تاريخ شفاهي محمدرضا نعمتزاده در صنعت و سياست ايران
زندگي و زمانه آقاي مهندس
كتاب «آقاي مهندس؛ زندگي و زمانه محمدرضا نعمتزاده» به كوشش مجتبي حسيني، روزنامهنگار و پژوهشگر منتشر شد. اين كتاب كه در ۸۸۰ صفحه و در قطع وزيري با ظاهري جذاب و چشمگير توسط نشر همسايه منتشر شده، حاصل بيش از صد ساعت گفتوگوي بيپرده با مردي است كه در تاريخ معاصر ايران، نامش با مفاهيمي چون توسعه، صنعت و پتروشيمي گره خورده است. گفتوگوي بلند حسيني با نعمتزاده در سراسر كتاب همزمان سه خط روايي اصلي را پيش ميبرد و خواننده در اين مسير همزمان با تاريخ تحولات سياسي ايران، زندگي شخصي يك كارگزار و تاريخ تحولات صنعتي ايران مواجه ميشود.
اين موضوع يكي از مهمترين و جذابترين ويژگيهاي كتاب آقاي مهندس است. نعمتزاده كه در تير ماه ۱۳۲۴ در تبريز در خانوادهاي بازاري و مذهبي به دنيا آمده، تحصيلات خود را در دبيرستان علوي و سپس در رشته مهندسي محيطزيست از دانشگاه پليتكنيك كاليفرنيا به پايان رسانده است. او پس از بازگشت به ايران، در كارخانه خانوادگي مشغول به كار شد، اما با اوجگيري انقلاب، مسير زندگياش تغيير كرد. كتاب از حضور او در اعتصابات نفت در دي ماه ۱۳۵۷ روايت ميكند؛ جايي كه به همراه هيات اعزامي حضرت امام (مهندس بازرگان، آيتالله هاشمي و حجتالاسلام ناطقنوري، شهيد قندي و مهندس كتيرايي) به جنوب كشور ميرود تا سوخت موردنياز مردم را تامين كند و همزمان از صادرات نفت جلوگيري نمايد. اين حضور، سرآغاز ورود او به عرصههاي كليدي مديريتي كشور پس از پيروزي انقلاب اسلامي شد. نعمتزاده در آبان ۱۳۵۸ به عنوان وزير كار و امور اجتماعي منصوب شد. او در گفتوگو با مجتبي حسيني روايت ميكند كه مهمترين دستاوردش در اين دوره، بازگشايي كارخانجات تعطيل شده و حل بحران بيكاري پس از انقلاب بود. او همچنين با تشكيل تيمهاي سه نفره (شامل يك كارشناس وزارت كار، يك نيروي مردمي و يك روحاني)، موفق شد اعتصابات را سامان دهد و واحدهاي توليدي را به چرخه كار بازگرداند. با شروع جنگ تحميلي، نعمتزاده به صنايع دفاع رفت و مسووليت تكميل پروژههاي نيمهتمام و كليدي را برعهده گرفت كه پيمانكاران خارجي آنها را رها كرده بودند. او پروژههاي پارچين، تانكسازي، توليد گلولههاي ضدهوايي و هليكوپترسازي را بهسرانجام رساند و سپس صنايع هواپيماسازي را پايهگذاري كرد. در دوران جنگ، او همچنين دو بار به عنوان مديرعامل شركت توانير منصوب شد تا بحران خاموشيهاي ناشي از بمباران نيروگاهها را مديريت كند.
در دولتهاي هاشميرفسنجاني، محمدرضا نعمتزاده به عنوان وزير صنايع، نقشي محوري در بازسازي كشور ايفا كرد. او با برنامهريزي براي احداث دهها كارخانه سيمان، صنعت ساختمان را متحول كرد و با راهاندازي صنايع پنير، كاشي، سراميك و شيشه و صنايع بستهبندي وابستگي كشور به واردات را به شدت كاهش داد. در اين دوره، او همچنين بر ادغام وزارت صنايع و صنايع سنگين نظارت داشت و فرآيند خصوصيسازي در دوره او آغاز شد. شايد مهمترين فصل كتاب آقاي مهندس، روايت زندگي حرفهاي نعمتزاده در دوران هشت ساله مديريت او بر شركت ملي صنايع پتروشيمي در دولت خاتمي باشد.
او در اين دوره، سهم ايران را از ۳ دهم درصد به حدود ۳ درصد از توليد جهاني پتروشيمي ارتقا داد. تاسيس منطقه ويژه اقتصادي بندر امام، توسعه عسلويه و احداث خط لوله عظيم اتيلن غرب به طول نزديك به ۲۰۰۰ كيلومتر، از جمله دستاوردهاي اين دوره است. نعمتزاده در اين كتاب با صراحت از موانعي كه بر سر راه توسعه پتروشيمي وجود داشته سخن ميگويد؛ ازجمله مخالفت اوليه شركت نفت با تفكيك گاز اتان از گاز طبيعي و نيز مشكلات ناشي از تحريمها كه مانع از تكميل برخي پروژهها شد.
او همچنين از تجربه جذب سرمايهگذاري خارجي ميگويد؛ از جمله مشاركت با شركت ساسول آفريقاي جنوبي در پتروشيمي آرياساسول و مذاكره با بيپي، شل و ميتسويي و ديگر شركتهاي بزرگ حوزه پتروشيمي در جهان. در دولت احمدينژاد، به عنوان مديرعامل شركت پالايش و پخش، طراحي و اجراي پروژه كارت هوشمند سوخت را برعهده گرفت. او در كتاب شرح ميدهد كه چگونه اين پروژه ملي با وجود مخالفتهاي دستگاههاي نظارتي و نيروي انتظامي، در كمتر از ۱۴ ماه به اجرا درآمد و توانست مصرف بنزين را از ۷۰ ميليون ليتر در روز به ۶۰ ميليون ليتر كاهش دهد. نعمتزاده در سال 1391 مسووليت ستاد انتخاباتي حسن روحاني را به عهده گرفت. او در گفتوگو با حسيني نكات جذابي و شنيدني از روزهاي پرالتهاب انتخابات رياستجمهوري 1392 روايت ميكند. پس از اين پيروزي، كتاب آقاي مهندس به روايت آخرين مسووليت دولتي نعمتزاده، وزارت صنعت، معدن و تجارت در دولت يازدهم به رياست حسن روحاني ميپردازد. او در اين دوره با تمركز بر «رفع موانع توليد»، ۳۵ مانع اصلي را شناسايي و به مجلس ارايه كرد. همچنين با امضاي برجام، زمينه را براي ورود سرمايهگذاران خارجي مانند پژو و سيتروئن فراهم آورد. پس از خداحافظي از دولت، نعمتزاده به فعاليتهاي مشاورهاي در حوزه صنعت ادامه داده است. كتاب «آقاي مهندس» صرفا روايت دستاوردها نيست؛ نعمتزاده در آن صريح و بيپرده از چالشها، انتقادات و حتي بيمهريهايي كه در طول اين سالها متوجه او شده، سخن گفته است. «آقاي مهندس» قطعا يكي از نمونههاي ارزشمند از تاريخ شفاهي ايران پس از انقلاب اسلامي است. اين كتاب نه تنها خاطراتِ يك مديرِ كاركشته، بلكه سندي از فراز و نشيبهاي سياست و اقتصاد در ايران به خصوص صنعت در نيمقرن اخير است. اين كتاب ميتواند منبعي ارزشمند براي مديران، پژوهشگران و همه كساني باشد كه به توسعه ايران ميانديشند.