• 1405 سه‌شنبه 10 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6386 -
  • 1405 چهارشنبه 14 مرداد

اسکندر فیروز به روایت یاران و شاگردانش

دهم مرداد امسال اگر اسکندر فیروز زنده بود، تمام حامیان محیط زیست و شاگردانی که طی این سال‌ها پرورش داده صدمین سال زندگی‌اش را جشن می‌‌‌گرفتند. جسم او از سیزدهمین روز اسفند سال ۹۸ دیگر تاب این جهان را نیاورد و از دنیا رفت اما یاد او، روش زندگی و نگاهش به جهان هنوز باقی است. شاگردان و دوست‌داران اسکندر فیروز عصر روز شنبه دهم اسفند، در سالن سینماتوگراف موزه سینمای ایران واقع در باغ فردوس دور هم جمع شدند و از او سخن گفتند.
ایران علا (همسر اسکندر فیروز) حالا البته در ایران نیست از راه دور پیامی به مناسبت این برنامه فرستاده بود و بهناز کریمخانی پیش از قرائت این پیام تاکید کرد که ایران علا  و اسکندر فیروز با هم معنا پیدا می‌کنند. ایران علا سال‌ها با اسکندر فیروز هم‌مسیر بود و در کنار این همراهی در معرفی صنایع دستی ایران هم نقش داشت. در بخشی از متن پیام ایران علا آمده بود:«او با پشتکار همه مراحل لازم برای تشکیل یک سازمان دولتی را طی کرد؛ از جلب موافقت مجلس و دریافت مجوزهای قانونی گرفته تا انجام تشریفات اداری و سازمانی. من این خوش‌اقبالی را داشتم که از نزدیک شاهد تلاش‌های او برای ترویج اندیشه‌ای نو در ایران باشم. اندیشه‌ای که امروز آن را محیط‌زیست پایدار یا توسعه پایدار می‌نامند. در زمانی که این مفهوم هنوز در بسیاری از نقاط جهان شناخته نشده بود نگرشی نوین به حفاظت از محیط زیست را در ایران پایه گذاری کرد و برای پیشبرد این هدف مقاله می‌نوشت، سخنرانی می‌کرد مصاحبه‌های گوناگون انجام می‌داد تا دستاوردها و ابتکارات ایران در زمینه حفاظت از محیط زیست را به جهان معرفی کند. من این خوش‌اقبالی را داشتم که از نزدیک شاهد تلاش‌های او برای ترویج اندیشه‌ای نو در ایران باشم؛ اندیشه‌ای که امروز آن را «محیط زیست پایدار» یا «توسعه پایدار» می‌نامیم. او در زمانی که این مفهوم هنوز در بسیاری از نقاط جهان شناخته‌شده نبود، نگرشی نوین به حفاظت از محیط زیست را در ایران پایه‌گذاری و ترویج کرد»
به نوشته او؛ اسکندر فیروز که عکاسی را در آغاز به‌عنوان علاقه‌ای شخصی دنبال می‌کرد، نقش مهمی در ترویج فرهنگ معرفی حیات‌وحش ایران ایفا کرد. او ناشران، عکاسان و حتی شکارچیان را تشویق می‌کرد تا به‌جای نمایش شکار، با انتشار عکس‌های رنگی از جانوران زنده، پوشش گیاهی، پرندگان و پستانداران دریایی، زیبایی و ارزش طبیعت ایران را در قالب پوستر، کتاب و کتاب‌های مصور کودکان به تصویر بکشند؛ رویکردی که در مقایسه با دوران پیش از آن، نوآورانه و کم‌سابقه بود. در بخش پایانی این نوشتار هم خاطره‌ای از اسکندر فیروز یادآوری شده بود.«یکی از بزرگ‌ترین جزایر دریاچه ارومیه، در شمال غربی ایران، جزیره کبودان است. این جزیره در دوران قاجار یکی از مناطقی بود که برای شکار استفاده می‌شد. به‌دلیل مراتع سرسبز و حاصلخیز آن، تعدادی قوچ و میش وحشی به این جزیره منتقل شده بودند. اما پس از چند دهه، افزایش بیش از حد جمعیت این حیوانات باعث شد مراتع جزیره به‌شدت تخریب و تحلیل بروند. اسکندر تصمیم گرفت برای کنترل جمعیت روبه‌افزایش قوچ و میش‌های وحشی جزیره، یک شکارچی طبیعی را وارد این زیست‌بوم کند. در سال ۱۳۴۹ خورشیدی، برابر با ۱۹۷۰ میلادی، یک پلنگ نر ایرانی در پارک ملی گلستان زنده‌گیری شد. این پلنگ تحت مراقبت یک جانوربان آلمانی به نام دکتر یوهانس، با هواپیما به دریاچه ارومیه منتقل شد. سپس آن را به قایق سازمان حفاظت محیط زیست انتقال دادند و به‌سوی جزیره کبودان بردند.قفس پلنگ را به ساحل رساندند و آن را باز کردند. پلنگ بااحتیاط بیرون آمد؛ کمی گیج، بی‌حال و دریازده بود. نگاهی به چپ و راست انداخت و ناگهان با جهشی سریع، به‌سوی طبیعت جزیره دوید. مدتی بعد، یک پلنگ ماده نیز به او پیوست. این طرح موفقیت‌آمیز بود و تعادل زیست‌بوم جزیره دوباره برقرار شد. در همین حال، رسانه‌ها فرصت را غنیمت شمرده و اسکندر را دستمایه شوخی و طنز قرار داده بودند!»
فقط نام و یاد اسکندر فیروز می‌توانست اسماعیل کهرم را از بستر بیماری با ذوق و شوق به باغ فردوس برساند تا پشت تریبون چند کلامی درباره او حرف بزند.«‌تشکیل یک سازمان، فکر و ذکر فیروز بود و تشکیل آن یک کار علمی و هنری است آن هم در میان جمعیتی که ۵۰ -۶۰ سال پیش نظر افراد آن را درباره طبیعت و حیوانات می‌دانیم که چیست، اگر او نبود که تشکیلاتی را پایه‌گذاری کند چنین سازمانی با این کیفیت در آن روزگار به وجود نمی‌آمد.»
بهناز کریمخانی هم از او تحت عنوان وطن‌پرست یاد کرد و گفت:«اگر بخواهم جهان او را در یک جمله خلاصه کنم، می‌گویم: او ایران را نه فقط آن‌گونه که بود، بلکه آن‌گونه که باید می‌بود، می‌دید. برای او، محیط‌زیست روح ایران بود. می‌دانست که علاقه به محیط‌زیست کافی نیست و عشق به ایران باید مسئولیت به همراه بیاورد. باید چیزی به این سرزمین اضافه کرد؛ چیزی که پس از ما نیز ادامه یابد. راز ماندگاری ایران در تداوم است. به همین دلیل، تلاش خود را صرف ساختن نهاد حفاظت کرد؛ نهادی که فقط یک سازمان یا ساختار اداری نیست، بلکه ساختاری پایدار از قواعد، هنجارها و ارزش‌هاست که بر رفتار و انتظارات افراد جامعه اثر می‌گذارد.»
بهمن ایزدی، محیط‌بان پیشکسوت هم نخستین ویژگی اسکندر فیروز را داشتن چشم‌اندازی بلندمدت عنوان کرد وگفت:« او سال‌ها پیش از آنکه حفاظت از محیط‌زیست به مطالبه‌ای عمومی تبدیل شود، اهمیت آن را درک کرده بود و برای آینده برنامه‌ریزی می‌کرد. می‌دانست تصمیم‌هایی که امروز درباره طبیعت گرفته می‌شوند، سرنوشت نسل‌های آینده را رقم می‌زنند. دومین ویژگی، عشق عمیق او به طبیعت ایران بود. علاقه‌اش به حیات‌وحش، پارک‌های ملی و منابع طبیعی، صرفا ناشی از وظیفه‌ای اداری نبود. این علاقه از باور و دلبستگی شخصی او به سرزمین ایران سرچشمه می‌گرفت. همین عشق و باور به او توان می‌داد در برابر دشواری‌ها، مخالفت‌ها و فشارهای مسیر حفاظت استقامت کند. شجاعت در تصمیم‌گیری، سومین ویژگی فیروز بود. در دوره مدیریت اسکندر فیروز، بسیاری از مناطق طبیعی ارزشمند ایران به‌عنوان پارک ملی و منطقه حفاظت‌شده معرفی و تثبیت شدند؛ تصمیم‌هایی که همیشه با منافع کوتاه‌مدت برخی افراد و گروه‌ها همسو نبودند. اما او باور داشت حفاظت از سرمایه‌های طبیعی کشور، نیازمند تصمیم‌هایی فراتر از ملاحظات کوتاه‌مدت است. تکیه بر دانش و تخصص، از دیگر ویژگی‌های مدیریتی او بود.»
هوشنگ ضیائی، فرد دیگری بود که در این برنامه از خاطرات سفرهای خود با اسکندر فیروز گفت: من آقای فیروز را از سال ۱۳۳۷ می‌شناختم. مجله‌ای به نام «شکار و طبیعت» بیرون می‌آمد و در آن آقای فیروز مقالاتی درباره شکار، اسلحه، طرز شکار و... می‌نوشتند. بعد از مدتی این مجله تغییر پیدا کرد و آقای فیروز عکس‌هایی می‌گذاشت و در مورد دوربینی که عکس گرفته بود (در مورد لنز، فاصله، دیافراگم و...) توضیحاتی می‌داد. نگرش ایشان تغییر کرده بود. بعد از مدتی به این فکر افتاده بود که چرا من باید شکار کنم! و حالا این دیدگاه را به ما منتقل می‌کردند. من فکر می‌کنم یکی از دیدگاه‌های آقای فیروز همین بود که از شکارچی‌ها عکاس و دوستدار طبیعت ساختند. شاید بزرگترین میراث او نه سازمان‌ها و ساختارها بلکه نوع نگاهش به طبیعت بود. او باور داشت ارزش جنگل و رودخانه، تالاب و کوهستان و حیات وحش تنها در منافع اقتصادی آنها خلاصه نمی‌شود، اینها بخشی از هویت ملی، تاریخ و فرهنگ ایران هستند.

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون