نقاشيهاي سولاژ از نگاه بوبن در كتاب «کمی تاریکی برای خوب دیدن»
ظلماتي براي خودشناسي
نسيم خليلي
بوبن نویسنده لطافتها وقتی که در برابر نقاشیهای پییر سولاژ ميايستد، نقاشيهايي به رنگ غالب سياه، ديوارها و آجرچينها و بسترهايي سياه، بعضا با خطوطي از نور، گنگ و دور، شكوهي معنوي، راهي به خودشناسي در آنها بازميجويد و مخصوصا آنها را نه فقط نقاشي، هنري تجسمي براي نماياندن، كه روايتهايي ميبيند كه نشان نميدهند بلكه ميگويند: «نقاشيهايش درخشندگي مرطوب پوست چرم را دارند. آنها چيزي را نشان نميدهند، بلكه آن را ميگويند. اين شيارهاي سياه، تارهاي ريزي هستند كه صداي نقاش را درون خود به بند كشيدهاند. او حرف ميزند، تنها، روي سطحي كمابيش بزرگ، تنها.» و مهمتر از اين بوبن بخشي از شكوه نقاشيهاي سولاژ را، كه در هياهوي دنياي هنرهاي تجسمي با طمأنينه و در يك تنهاييِ خودخواسته رهنما به راه خودش ميرود، به ويژگي خودبسندگي اين نقاشيها نسبت ميدهد: «معمولا كتابهاي يك خانه حضوري متواضع دارند اما نقاشيهاي روي ديوار آستين و يقه شما را ميكشند، گونهتان را نيشگون ميگيرند و كاري ميكنند كه پلك نزنيد: به من نگاه كن و حواست به هيچ كس نباشد. نقاشيهاي غربي به تمامي، حاصل اين ارادهاند و چنين سلطهاي بر مغزمان دارند. همه جز تابلوهاي سولاژ، آنها متكي به خود هستند و گدايي نميكنند؛ معنوياتي هستند كه در افكار ما تا دوردست پيش ميروند. آنها براي وجود داشتن نيازي به كمك ما ندارند. كمك، خودِ آنها هستند. همچون مومياييهاي موميايي شده؛ شربت افراي دانايي. قرنهاست مقابل ديواري قرار گرفتهاند و تعمق ميكنند. خوراكشان چيزي جز سياهي و فيله نور نيست؛ هيچ چيز ديگر. ديواري كه آنها مشاهده ميكنند، ما هستيم! مقابل يكي از تابلوهاي فراسياه بايستيد: محال است در تمام زندگيتان اينگونه نظاره شده باشيد.» اين خود را در سياهيِ باشكوهِ نقاشيهاي سولاژ ديدن را بوبن در جاي جاي كتابش به انحاء مختلف باز هم تكرار ميكند. بوبن با بازگشت به آن معرفتشناسي لطيفانديشانهاي كه در همه نوشتهها و كتابهايش به جهان هستي دارد، سياهي و ظلمات نهفته در نقاشيهاي سولاژ را هم نه تاريكي وهمناك واپسزننده كه زمينهاي الهامبخش و تفكربرانگيز معرفي ميكند؛ و اين همه از اين روست كه نقاشيهاي سولاژ شكوه پيش از پيدايش گونهگونيها را در جهان هستي به نمايش ميگذارد، يكجور بازگشت به ازل. اين مواجهه همان چيزي است كه مخاطب را از رنگها و حاشيهها، به متنِ درونش ميبرد، به خويشتنِ خويشش و به اين ترتيب است كه با خواندن اين كتاب، شكوه نقاشيهاي سولاژ و فهم آنها را بهتر درخواهي يافت، بوبن راهنماي ماست.