 12 روزه، پيش‌بيني‌هايي داشتيد در مورد آسيب‌هاي رواني كه به دنبال جنگ در جامعه بروز خواهد كرد. اعتراضات دي‌ماه و جنگ 40‌روزه مهلت نداد كه مردم به بازسازي رواني برسند و تمام شهرهاي كشور با جنگ درگير شدند. حالا با چه وضعي مواجهيم؟ پيش‌بيني‌هاي پارسال پس از اتفاقاتي كه پشت سر گذاشتيم تا چه حد ممكن است متفاوت يا بحراني‌تر باشد؟ 

ما مي‌گوييم حتي كسي كه امروز تحت ارزيابي سريع روانشناختي قرار مي‌گيرد ممكن است الزاما تحت‌تاثير جنگ رمضان نباشد بلكه تحت تاثير حوادث دي‌ماه يا جنگ 12‌روزه باشد يا حتي به دليل زمينه‌هاي قبلي، وقوع حوادث دي‌ماه يا جنگ رمضان باعث بروز نشانه‌هاي آسيب رواني در فرد شود. آسيب‌هاي حوزه سلامت روان، در لحظه ظاهر نمي‌شود. ما در سازمان بهزيستي سعي كرديم ظرفيت حمايت‌هاي رواني را افزايش دهيم، به همين دليل خدمات روانشناختي و مشاوره از طريق سامانه اورژانس اجتماعي، از جنگ 12 روزه تاكنون، شبانه‌روزي شده تا از اين طريق به صورت 24 ساعته در كنار مردم باشيم. دليل تداوم خدمات حمايت رواني به صورت شبانه‌روزي، نگراني ما بابت وقوع بعضي بحران‌ها در ساعاتي خاص است و به عنوان نمونه، خودكشي يا برخي تنش‌ها و درگيري‌هاي خانوادگي، شب‌ها اتفاق مي‌افتد و ما هم بايد در اين ساعات مداخلات حمايتي داشته باشيم. 

   ظرف يك سال اخير، علاوه بر حوادث دي‌ماه و دو نوبت جنگ كه دامنه‌اش به تمام شهرها كشيد، مشكلات اقتصادي و معيشتي خانواده‌ها هم به يك چالش جدي تبديل شد. آيا تبعات جنگ و حوادث دي‌ماه را بايد از مشكلات معيشتي و اقتصادي مردم جدا  ببينيم؟ 

عوارض مشكلات اقتصادي، هنوز خود را نشان نداده چون هنوز در شرايطي هستيم كه فرد ممكن است بيمه بيكاري بگيرد و اميدوار به پيروزي و حتي بهبود شرايط در كوتاه‌مدت و حتي ميان‌مدت و بهره‌مندي از چترحمايت دولت است ولي ادامه اين وضعيت و گسترده شدن بيكاري‌ها، مي‌تواند نگراني‌ها در حوزه سلامت رواني را افزايش دهد. سلامت رواني در كنار ساير ابعاد سلامت براي ما بسيار مهم است و سال‌هاي قبل، دوره‌هاي آموزش متعددي براي روانشناسان برگزار كرديم و امسال هم دوره‌هاي آموزش براي تربيت نيروهاي متخصص در اين زمينه داريم تا روانشناسان تمهيدات تخصصي لازم براي حمايت رواني و مداخلات تروماي رواني را آموزش ببينند. حدود 3 هزار مركز مشاوره دولتي و غيردولتي با مجوز سازمان بهزيستي كشور فعال هستند و در مراكز دولتي، خدمات روانشناختي براي مراجعاني كه متاثر از جنگ شده‌اند، رايگان است و در باقي مراكز هم اين خدمات تحت پوشش بيمه است يا اينكه از طريق ياري برگ، ارايه خواهد شد .

   تماس‌هايي كه در ايام جنگ با اورژانس اجتماعي برقرار مي‌شود چه تفاوتي با ايام عادي دارد؟ 

معمولا در آغاز جنگ‌ها و بحران‌ها و به خصوص در جنگي كه دامنه‌اش به شهرها مي‌رسد، چون مردم مرگ را خيلي به خودشان نزديك مي‌بينند، تماس‌ها با اورژانس اجتماعي متفاوت مي‌شود. در جنگ رمضان، بيش از 22 هزار مداخله در محل داشتيم و تيم‌هاي محب و همياران سلامت به خانه‌ها يا محيط كاري رفتند كه مورد اصابت قرار گرفته بود و هم براي مردم عادي و هم براي مددجويان تحت پوشش سازمان بهزيستي، مداخلات فوري روانشناختي داشتند. اين مداخلات هم برگرفته از تجارب قبلي سازمان، آموزه‌هاي علمي و همچنين نتايج و شيوه مداخلات جنگ 12روزه بود، اما علاوه بر اين مداخلات حضوري، همان تماس‌ها با اورژانس اجتماعي هم بود آن‌هم توسط مردمي كه مي‌گفتند تحت تاثير جنگ (رمضان) دچار افسردگي و اضطراب و وسواس شده‌اند. 

   آيا اين تماس‌ها نسبت به ايام پيش از جنگ 40روزه بيشتر شده بود؟ 

ما مي‌گوييم جنگ، اين مشكلات را افزايش داد چون جنگ، طولاني شدن جنگ و بيكاري متعاقب جنگ، مي‌تواند به تنش خانوادگي منجر شود. شايد افرادي هم با اورژانس اجتماعي تماس مي‌گرفتند كه دچار افسردگي و اضطراب و وسواس بودند و اين حالات روحي را به جنگ نسبت نمي‌دادند ولي بروز اين حالات روحي، عوارض جنگ است. حتي بيماران معتادي كه تحت درمان اعتياد قرار دارند هم در ايام جنگ به دليل دشواري تامين دارو دچار همين حالات روحي خواهند شد و البته تنش خانوادگي و خشونت، يك زنجيره است و مرزبندي دقيق ندارد و دقيقا به دليل همين تبعات، سعي كرديم كنار مردم باشيم. 

   علائم فوري تاثيرات جنگ تا چند وقت بعد معلوم خواهد شد؟ 

 عوارض رواني جنگ، معمولا 6 ماه بعد معلوم مي‌شود ولي گاهي هم‌ زمان بيشتري را بايد در انتظار بروز علائم باشيم. زمان بروز علائم، به پيامدهاي منفي جنگ بر مردمي كه تحت تاثير قرار گرفته‌اند بستگي دارد. اگر نرخ بيكاري ناشي از جنگ، بيشتر از وضع فعلي شود، عوارض رواني بيشتر خواهد شد. 

گفت‌وگوي «اعتماد» با عليرضا آقايوسفي رييس سازمان نظام روانشناسي و مشاوره 

عليرضا آقايوسفي؛ رييس سازمان نظام روانشناسي و مشاوره، يكي از سخنرانان مراسم معرفي اولين سنجش تروماي رواني جنگ بود كه در توضيح ضرورت مداخلات روانشناختي جامع و استاندارد در شرايط بحراني گفت: «باتوجه به اينكه عوامل اجتماعي، سياسي و اقتصادي، در پيشگيري از اختلالات روانشناختي نقش دارند، يكي از روش‌هاي مقابله با استرس در سطح اجتماعي، مقابله فردي است كه افراد، تك به تك بايد اين روش را بياموزند اما بخشي هم، از وظايف حاكميتي است درحالي كه فعلا براي مقابله با بحران، با چند مشكل اصلي در نظام حاكميتي مواجهيم. هر نهاد و سازمان و وزارتخانه، به تنهايي يك شيوه مقابله با بحران اجرا مي‌كند و سوال اين است كه چرا بايد چند نهاد و چند سازمان، مداخله همزمان داشته باشند كه باعث پراكندگي نيروها و پراكندگي در برنامه‌ريزي و حتي پراكندگي در ارزيابي‌ها شود؟ سهم بودجه سلامت از توليد ناخالص ملي 3‌درصد است در‌حالي كه به ندرت مي‌توان از يك بيماري جسمي مزمن سراغ گرفت كه بر اثر استرس مزمن و شديد، ايجاد يا تشديد نشده باشد. دولت هر سال رقم‌هاي گزافي براي درمان مبتلايان ‌ام اس و سرطان و ديابت هزينه مي‌دهد در حالي كه اگر چارچوب پيشگيري روانشناختي اجرا شود، سهم بودجه درماني هم كاهش مي‌يابد. ما برنامه‌ريزي درازمدت مناسبي براي مقابله با  استرسورها در سطح اجتماعي نداريم، بنابراين در اولين گام، حاكميت و در واقع، تمام سازمان‌ها و نهادهاي اجتماعي صاحب سهم در برنامه‌ريزي سلامت، بايد سبك مقابله با استرس را اصلاح كنند. ما هنوز اطلاعات دقيقي از شيوع اختلالات روانشناختي در سطح جامعه نداريم. بدون داده‌هاي دقيق، هيچ برنامه‌ريزي ممكن نيست و بدون برنامه‌ريزي، هيچ تصميمي ممكن نيست و هر بودجه‌اي در اين مسير مي‌تواند به هدر برود. در حوزه سلامت روان بايد به سمت ارتقاي سطح استانداردهاي موجود و به سمت ايجاد رضايت بيشتر از زندگي و افزايش كيفيت زندگي برويم. دليل ناآشنايي ما با زبان نسل جديد اين است كه اين نسل، با استفاده از اينترنت و ماهواره، از استانداردهاي بالاتري در ساير جوامع آگاه مي‌شود و معترض مي‌شود كه چرا اين استانداردها را ندارد. پس بايد سطح استانداردها را افزايش دهيم تا از اين طريق، رضايت شهروندان را به دست بياوريم اما براي طي شدن اين مسير، بايد مداخلات پراكنده در حوزه سلامت روان مرتبط با جنگ تمام شود. چرا سازماني كه هيچ ارتباطي با مداخلات سلامت روان ندارد در اين زمينه وارد مي‌شود؟ اين ورود، به پيچيده‌تر شدن مداخلات سلامت روان منجر خواهد شد. مصداق مشخص اين مشكل را هم در مورد مداخلات روانشناختي خانواده شهداي ميناب شاهد بوديم. ازسوي نهادهاي مختلف به ما اعلام مي‌شد كه روانشناس به ميناب اعزام كنيم ولي متوجه شديم كه ده‌ها نهاد، روانشناس و مشاور به ميناب فرستاده‌اند و هر روز، يك گروه به خانه اين خانواده‌ها مراجعه كرده و مي‌خواسته خدمات روانشناختي بدهد و نه تنها اين مراجعات باعث خستگي خانواده‌ها شده، پراكندگي در ارايه خدمات باعث شده كه هر گروه، مداخلات را از نقطه صفر شروع كند. لازم است هر نهاد، وظيفه تخصصي خودش را انجام بدهد و يك نهاد، متولي جمع‌آوري اطلاعات و پردازش نظرات ساير نهادها براي دستيابي به يك برنامه واحد باشد و يك مغز واحد هم، اين يافته‌ها را پردازش كند تا تداخلي در ارايه خدمات ايجاد نشود.»  آقا يوسفي در بخش ديگري از صحبت‌هاي خود به تبعات بحران‌ها براي جامعه ايران اشاره كرد و در هشدار درباره وضعيت آتي آسيب‌هاي اجتماعي به دنبال جنگ 12‌روزه و جنگ 40 روزه گفت: «موجود زنده براي سازگاري با محيط، مقابله با تهديدها را نسبت به رفع نيازها در اولويت قرار مي‌دهد چون تلاش مغز بر اين است كه موجود زنده را از تهديد دور كند. در شرايط نه جنگ و نه صلح هم، مغز انسان استرس بيشتري دريافت مي‌كند و طولاني‌تر شدن مدت ترشح كورتيزول و ايجاد استرس، مي‌تواند به بيماري‌هاي جسماني مزمن و اختلالات روانشناختي منجر شود. حاكميت، با هر ميزان بودجه هم نمي‌تواند براي 90 ميليون نفر جمعيت، خدمات حمايت رواني ارايه دهد. لازم است كه يك خط ملي براي مداخلات روانشناختي ايجاد شود چون فعلا در جامعه با افزايش طلاق و همسرآزاري و خودكشي مواجهيم و فرداي جنگ، اين آسيب‌ها افزايشي به مراتب بيش از امروز خواهد داشت. من درباره وضع امروز اين آسيب‌ها صحبت نمي‌كنم چون در زمان جنگ، اين آسيب‌ها فروكش مي‌كند ولي 5 سال و 10سال بعد، ساختار خانواده و ساختار ذهني افراد از هم مي‌پاشد و آمار خودكشي بسيار بيشتر خواهد شد.»  رييس سازمان نظام روانشناسي بعد از اين صحبت‌ها به سوالات «اعتماد» درباره تفاوت شرايط جامعه ايران بعد از جنگ 8ساله و جنگ‌هاي يك سال اخير پاسخ داد درحالي‌كه تاكيد داشت تمام جنگ‌ها، آسيب رواني دارد و آسيب‌هاي اجتماعي از تبعات غير قابل گريز بعد از جنگ است اما تفاوت ميزان آسيب، به‌شدت خسارت مالي و جاني جنگ‌زدگان بستگي دارد. 

    در صحبت‌هايتان درباره انتظار براي افزايش خودكشي و فروپاشي كانون خانواده و آسيب‌هاي اجتماعي در سال‌هاي بعد از جنگ فعلي هشدار داديد. آيا در سال‌هاي بعد از جنگ 8‌ساله با عراق هم اين آسيب‌ها رشد داشت؟

تمام پژوهش‌هاي جهاني از دهه‌ها قبل نشان مي‌دهد كه موجود زنده، در زمان جنگ معمولا به بقاي خودش بيشتر فكر مي‌كند و بنابراين، شمار خودكشي و آسيب‌هاي اجتماعي كاهش مي‌يابد ولي بعد از جنگ، ايجاد آسيب‌هاي ديگري مثل بيكاري و تورم و بخصوص، تجربه تروماي رواني دوره جنگ باعث مي‌شود كه معمولا تا يك دهه، به تدريج با افزايش آسيب‌هاي اجتماعي همچون خودكشي و اعتياد و طلاق مواجه باشيم. اين در تمام كشورها يك قاعده است و مطالعات متعدد هم اين وضعيت را تاييد مي‌كند. 

    در جنگ 12‌روزه و 40 روزه با افرادي مواجه بوديم كه آسيب‌هاي متفاوتي شامل تخريب خانه‌شان و از دست دادن اسباب زندگي‌شان تا نقص جسمي يا شهادت يكي از عزيز‌انشان را تجربه كردند. اين افراد آسيب ديده، در مقايسه با ساير هموطنان، چقدر بيشتر در معرض اين آسيب‌ها هستند؟ 

اين افراد، علاوه بر خطر گرفتاري در آسيب‌هاي اجتماعي، با مشكلات روانشناختي هم مواجه خواهند شد. فردي كه در همسايگي هدف حملات موشكي و بمباران زندگي مي‌كرده، ممكن است اختلال استرس پس از سانحه PTSD ، حملات اضطرابي يا افسردگي را هم تجربه كند. بخش عام تبعات جنگ، آسيب‌هاي اجتماعي است كه مي‌تواند تمام افراد و حتي آنهايي كه در معرض آسيب‌هاي مستقيم جنگ نبوده‌اند را هم گرفتار كند اما آنهايي كه در معرض آسيب‌هاي جنگ بوده‌اند، علاوه بر خطر آسيب‌هاي اجتماعي، دچار اختلالات روانشناختي و به خصوص، اختلال استرس بعد از سانحه هم خواهند شد. 

    آيا بازماندگان جنگ 8 ساله در دهه‌هاي 70 و 80 هم با همين مخاطرات و تبعات مواجه شدند؟ 

وقتي وضعيت آمارها و شرايط اجتماعي را بررسي مي‌كنيم مي‌بينيم كه از دهه 1370، به تدريج نرخ طلاق نسبت به ازدواج در حال افزايش است و افزايش بحران‌هاي اجتماعي باعث شده كه ميانگين نگران‌كننده‌اي از تعداد ازدواج‌ها، به طلاق منجر مي‌شود. در اعتياد و ساير آسيب‌هاي اجتماعي هم با همين وضع مواجهيم. در ماه‌هاي قبل از جنگ 12روزه و جنگ رمضان هم، با بحران خودكشي در بعضي اقشار جامعه مواجه شديم و آمار خودكشي در اين گروه‌ها رو به گسترش است. 

    گفتيد كه سلامت روان، مورد بررسي قرار نگرفته ولي در دو دهه اخير، وزارت بهداشت چند پيمايش ملي سلامت روان در سال 1390 و 1398 انجام داده كه نتايج پيمايش‌ها هم نشان مي‌دهد در ابتداي دهه 1390، حدود 24‌درصد جمعيت كشور و در سال 1398 حدود 30‌درصد جمعيت كشور دچار نوعي از اختلالات روان هستند. 

منظور من از بررسي، يك پايش به شكل سرشماري و دقيق است كه تا به حال چنين پايشي نداشتيم و صرفا مطالعات پراكنده مقطعي است. پايش‌هاي 15سال يك بار و 12 سال يك بار در جامعه‌اي كه در طول يك سال، سه بحران اصلي را پشت گذاشته، واقعا كافي نيست. 

    ولي در اين كشور بحران‌خيز، حتي با وجود انجام پايش منظم، علاوه بر بحران‌هاي سياسي و اجتماعي، زلزله و سيل هم مي‌تواند بحران‌ساز باشد. 

بله. همان‌طور كه تعطيلي چند روزه ناشي از آلودگي هوا بحران ايجاد مي‌كند. 

    بعد از جنگ 12‌روزه و اواخر تابستان پارسال، كارشناسان هشدار دادند كه در صورت بي‌توجهي به سلامت روان جمعيت آسيب ديده از جنگ، بايد به زودي منتظر يك بحران باشيم. همين كارشناسان، بعد از حوادث دي‌ماه گفتند كه بي‌توجهي‌ها باعث كاهش فاصله بحران‌هاي اجتماعي خواهد شد. شما اين هشدار را قبول داريد؟ 

من بحران‌ها را پديده‌هاي چند عاملي مي‌بينم. البته جنگ يكي از عوامل بروز بحران‌هاست ولي ساير عوامل و ازجمله عوامل اجتماعي و سياسي هم در بروز بحران‌ها دخالت دارند‌.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون