بررسي چگونگي قهرماني اسپانيا در «اعتماد» با حسين چرخابي
اسپانيا به سبك فوتبالش وفادار ماند و به قهرماني رسيد
سطح مسابقات برخلاف تصوراتم بود
روزبه دلاور
در يك شب تاريخي در ايالاتمتحده تيم ملي اسپانيا با ارائه نمايشي خيرهكننده و تاكتيكي موفق شد آرژانتين، مدافع عنوان قهرماني را در ديداري نفسگير با يك گل شكست بدهد و براي دومينبار در تاريخ، جام طلايي جهان را به خانه ببرد. شاگردان لوئيس دلافوئنته در حالي كه با فشار سنگين هواداران آرژانتيني روبهرو بودند با گل ديرهنگام در وقتهاي اضافه روياهاي ليونل مسي و يارانش را براي تكرار افتخار به پايان رساندند. اين پيروزي كه با درخشش خط مياني لاروخا و عملكرد بينقص مدافعانش رقم خورد، پايان طلسم سالها انتظار براي هواداران اسپانيايي بود. در حالي كه اشكهاي مسي در پايان بازي تصوير ماندگار اين فينال دراماتيك شد، ماتادورها با جشن و پايكوبي نام خود را به عنوان فاتحان جديد فوتبال جهان در تاريخ ثبت كردند، به همين بهانه با حسين چرخابي، يكي از كارشناسان فوتبال كشورمان گفتوگويي ترتيب داديم كه حاصل آن را در ادامه ميخوانيد.
اسپانيا شايسته كسب مقام قهرماني بود؟
دقيقا؛ شك نكنيد كه اين تيم با سزاواري به قهرماني رسيد. شايد از نادر جام جهاني بود كه حق به حقدار رسيد. شايد مثلا پنج تا جام جهاني در تاريخ بود كه انصافا حق قهرمان ادا شد.
از چه جهت اين نظر را داريد؟
تنها تيمي كه فوتبال را بهروز بازي ميكرد و هيچگونه تغييري در استراتژياي كه از اول داشتند به وجود نياوردند همين اسپانيا بود. مثلا آرژانتين در طول بازيها برنامههاي خود را تغيير ميداد. آرژانتينيها به دليل مشكلاتي كه داشتند تغيير روش و تغيير سيستم ميدادند يا بازيكنانشان را جابهجا ميكردند. مثلا مسي دائم در حال تغيير جا بود اما اسپانيا با همان سبك اول مسابقاتش كه بسيار موفق هم بود كار را تمام كرد كه حقشان هم بود. آنها مقابل فرانسه هم حداقل ميانگين 12 كيلومتر دوندگي را ثبت كردند و درست هم دويدند. دويدنهاي بيجهت و اضافي نداشتند.
اسپانيا در طول رقابتها فقط يك گل دريافت كرد اما در خط حمله هم بسيار زهردار بود. توازن در دفاع منسجم و حملات كوبنده را به چه شكلي برقرار كردند؟
همان نظم تيمي و استراتژي كه مربي به كار برد و بازيكنان هم يك به يك آن را اجرا ميكردند. درس فوتبال اسپانيا براي من جالب بود، اولا فاصله بين خطوط را طبق معمول هميشه حفظ ميكرد چه در زمان حمله و چه دفاع. با فشردگي خطوط وقتي توپ را از دست ميدادند سريع دنبال بازپسگيري توپ بودند اگر اين كار را نميتوانستند انجام بدهند نفر اول دفاع ميكرد تا بقيه نفرات بتوانند برنامهريزي كنند اگر همين هم نميتوانستند انجام بدهند، برميگشتند و حالا يا توپ را عقب ميزدند يا بازيكن صاحب توپ را تحت فشار از عقب قرار ميدادند تا توپ را خراب كنند يا با يارگيري فضا را از حريف ميگرفتند. اين از برنامههاي اسپانياييها بود كه تيمهاي ديگر نداشتند. از يامال آن جلو تا آخرين مدافع وظيفه داشتند اين كار را انجام بدهند. آرژانتين وقتي 10 نفره شد در حقيقت در دفاع نه نفره شده بود و مسي وظيفه دفاعي نداشت. اينها باعث شد تا تيمي كه فوق ستاره هم نداشت، قهرمان شود هر چند جوايز فردي هم ديديد كه اسپانيا درو كرد. درباره اسپانيا ميتوانم يك ساعت ديگر هم حرف بزنم.
اسپانياييها چطور توانستند در اين سالها تا اين حد قدرتمند و با ثبات باشند؟
چون راه درست را در پيش گرفتند. آكادميهاي آنها و امكانات و باشگاههاي آنها را درنظر بگيريد! همين بارسلونا و آكادمي كه دارد از بهترينهاي دنياست كه به فوتبال مملكتشان كمك ميكند. آنها طراح فوتبالشان در باشگاهها و فدراسيونشان كه ما نداريم درست كار ميكنند مثلا بارسا به همين سبك اسپانيا بازي ميكند. كلا باشگاههاي اسپانيا از جلو پرس ميكنند و حفظ توپ مثبت و رو به جلو دارند. دوباره بازي فينال را ببينيد كه 80درصد توپهاي آرژانتينيها رو به عقب بود. در صورتي كه اسپانيا برعكس بود چون در آكادمي ياد گرفتند و مسلما برايشان سن بازيكن تفاوتي ندارد و بهترينها را انتخاب ميكنند. شايستگي قهرماني هم داشتند چون يك سر و گردن از همه تيمها بالاتر بودند و قهرمان شدند.
در كل سطح اين دوره از مسابقات به لحاظ كمي و كيفي نسبت به دورههاي قبل چطور بود؟
باتوجه به افزايش تعداد تيمهاي شركتكننده انتظار تماشاي بازيهاي سطح پايين داشتم كه اينطور نبود. تيمهايي مثل كيپورد بودند كه خوب هم كار كردند، بنابراين ۴۸ تيم شدن مسابقات كار غلطي نيست به شرط اينكه ديگر اضافهاش نكنند! با همين سبك و سياق جلو بروند تا كشورهاي ديگر هم تشويق شوند و در توسعه بينالمللي فوتبال كمك شود. سطح بازيها را خيلي خوب ديدم نسبت به آنچه در تصورم بود.