• 1405 سه‌شنبه 10 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6375 -
  • 1405 چهارشنبه 31 تير

شکاف میان ماموریت و اجرا: رنج فراتر از کمبود امکانات

سپیده ملازاده

سازمان بهزیستی، به عنوان ستون اصلی حمایت از اقشار آسیب‌پذیر، معلولان و خانواده‌های تحت فشار، نقشی فراتر از یک نهاد دولتی ایفا می‌کند؛ این سازمان در واقع خط مقدم مواجهه جامعه با آسیب‌های اجتماعی است. مراجعانی که به این نهاد مراجعه می‌کنند، اغلب در وضعیتی از «کمترین توان» و «بیشترین فشار» قرار دارند. آنها نه تنها با چالش‌های جسمی و مالی دست ‌و پنجه نرم می‌کنند، بلکه از نظر روانی نیز در وضعیتی شکننده هستند. از این رو، دریافت خدمات ازسوی این سازمان، نباید تنها یک فرآیند اداریِ خشک باشد، بلکه باید یک «تجربه حمایتی» باشد که در آن کرامت انسانی، خط قرمز محسوب شود. واقعیت تلخ این است که گاهی آنچه باعث فروپاشی اعتماد عمومی به سیستم‌های حمایتی می‌شود، محدودیت‌های بودجه‌ای یا کمبود امکانات نیست، بلکه «شکاف عمیق رفتاری» میان کارکنان و مراجعان است.  گزارش‌های مکرر از برخوردهای سرد، پاسخ‌های تند، بی‌توجهی به نیازهای خاص و راهنمایی‌های مبهم، نشان‌دهنده یک بحران در فرهنگ خدمت‌رسانی است.  این رفتارها برای خانواده‌هایی که پیش از ورود به سازمان، با توفان مشکلات زندگی مقابله کرده‌اند، به مثابه یک ضربه روحی مضاعف عمل می‌کند. وقتی مراجعی که در جست‌وجوی امید است، با دیوار بی‌تفاوتی اداری روبه‌رو می‌شود، نه تنها خدمات دریافت نمی‌کند، بلکه از اعتماد به نهادهای حاکمیتی نیز تهی می‌گردد. باید روشن شود که مراجعان به سازمان بهزیستی، متقاضیِ «امتیاز» نیستند، بلکه مطالبه‌گر «حقوق» خود هستند. انتظارات جامعه از این نهاد را می‌توان در سه سطح تعریف کرد:
۱- احترام به کرامت انسانی: برخورد محترمانه و صبورانه، اولین و مهم‌ترین بخش هر خدمت اجتماعی است.
۲- شفافیت در فرآیندها: مراجع باید با زبانی ساده و بدون پیچیدگی‌های اداری، از حقوق، وظایف و مراحل رسیدگی به درخواست خود آگاه باشد.
۳- همدلی و گوش دادن فعال: کیفیت خدمات اجتماعی با میزان «درک شرایط مراجع» سنجیده می‌شود؛ برخورد همدلانه می‌تواند اثر تسکین‌دهنده‌ای داشته باشد که حتی از حمایت‌های مالی نیز فراتر می‌رود.
برای عبور از این وضعیت، صرفِ برگزاری دوره‌های کوتاه‌مدت «مهارت‌های ارتباطی» برای کارکنان کافی نیست. آنچه موردنیاز است، یک اصلاح ساختاری و نظام‌مند در بدنه سازمان است که شامل موارد زیر می‌شود:
بازنگری در سیستم ارزیابی عملکرد: شاخص‌های عملکردی کارکنان نباید صرفا بر پایه «تعداد پرونده‌های رسیدگی شده» باشد، بلکه باید «شاخص رضایت مراجع» و «کیفیت تعامل انسانی» بخش مهمی از رتبه‌بندی و پاداش کارکنان را تشکیل دهد.
ایجاد سیستم نظارت مستقل و پاسخگو: نیاز به یک واحد نظارتی قدرتمند و مستقل (خارج از سلسله‌مراتب مستقیم بخش‌های اجرایی) که بتواند شکایات مربوط به برخورد کارکنان را به صورت شفاف و بدون ترس از سلسله‌مراتب، پیگیری و گزارش کند.
تحول در فرهنگ سازمانی: تغییر نگاه از «تمرکز بر قدرت اداری» به «تمرکز بر خدمت‌رسانی اجتماعی». این امر مستلزم بازنگری در نحوه جذب، گزینش و ارتقای شغلی در سطوح مختلف سازمان است.
دیجیتالی‌سازی هوشمند برای کاهش اصطکاک: استفاده از فناوری برای کاهش نیاز به حضور فیزیکی و مواجهه مستقیم با برخی مراحل اداری، جهت کاهش فرصت‌های برخورد نامناسب و افزایش شفافیت.
حفظ شأن و کرامت انسان‌ها نباید یک انتخاب اخلاقی، بلکه یک الزام قانونی و ساختاری باشد؛ به ‌ویژه در نهادی که ماموریتش حمایت از آسیب‌پذیرترین لایه‌های جامعه است.  برخورد انسانی و مسوولانه، تنها راه بازگشت اعتماد عمومی به سازمان‌های حمایتی است. اگر سازمان بهزیستی بتواند میان «تخصیص منابع» و «ارتقای کیفیت رفتار»، تعادل برقرار کند، نه تنها رضایت مراجعان را جلب می‌کند، بلکه سرمایه اجتماعی کشور را در برابر بحران‌های اجتماعی تقویت خواهد کرد.
کارشناس ارشد مدیریت

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون