• 1405 سه‌شنبه 10 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6376 -
  • 1405 پنج‌شنبه 1 مرداد

ادامه از صفحه اول

انتقاد مسوولانه  اعتماد ملي

 

اين پيام، نخست، به «بازتعريف هوشمندانه اولويت‌ها» است در مواجهه با دشمن بدعهد كينه‌ورز. آنچناني كه تجربه تاريخي نقض توافقات از سوي امريكا، اين حقيقت را آشكار ساخته كه تنها سياست مذاكره‌محور در برابر زياده‌خواهي ترامپ، نه تنها كارگشا نيست، بلكه به ابزاري براي تهي‌سازي قدرت ژئوپليتيكي ايران تبديل مي‌شود. از اين نگاه، بيانيه با صراحت تمام، اصالت را به «جهاد و مقاومت» به عنوان متنِ اصلي مواجهه بازمي‌گرداند و مذاكره را در جايگاه حاشيه‌اي فرعي قرار مي‌دهد؛ نه از سر جنگ‌طلبي، بلكه از سر درك اين حقيقت كه امريكا صلح و مذاكره را تنها سپري براي جنگيدن مي‌خواهد، از اين ‌رو ايران بايد جنگيدن را براي رسيدن به مذاكره‌اي عزتمندانه بخواهد. اين رويكرد، كه در كلام حكيمانه رهبري متبلور شده، نه‌تنها نشان از واقع‌بيني نافذ ايشان دارد، بلكه دقيقا مبتني است بر استراتژي «فشار حداكثري در برابر فشار حداكثري» و حفظ اقتدار بازدارندگي.
در ادامه، تأكيد مؤكد بر وحدت ملي، حاوي پيامي است سازنده و اثباتي براي تمامي جناح‌ها و طيف‌هاي سياسي. اين فراخوان به اتحاد، نه از سر انسداد و محدوديت، بلكه از سرِ صيانت از اصل نظام و منافع ملي در شرايط حساس كنوني صادر شده. رهبري با نگاهي پدرانه و دلسوزانه، نقد مسوولان را نه‌تنها منع نمي‌كند، بلكه آن را «سرمايه‌اي ارزنده» مي‌نامد و تنها خواستار آن است كه اين نقدها، عادلانه و سازنده باشد و زمينه‌ساز تقويت جبهه داخلي، نه بهانه‌اي براي دستاويز دشمن. اين نگاه حكيمانه، به روشني تبيين مي‌كند كه اعتماد به مسوولانِ دلسوز، به‌رغم خطاهاي احتمالي اجرايي، يك ضرورت عقلاني است؛ چرا كه مسوولان نظام، هرگز خائن به آرمان‌هاي انقلاب نبوده و نيستند و حمايت مردمي از ايشان، موجبات يأس دشمنان حريص و زمينه‌ساز پيروزي‌ها خواهد شد.
همچنين، قداست‌بخشي به حماسه بدرقه و پيوند آن با دعاي امام زمان (عج) در واقع بهره ‌بردن از سرمايه عظيم معنوي و عاطفي تشيع براي تقويت همبستگي فراملي و نمايش شكوه امت اسلامي است. اشاره به جبهه مقاومت و نقش مردم عراق، بيانگر اين حقيقتِ بزرگ است كه محورِ مقاومت، با اتكا به ايمان و خون شهدا، به سطحي از بلوغ و اقتدار دست يافته كه نه‌تنها دشمن استكباري را به هراس انداخته، بلكه معادلات منطقه‌اي را به سود محور حق تغيير داده است.
سرانجام؛ اتحاد مقدس و پرهيز از تفرقه
اين بيانيه نقشه‌اي است راهبردي، اثباتي و آينده‌نگر براي نظام كه با درك عميق از واقعيت‌هاي بين‌المللي و ظرفيت‌هاي داخلي، مسير پيشرفت و عزت را ترسيم مي‌كند. اين پيام، با تقويت بنيان‌هاي وحدت، تصحيح اولويت‌هاي راهبردي و بهره‌گيري از سرمايه‌هاي اجتماعي و ديني، بستر خنثي‌سازي توطئه‌هاي دشمنان و تحقق آرمان‌هاي انقلاب را فراهم مي‌آورد.
اين تحليل، نشان‌دهنده هوشمندي رهبري در مديريت سپهر سياسي و فرهنگي كشور و ترسيم افقي است روشن براي آينده‌اي مقتدرانه و مستقل. 

 


اول امريكا  و نظام  بين‌الملل

تصور كنيد جهاني را كه همه كشورها صرفا دنبال منافع محدود خود هستند بدون آنكه به منافع ديگران توجه كنند. هر دولتي كه قدرت بيشتري دارد درصدد حمله و تجاوز و گرفتن سرزمين‌ها و منابع كشورهاي ديگر برآيد. شايد بخشي از آن را در تاريخ خوانده باشيم، اما در جهان كنوني تصور چنين شرايطي تاسف‌آور است. در اين شرايط: 
- رقابت‌ها شديدتر مي‌شود و كشورها بودجه نظامي خود را افزايش مي‌دهند و تلاش مي‌كنند برتري فناوري و امنيتي خود را به تنهايي به دست بیاورند. 
- همكاري‌هاي بين‌المللي كاهش مي‌يابد و مسائلي همچون تغييرات اقليمي، بيماري‌هاي فراگير، مهاجرت و تجارت جهاني سخت‌تر قابل حل مي‌شود. 
- دولت‌ها دنبال منافع كوتاه‌مدت خود مي‌روند و اولويت با خواسته‌هاي كوچك كشورها خواهد بود. 
- ائتلاف‌ها موقتي‌تر و توافقات ناپايدارتر مي‌شود. كشورها به جاي اتحادهاي پايدار، بر اساس منافع مقطعي با يكديگر همكاري مي‌كنند و در صورت تغيير منافع، اين همكاري‌ها ممكن است از هم بپاشد. 
- احتمال جنگ، تنش و درگيري افزايش مي‌يابد. رقابت بر سر منابع، مناطق راهبردي  يا   فناوري‌هاي حساس  مي‌تواند خطر بحران‌هاي  بين‌المللي  را  بيشتر كند. 
- اقتصاد جهاني آسيب‌پذيرتر مي‌شود. افزايش تعرفه‌ها، محدوديت‌هاي تجاري و تلاش براي خودكفايي مي‌تواند رشد اقتصادي جهاني را  كاهش  بدهد.
حال نظام بين‌المللي كه از اين شرايط به وجود مي‌آيد، چگونه خواهد بود؟! ما در گذشته نظام چندقطبي و دوقطبي داشته‌ايم كه براساس آن هژموني قدرت‌هاي بزرگ، به‌رغم آنكه منافع دولت‌هاي قدرتمند را تامين مي‌كرد، يك شرايط بازي نيز براي كشورهاي كوچك‌تر به جا مي‌گذاشت، اما در وضعيتي كه بيان شد، ديگر جايي براي نقش‌آفريني كشورهاي ضعيف‌تر نمي‌گذارد و نوعي هرج و مرج حاكم مي‌شود. ترامپ دانسته يا ندانسته جهان را به سوي يك بازي خطرناك به پيش مي‌برد كه در آن، نظام بين‌الملل احتمالا غيررقابتي‌تر، بي‌ثبات‌تر و دشمن‌خيزتر خواهد شد. نظامي كه در آن دوستي و صلح معناي خود را از دست مي‌دهد و حقوق بين‌الملل ارزشي نخواهد داشت. هر چند تجربه تاريخي نشان مي‌دهد كه حتي قدرت‌هاي رقيب نيز معمولا در موضوعاتي كه منافع مشترك دارند (مانند تجارت، كنترل تسليحات يا مقابله با بحران‌هاي جهاني) ناچار به نوعي همكاري هستند، ليكن اين همكاري نيز نه براساس دوستي كه صرفا براساس ترس از طرف مقابل شكل مي‌گيرد. اين اميد وجود دارد كه پس از ترامپ، جهان با استفاده از تجربيات به دست آمده بار ديگر به سوي همكاري و تشريك مساعي به پيش برود و از شرايط به وجود آمده توسط دولت امريكا فاصله بگيرد. به اميد آن روز.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون