داستانهاي «اَن تيلر» با ترجمه احمد اخوت
مجموعهاي از داستانهاي اَن تيلر با ترجمه احمد اخوت منتشر شد. به گزارش گروه هنر و ادبيات، در اين مجموعه كه «جايت خالي است» نام دارد، علاوه بر 11 داستان از اين نويسنده، يك گفتوگو و سه مقاله را نيز ضميمه دارد. اَن تيلر، همسر نويسنده فقيد ايراني، تقي مدرسي بود، پيشتر داستانهايي از او در نشريات چاپ شده بود. در بخشي از داستان «جايت خالي است» ميخوانيد: «خانم جواب داد: خستهم و خيلي جدي و مصمم از اتاق بيرون رفت. اتاقش مانند يك آشيانه پرنده احاطهاش كرده بود. اينجا لايههايي از وجودش را در جاهاي مختلف اتاق چيده بود: در يك طرف كوبلنها و توريها و بتهجقهها را ميديدي و در سوي ديگر روي گنجه لباس رديفي از قابهاي عكسهاي امامان و تصاويري از خواهرانش در دورهميهاي خانوادگي؛ دم پنجره اتاق تعدادي كوزهگلهاي مينياتوري به رنگ زرد و آبي، رنگ موردعلاقهاش را چيده بود. روي ميز كنار تختخوابش شيشههاي دواهايش، تسبيح سفيدرنگ و مهر نمازش به چشم ميخورد. بقيه جاهاي خانه لخت و غيرشخصي بود و از تميزي ميدرخشيد، اما اين اتاق مانند شال خانم خودماني، متشخص و آرامشبخش بود. با اين همه نتوانست راحت بخوابد. دوباره سروكله ارواحي پيدا شد كه به افكارش حمله ميكردند. فكر كرد چرا همه چيز برايش بد و بر ضد او شد؟ شوهرش با وجود پيدا كردن سه فرزند از او باز غرغر ميكرد چه آدم سردمزاجي است. تازه اين بچهها چه گلي به سرش زده بودند؟ اگر بيشتر از اين در كشورش مانده بود بابك حتما درميآمد و ميگفت نميخواي سفري جايي بروي؟ حتما اين حرف را ميشنيد. چه بياحتراميهايي كه از زن بابك نديد، كسي كه مايل نبود به توصيههايش گوش دهد و هر بار گله اينها را به بابك ميكرد. او انگار گوشهايش اصلا نميشنيد. حسن از بابك بدتر. هميشه همان آدم يكدنده سرسخت و بيش از حد مستقل بود كه زير بار كسي نميرفت...»