روزبه دلاور
برخورد با منتقدان تيم ملي فوتبال از اتهام به بيوطني وارد فاز جديدي شد و يك سايت پرمخاطب فوتبالي بعد از خواست سرمربي تيم ملي فيلتر شده است. البته هنوز هيچ نهادي مسووليت اين ماجرا را برعهده نگرفته كه همين ابهامات آن را بيشتر ميكند. ماجرا به دعواي رسانهاي قلعهنويي با فردوسيپور برميگردد كه البته اين تنشها قبلا در برنامه نود هم بود و گويا تا امير سرمربي باشد و عادل مجري اين كشمكشها، ادامهدار است! قضاوت اينكه حق با كدام يك است بماند براي مردم، اما اين طرز برخورد با منتقداني كه دلسوز فوتبالمان هستند به هيچوجه درست و منطقي نيست. حال سوال اينجاست وسط اين بلبشو كه پيشكسوت مقابل پيشكسوت قرار ميگيرد و رسانهها تهديد ميشوند، اساسا نقش و وظيفه فدراسيون در اين ماجراهاي پيش آمده چيست؟ براي بررسي اين موضوع با ابراهيم قاسمپور يكي از كارشناسان مطرح فوتبال كشورمان گفتوگويي ترتيب داديم كه در ادامه مطلب ميخوانيد.
چرا سرمربي تيم ملي تا اين حد در مواجهه با انتقادات سف و سخت موضعگيري ميكند؟
در مملكت ما چيزي پرداخته نميشود تا براي رفع آن مشكل يا معضلات اقدام كنند. رهايش ميكنند به اميد خودش تا خود به خود حل يا بدتر شود. فعلا كه اين شرايط حاكماست. اما چرا قلعهنويي به انتقادات برنميتابد كه به نظرم او بايد صبورتر باشد و وقتي مسووليت بزرگي را قبول كرده بايد تبعاتش را هم بپذيرد و انتقادات را هم قبول كند. حالا شايد بعضيها مغرضانه صحبت ميكنند كه بحث جداگانه است، اما وقتي اهالي فوتبال كه شايد تخصص و تجربهشان از قلعهنويي هم بيشتر است كه قبل از جام براي بهتر شدن و بعد از جام جهاني حرف ميزنند يك چيز طبيعي است. هميشه همه چيز كه گل و بلبل نيست!
قبل از جام جهاني بايد تشويق كرد و انرژي داد، اما بعد از هر تورنمنتي اگر نتايج بدي به دست بيايد خب طبيعي است كه انتقادات شروع ميشود. انتقادات هم فني است كه بايد قلعهنويي و كادرش مشكلاتي كه وجود داشته و دارد را قبول كنند.همه انتقادات كه غرضورزي و شخصي نيست و براي رفع مشكلات است، اما در ممكلت ما مخصوصا در فوتبال و ورزش انتقادات فني هم قابل توجه افرادي كه مسووليت دارند قرار نميگيرد، اينجاست كه تنش و برخورد و درگيريها بيشتر و بعد هم خارج از عرف ميشود كه ممكن است كار به توهين و پرخاش كشيده شود.
از نظر شما رفتار منطقي از جانب سرمربي تيم ملي پس از جام جهاني چه بود؟
شما مثلا رفتار سرمربي آرژانتين را ببينيد كه با تيمش دوم شده، اما با آن ناراحتي و اشك پشت تريبوني كه دنيا در حال تماشاي آن است قرار ميگيرد. مثل ما نيست كه فقط قسمتهاي مرتبط با ايران را ببيند. با آن شهامت و فروتني آمد، عذرخواهي كرد و ناراحتي خودش را نشان داد. برعكسش ما كادر فني خودمان را ميبينيم كه در مرحله اول در گروهي كه خودشان و خيليهاي ديگر ميگفتند ساده است، حذف ميشوند و نوع برخوردشان را هم كه داريد ميبينيد.
معتقديد قلعهنويي يا بايد استعفا ميداد يا عذرخواهي ميكرد؟
وقتي مربي كره و رييس فدراسيون عربستان و كساني ديگر كه به مراتب از ما بهتر بودهاند، اما استعفا ميدهند، من معتقدم براي كساني كه دورنمايي خوبي از خودشان در اين چند ساله نشان ندادند اين مسير بايد طي شود. مخصوصا فدراسيون فوتبال كه ساليان سال است كه كار ميكنند، اما نه تيم المپيك ما به المپيك صعود كرد و نه عملكرد خوبي در سطح ملي و باشگاهي داشتهايم. پس بايد قبول كنند كه كارايي ندارند. هر جاي دنيا بود يا تغييرشان ميدادند يا خودشان استعفا ميدادند، اما در مملكت ما چه ورزش، چه كلان در حوزههاي ديگر مديراني داريم كه كارايي لازم را ندارند، اما متاسفانه از جايي به جايي ديگر تغيير ميكنند يعني مرتب در اين چرخه كار ميكنند و فوتبال هم از اين قاعده متاسفانه مستثنا نيست!
به فدراسيون فوتبال اشاره كرديد به عنوان يك نهاد بالادستي چقدر ميتوانستند مديريت كنند نسبت به اين تنشها؟
اگر ميخواست نقشي ايفا كند، اولين ارگان و سازماني كه بايد عكسالعمل نشان ميداد، خودش ميبود. خودش بايد استعفا ميداد آن وقت تمام مسائل حل ميشد.
به نظرتان انفعال فدراسيون فوتبال در ميانجيگري خودش عاملي بر تشديد دوقطبي به وجود آمده نيست؟
مطمئنا هست، چون خودش هم جزو سازماني است كه زيرمجموعهاش هم ضعيف عمل كرده، اما انتقادپذير نيست. وقتي از هم حمايت ميكنند خب اگر خودشان استعفا ميدادند خيلي از مسائل حل ميشد.
اگر يك سايت يا پلتفرمي منتقد در حوزه فوتبال بسته شود، مسووليتي در قبال حفظ فضاي نقد دارد؟ نبايد فضاي نقدهاي منصفانه را حفظ كرد؟
اگر مشكلي داريم كوچكترين اعتراضي به عنوان يك شهروند كنيم نوع ديگري با ما برخورد ميشود. آيا فكر ميكنيد الان فدراسيون فوتبال ميآيد از رسانهاي كه انتقاد ميكند، حمايت كند؟ فكر ميكند اگر حمايت كند خودش را زير سوال برده است، چون همان رسانه از خودش هم انتقاد ميكند. فدراسيون اين شهامت را ندارد تا با واقعيت روبهرو شود و زير سوال رفتن كادر فني يعني زير سوال رفتن خودشان، پس آنها هيچ حمايتي نميكنند.
در فدراسيون سخنگوي مقتدر يا كميته انضباطي مستقل براي كنترل اين تنشها هست يا ارادهاي بر استفاده از آنها نيست؟
نميدانم كه آيا ابزار هست يا نيست. موقعي كه هيچ چيز سر جايش نيست و آدمهايي كه بايد باشند، اما نيستند مطمئنا اين نواقص هم وجود دارد.
به نظر شما قرباني كردن يك پلتفرم رسانهاي كمكي به آرامش كادر فني ميشود؟
نه، اين بهانه است! در ضمن كادر فني الان در خانهاش خوابيده چه آرامشي ميخواهد؟در حالي كه بايد جوابگو باشد!
برخورد شما زماني كه مربي بوديد با منتقدان چطور بود؟
در آبادان كه الي ماشاءالله منتقد بود و نگاه به امكانات و بودجه و نفرات جذب شده و... نميكردند. اما رسانه وظيفهاش همين است كه رسالتش را انجام بدهد و در حيطه اختيارات من هم نبود كه بگويم بيايد يا نيايد، اما متاسفانه الان قدرت دستشان است و ميتوانند به منتقدان بگويند كه نيايند. به قول عربها واسطه فوق قانون. در پايان اميدوارم كه اين آقايان به رزومهشان نگاهي كنند، وقتي به اعتقاد بسياري كاري نكردهاند پس خودشان بروند. ما در مملكتمان تا به لجن كشيده نشويم خودمان براي خودمان كاري نميكنيم.
اگر واقعا به فكر تغيير در فوتبال هستند بايد تغييراتي در كلان ورزش ما ايجاد شود.