بازدارندگي فعال فصل تازه راهبرد ايران
در روابط بينالملل گاهي قدرت واقعي نه در ميزان تخريب، بلكه در توانايي ارسال پيام بدون عبور از آستانه يك جنگ فراگير معنا پيدا ميكند.
بازدارندگي زماني موفق است كه طرف مقابل به اين نتيجه برسد ادامه مسير پرهزينه خواهد بود. ايران طي سالهاي گذشته بارها نشان داده است كه در صورت تهديد مستقيم از پاسخ نظامي اجتناب نميكند، اما اگر اكنون مرحله تازهاي آغاز شده باشد مفهوم بازدارندگي نيز دچار تغيير خواهد شد، زيرا از اين پس ممكن است محاسبات امنيتي تهران بر پايه جلوگيري از وقوع حمله شكل بگيرد نه صرفا پاسخ به حمله انجام شده.
البته چنين راهبردي مزايا و مخاطرات خاص خود را نيز دارد. مهمترين مزيت آن، افزايش قدرت بازدارندگي و كاهش احتمال غافلگيري است، زيرا دشمن ميداند كه هرگونه برنامهريزي براي حمله ممكن است پيش از اجرا با واكنش روبهرو شود، اما در مقابل خطر افزايش سوءبرداشت نيز وجود دارد، زيرا هر اقدام پيشدستانه ميتواند از سوي طرف مقابل به عنوان آغاز يك جنگ تعبير شود و چرخهاي از تنشهاي متقابل را شكل دهد.
از سوي ديگر اين تحول ميتواند معادلات امنيتي منطقه را نيز دگرگون كند. كشورهاي منطقه همواره تلاش كردهاند ميان ايران- امريكا و اسراييل نوعي توازن شكننده برقرار باشد، اما تغيير در رفتار يكي از بازيگران اصلي ميتواند ديگران را نيز وادار به بازنگري در راهبردهاي دفاعي و امنيتي خود كند. در چنين شرايطي ديپلماسي بيش از هر زمان ديگري اهميت پيدا ميكند، زيرا نبود كانالهاي ارتباطي موثر احتمال محاسبه اشتباه را افزايش خواهد داد.
آنچه امروز بيش از هر چيز اهميت دارد، درك اين واقعيت است كه محيط امنيتي غرب آسيا در حال تغيير است. الگوهاي گذشته ديگر پاسخگوي شرايط جديد نيستند. فناوريهاي نوين، سرعت انتقال اطلاعات و تحولات سياسي باعث شده است فاصله ميان تصميمگيري و اقدام به شدت كاهش يابد. در چنين فضايي كشورها تلاش ميكنند با نمايش اراده و آمادگي نظامي طرف مقابل را از هرگونه اقدام پرهزينه منصرف كنند.
در نهايت بايد گفت اگر فرض تغيير دكترين امنيتي ايران صحيح باشد، منطقه وارد مرحلهاي تازه از رقابتهاي راهبردي شده است. مرحلهاي كه در آن بازدارندگي تنها به معناي پاسخ دادن نيست، بلكه شامل توانايي پيشگيري از تهديد نيز خواهد بود. موفقيت يا شكست اين رويكرد به نحوه مديريت بحران از سوي همه بازيگران بستگي دارد، زيرا هر اندازه قدرت نظامي اهميت داشته باشد، عقلانيت سياسي و مديريت تنش همچنان تعيينكنندهترين عامل براي جلوگيري از گسترش درگيري خواهد بود.