جلال چراغپور در گفتوگو با «اعتماد » مطرح كرد
فوتبال ايران بايد از رخوت و فرسودگي آموزشي خارج شود
در آسيا ژاپن به فوتبال روز جهان نزديكتر است
علي ولياللهي
جلال چراغپور، كارشناس پيشكسوت فوتبال و مربي تيمهاي مختلف باشگاهي و ملي در گفتوگو با روزنامه اعتماد از تغييرات تاكتيكي فوتبال روز جهان و ضرورت بهروزرساني دانش مربيان و آناليزورهاي ايراني گفت.
به گزارش روزنامه اعتماد، جلال چراغپور، كارشناس پيشكسوت فوتبال و مربي تيمهاي مختلف باشگاهي و ملي، با بررسي برخي تغييرات تاكتيكي مشاهدهشده در جام جهاني ۲۰۲۶، از جمله شيوههاي جديد پرس، فشردهسازي فضاي بازي، مالكيت هدفمند و ارزشگذاري پاسها تأكيد كرد فوتبال ايران براي نزديكشدن به استانداردهاي روز دنيا نيازمند بازنگري جدي در آموزش مربيان، آناليزورها و بازيكنان است. جلال چراغپور در ابتداي اين گفتوگو با اشاره به برخي مباحث مطرحشده در فوتبال روز جهان توضيح داد كه بررسي دقيق تغييرات تاكتيكي جام جهاني، موضوعي عميق، ظريف و علمي است و براي تحليل آن بايد به تمامي مولفههاي تشكيلدهنده فوتبال تسلط داشت. مثلا اگر ميگوييم close range to the box اتفاق ميافتاد توسط تيم ملي اسپانيا مجبور نباشيم كل اين مفهوم را در اين متن تدريس كنيم. او تأكيد كرد برخي شاخصهايي كه در تحليلهاي جديد فوتبال مورد استفاده قرار گرفتهاند، ميتوانند تصوير دقيقتري از كيفيت عملكرد تيمها ارائه بدهند. سايتهايي در دنيا هستند كه روي فوتبال و مخصوصا مسابقات جام جهاني ذرهبين گذاشتند و مجموعه خوبي از اطلاعات را در اختيار مخاطبان قرار ميدهند كه در يك مصاحبه قابل بررسي كامل نيست. البته من در اين مصاحبه به صورت اجمالي مساله را بررسي ميكنم اما اگر كسي علاقهمند بود ميتواند از طريق سايت فيفا و سه، چهار سايت ديگر موضوع را پيگيري كند. آنها 20 مورد را درآوردند كه در سايت فيفا و سايتهاي ديگر آمده. در واقع هر كس بر اساس نظرگاه خودش موارد را دستهبندي كرده كه من سعي ميكنم چند موردش را بيان كنم. نكته مهم اين است كه اين 20 مورد بر اساس ارزشگذاري مرتب نشدند. موردي است و تنها ميخواهيم بگوييم اين موارد هست. اين كارشناس پيشكسوت فوتبال در تشريح يكي از اين شاخصها گفت: يكي از مواردي كه در تحليلهاي جديد مورد بررسي قرار گرفته، مدت زماني است كه يك تيم پس از ازدست دادن توپ، براي بازپسگيري آن نياز دارد. اين موضوع يكبار بر اساس زمان و يكبار نيز بر اساس تعداد پاسهاي تيم مقابل بررسي ميشود. به اين معنا كه مشخص شود تيمي تا چند پاس به حريف اجازه بازي ميدهد و پيش از پاس بعدي، توپ را مجددا به دست ميآورد. چراغپور افزود: بر اساس اين بررسيها، اسپانيا يكي از بهترين عملكردها را در بازپسگيري سريع توپ داشته است. اين موضوع نوعي از يورش به بازي هجومي و پرس تيم مقابل را نشان ميدهد. در واقع، اگر يك تيم نتواند در تعداد مشخصي پاس يعني 7 تا 8 تا پاس توپ را پس بگيرد، وارد ساختار دفاع كلاسيك ميشود؛ يعني بازيكنان عقب مينشينند، فشرده ميشوند و به شكل لايهلايه دفاع ميكنند. وي در ادامه به موضوع فشردهسازي فضاي بازي يا «كامپكت» شدن تيمها اشاره كرد و گفت: مساله دوم اين است كه تيمها در سمتي كه توپ قرار دارد تا چه اندازه فشرده ميشوند. به اين مساله ميگويند كامپكت كناري. تيم در اين شرايط روي محل قرارگيري توپ جمع ميشود. اگر بخواهيم مثال سادهاي بزنيم، شبيه زماني است كه در يك آبگير يا درياچه تكهاي نان مياندازيد و ماهيها به سمت آن جمع ميشوند. اين مربي پيشكسوت فوتبال ادامه داد: فوتبال مدرن امروز براي كاهش فضاي بازي، گرفتن زمان از صاحب توپ و همچنين گرفتن ويژن (ديد) از او تلاش ميكند. ممكن است بازيكني توپ را در اختيار داشته باشد و حتي آن را كنترل كند، اما فرصت نداشته باشد سرش را بالا بياورد و زمين را ببيند. ممكن است سرش پايين باشد، پشتش به بازي باشد يا بدنش در جهتي قرار گرفته باشد كه ديد مناسبي نداشته باشد. در نتيجه براي اين سه كار يعني توپ را بگيري اما فضا نداشته باشي، زمان نداشته باشي يا جهت بدنت به شكل ديگري باشد اين هم يك آيتم است. به اين نمره دادهاند. چراغپور با بيان اينكه اين موارد در تحليلهاي جديد مورد ارزيابي قرار گرفتهاند، گفت: براي اين موضوع نيز امتيازهايي در نظر گرفته ميشود. ابتدا بحث تكنيك مطرح است، سپس مهارت و در مرحله بالاتر، تسلط بر توپ. بازيكن در بالاترين سطح بايد به شكلي توپ را كنترل كند كه گويي توپ به پاي او چسبيده است. اصطلاحا ميگويند kill the ball. اينجا تيمهاي آسيايي كنار ميروند. سپس تيمهاي آفريقايي و بعد از آن تيمهاي امريكا جنوبي. بعد هلند و نروژ و پرتغال. ميمانند چهار تيم يعني اسپانيا، آرژانتين، انگليس و فرانسه. او سپس به موضوع مالكيت توپ پرداخت و اظهار داشت: مساله سوم، بررسي پاسهاست. مالكيت توپ موضوعي است كه اين روزها بسيار درباره آن صحبت ميشود با عنوان ball position، اما در تحليلهاي جديد، خود مالكيت نيز مورد بررسي دقيق قرار گرفته است. ابتدا پرسيده ميشود مالكيت در كجا اتفاق ميافتد و سپس مشخص ميشود مالكيت با چه هدفي انجام ميشود و بعد از آن، چه اتفاقي روي اين مالكيت سوار ميشود. وي افزود: وقتي توپ را در اختيار داريد، بايد مشخص شود پس از آن چه اتفاقي ميافتد؛ سانتر، شوت، يكدو، فرار انفرادي يا نفوذ از بين خطوط. اين موارد طبقهبندي و براي هركدام امتياز در نظر گرفته ميشود. مجموعهاي كه از تسلط بر توپ و مالكيت به دست ميآيد را محاسبه ميكنند. بنابراين ديگر نميتوان صرفا تعداد پاسها يا درصد مالكيت توپ را معيار كيفيت يك تيم دانست. چراغپور درباره ارزش مناطق مختلف زمين نيز گفت: زمين را ارزشگذاري كردهاند. ممكن است تيمي ۶۰۰ پاس بدهد، اما ۴۰۰ پاس آن در زمين خودش باشد. چنين مالكيتي ارزش يكساني با مالكيتي كه در مناطق نزديك به دروازه حريف شكل ميگيرد ندارد و به آن ايكس جي نميدهند. وقتي تيم به محوطه جريمه نزديك ميشود، ارزش موقعيت بالاتر ميرود و شاخصهايي مانند «ايكسجي» مطرح ميشوند. وقتي وارد محوطه شوي به آن ايكس جي يك ميدهند. حالا اگر attend يعني كوشش باشد فرق ميكند تا اينكه on target كني. اين كارشناس فوتبال درباره مفهوم جديد پاس نيز گفت: پاس را بايد به شكل ديگري تعريف كرد. پاسهاي ارزشمند، پاسهايي هستند كه به درون game و به سمت مناطق موثر زمين داده ميشوند. اگر بازيكني مدام توپ را به عقب يا به بيرون بازي برگرداند، اين پاس الزاما ارزش تاكتيكي بالايي ندارد. فوتبال ما اين شكلي نيست. مثلا طارمي توپ ميگيرد برميگرداند به هافبك. قدوس ميگيرد برميگرداند به دفاع. اين پاس براي game نيست بلكه پاس براي play است. پاس بايد با هدف پيشروي و ايجاد موقعيت انجام شود. چراغپور ادامه داد: يك نوع پاس ارزشمند، پاسي است كه جواب حركتي باشد يا در پاسخ به يك حركت تاكتيكي انجام ميشود. مثلا يك بازيكن حركت ميكند و بازيكن دوم با پاس خود پاسخ آن حركت را ميدهد. اين حركت ميتواند يك تاكتيك دونفره، سهنفره يا حتي چهارنفره باشد. در فوتبال جام جهاني، چنين تركيبهايي را مشاهده ميكنيم؛ يكدوهاي دوم و سوم، نفوذ بازيكن سوم و فرار پشت خط دفاع، در حالي كه در فوتبال ما چنين الگوهايي كمتر ديده ميشود. در نتيجه امتيازي كه ميگيرند ميرود جزو تيمهاي آخر. او تأكيد كرد: اين ابزارها يعني جمعشدن روي توپ و استفاده از پاسهاي رو به جلو و نفوذي. منظور از «درون فوتبال» نيز فضاهايي است كه بين خطوط حريف ايجاد ميشود؛ فاصله ميان خط مياني و دفاع يا ميان خطوط مختلف. وقتي بازيكني وارد اين فضا ميشود و پاس مناسبي دريافت ميكند، آن پاس از ارزش آماري و تاكتيكي بالاتري برخوردار است. وقتي همه موارد را بررسي ميكنيم ميگوييم تيم آسيايي ايكس جي بيشتر از چند دهم نميگيرد اما مثلا اسپانيا ايكس جي 5 هم ميگيرد.
چراغپور با انتقاد از فاصله فوتبال ايران با اين نوع تحليلها گفت: اين ديگر فقط آمار نيست، بلكه كيفيتسنجي بازي است. آناليزورها بايد دانش خود را بهروز كنند و با اين مفاهيم جديد آشنا شوند. اين مباحث در سايتها وجود دارد و بايد آنها را دنبال كرد. وي پيشنهاد داد: كميته آموزش از اين رخوت و پيري بيايد بيرون و يك سمينار برگزار كند و تمام آناليزورها و مربيان را دعوت كند. آنها بايد برداشت صحيح و مدرن از فوتبال را ياد بگيرند و هوش مصنوعي و ابزارهاي جديد را نيز به خدمت بگيرند تا بخشي از فوتبال ايران را به فوتبالي كه امروز در جهان بازي ميشود، نزديك كنند. فوتبال ما امروز با آنچه در سطح دنيا بازي ميشود، فاصله دارد. چراغپور در پاسخ به اين پرسش كه آيا ساختار فوتبال ايران، كيفيت زمينها، شرايط بازيكنان و مشكلات موجود اجازه اجراي اين تغييرات را ميدهد يا خير، گفت: اينكه برخي زيرساختها و مشكلات وجود دارد، حرف صحيحي است، اما اينكه بگوييم امكان اصلاح وجود ندارد، قابل قبول نيست. اگر چنين تفكري داشته باشيم، عملا خودمان را محكوم كردهايم كه ۵۰ سال ديگر نيز به همين شكل فكر كنيم و بازيكن و فوتبال توليد كنيم. وي با اشاره به تجربه برخي كشورهاي آسيايي اظهار داشت: از عربستان، قطر و امارات گرفته تا اردن، بحرين، ازبكستان، قزاقستان، قرقيزستان و تركمنستان، كشورهايي هستند كه روي چمن و زيرساختهاي خود كار كردهاند. ما نيز بايد از چمن شروع كنيم. وقتي زمين مناسب داشته باشيم، گام بعدي ميتواند بهبود تكنيك و كيفيت كنترل توپ باشد.
اين مربي پيشكسوت ادامه داد: گام بعدي بايد اصلاح آموزش مربيان باشد. به جاي اينكه براي مربيان بزرگسالان صرفا دورههاي كلاس D برگزار كنيم، بايد از آنها بخواهيم مدتي با ردههاي پايه كار كنند و آموزش تخصصي فوتبال پايه ببينند. كتاب و برنامه آموزشي آن وجود دارد. چرا بايد كمترين سطح دانش را در اختيار نسلي قرار بدهيم كه قرار است آينده فوتبال ما را بسازد؟ براي ردههاي پايه بايد بهترين و باسوادترين مربيان را قرار دهيم. چراغپور با تأكيد بر نقش رسانهها در اين فرآيند گفت: رسانهها نيز بايد به اين موضوع توجه كنند. خبرنگاران ميتوانند در كلاسهاي مربيگري حاضر شوند و ببينند چه آموزشهايي ارائه ميشود. دورههاي پايه بايد محل حضور بالاترين سطح دانش باشند، نه پايينترين سطح آن. او در ادامه پيشنهاد كرد ساختار جديدي براي تربيت مربيان شكل بگيرد و گفت: بايد به سمت تربيت «اينستراكتور» برويم؛ افرادي كه هم توانايي آموزش داشته باشند، هم بتوانند تمرين بدهند، هم در كنار زمين مربيگري كنند و هم از اعتمادبهنفس و دانش لازم برخوردار باشند. اين افراد بايد تحصيلات كلاسيك و تخصصي مرتبط با فوتبال داشته باشند و در زمينههايي مانند آمادگي جسماني و تغذيه نيز دانش كافي كسب كنند. شايد به اين شكل از خواب عميقي كه فوتبال ايران در آن فرو رفته در بياييم. چراغپور تأكيد كرد: اين تغيير بايد از بالاترين نقطه فدراسيون آغاز شود. اگر اين نگاه در سطح مديريت فوتبال وجود نداشته باشد، حتي اگر تعداد زيادي از افراد مانند من چنين ديدگاهي داشته باشند، تأثير چنداني ايجاد نميكند. اين كارشناس پيشكسوت فوتبال در پاسخ به اين سوال كه در ميان تيمهاي آسيايي حاضر در جام جهاني، كدام تيم به فوتبال روز دنيا نزديكتر بوده، گفت: ژاپن. اين تيم به تسلط بر توپ و نزديكشدن به محوطه جريمه با مالكيت موثر نزديك شده است. ما نيز گاهي به محوطه جريمه نزديك ميشويم، اما الزاما تسلط كافي بر توپ نداريم و ممكن است با توپهاي بلند اين كار را انجام بدهيم. مثلا بلند ميزنيم و طارمي ضربه را ميزند ولي ديگر تسلطي نداريم روي پاسهاي بعدي. شما اصلا ديدهايد تيم ملي ما كامپكت كند؟ وي افزود: ژاپن علاوه بر نزديكشدن به محوطه جريمه، در بخش فشردهسازي نيز عملكرد خوبي دارد. من فيلم بازيهاي آنها را بررسي كردهام و در هر مسابقه به دنبال يك يا دو شاخص مشخص بودهام. انواع پرس را بررسي كردم و ديدم كه ما معمولا وقتي پرس ميكنيم، هدفمان گرفتن توپ از حريف است، اما ميتوان پرس را براي گرفتن فضا نيز انجام داد. چراغپور در پايان گفت: در جام جهاني مفهوم «پرس موقعيتي» نيز بيشتر مورد توجه قرار گرفته؛ يعني گاهي هدف از پرس، بازپسگيري مستقيم توپ نيست، بلكه گرفتن فضاي مناسب، محدودكردن ديد بازيكن (ويژن پرس) يا جلوگيري از ارسال پاس نفوذي است. اينها تغييراتي است كه در فوتبال روز دنيا اتفاق افتاده و فوتبال ايران نيز براي پيشرفت، ناگزير است آنها را بشناسد و در مسير آموزش و توسعه خود به كار بگيرد.