از گاندو تا هامون
نمود عيني اين نگرش را ميتوان در روايت عزتالله ضرغامي، رييس پيشين صداوسيما ديد كه اشاره كرده است چگونه تعللهاي برخي نهادها، مانع از شكلگيري شبكه سراسري تركي آذربايجاني شد. اين تجربهها نشان ميدهند كه در ذهن برخي سياستگذاران، زبانهاي محلي هنوز به عنوان رقيب زبان فارسي يا تهديد امنيتي تلقي ميشوند؛ در حالي كه اتفاقا انسداد اين مجاري رسمي، زمينهساز سرخوردگي و بروز پديده نوظهور «زبانستيزي تقابلي» در فضاي مجازي ميشود؛ پديدهاي كه در آن، افراد تحت تاثير سياستهاي غلط گذشته، به نفي متقابل و تشكيك در زبانهاي يكديگر روي ميآورند.
از اين زاويه، پخش اخبار به زبان بلوچي، هرچند محدود، گامي مثبت و آغازگر نوعي سياست فرهنگي واقعبينانهتر است. با اين حال، سيستان و بلوچستان نيازمند تغيير نگاهي بنيادين است كه از حصار كليشهها بيرون بيايد. نگاهي كه از گاندوي بلوچستان كليشهاي براي اشاره به جاسوسي و خشونت نسازد و پيوند عميق و مهربانانه مردم بلوچ با زيستبومشان را در روزگارهاي خشكسالي ببيند. اين ديار نيازمند نگاهي است كه خطر انقراض خرس سياه بلوچي («مم») را همتراز يوز ايراني بداند و لباس تيمهاي ملي را به نقش آن مزين كند.
اين سرزمين نيازمند نگاهي است كه بتواند از دختران نخبه بلوچ چون «ساره اميري» (كه در امارات وزير مشاور در علوم پيشرفته شد) در موطن خود بهره بگيرد؛ نگاهي كه كپر را به عنوان كلاس درس به رسميت نشناسد و با بهبود امكانات بهداشتي، درماني و آموزشي، خواب را بر سياستگذاران حرام كند تا به مسائلي چون بازماندگي از تحصيل، كودكهمسري و زايمان در سنين پايين پايان داده شود.
اگر بازنمايي فرهنگي و زباني با بهبود واقعي زيست اجتماعي همراه نباشد، به كنشي نمادين و بياثر تقليل مييابد. ما نيازمند «سياست فرهنگي مادرانه» هستيم. ايران مامن و مادر فرهنگهاي مختلف منطقه است و منش رفتاري حاكميت و نخبگان نيز بايد مادرانه باشد؛ منشي كه تفاوت فرزندانش را به رسميت ميشناسد، اعتماد جلب ميكند و خانه را براي همه امن و آغوشگشا نگه ميدارد. اگر ايران به عنوان سرزمين مادري، محل پرورش فرهنگ اقوام در زمينههاي هنر، ادبيات و رسانه باشد، جهت نگاه نخبگان كشورهاي همسايه به سمت ايران خواهد بود.
بلوچهاي اهل قلم، بهتر از هر كس ديگري ميتوانند زنگ طلايي بيدارباش را براي سياستگذاران به صدا درآورند و همه ما را به پاسباني از «چشم اقيانوس ميهن» دعوت كنند. آغاز پخش اخبار به زبان بلوچي، اگرچه دير است، اما ميتواند نقطه شروع بازانديشي در سياستگذاري فرهنگي ايران باشد؛ ايراني نيرومندتر كه در آن همه فرزندان ميهن، همزمان با حفظ زبان مادري خود، در آينه هويتي ملي، عادلانه و مهربان به هم پيوند ميخورند.