اسراييل كجاي سونامي مهاجرت ايستاده است؟
رضا فضلعلي
برمبناي نظريه پروانهاي در سياست جهان، هيچ چيز در جهان اتفاقي رخ نميدهد. هجوم ناگهاني هزاران مراكشي به مناطق برونمرزي اسپانيا در آفريقا نيز از اين قانون مستثنا نيست. اين كشور يكي از كشورهاي عربي است كه در سالهاي اخير روابط خود را با پيوستن به «پيمان ابراهيم» در سال ۲۰۲۰، با اسراييل بهبود بخشيده است. اتحادي استراتژيك كه ميان دو كشور شكل گرفت؛ اتحادي كه با وجود مخالفت شديد برخي كشورهاي عربي، روزبهروز با ابعادي عميقتر و گستردهتر شكل گرفت. يكي از نمونههاي ابعاد اين روابط و اتحاد ميتواند، مهاجرت به اسپانيا باشد كه به نوعي به اسراييل كمك كند، علاوه بر تاثيرات بر پديدههاي اجتماعي و اقتصادي در منطقه، فشار مضاعف بر اسپانيا در جهت خواستههاي تلآويو نيز داشته باشد. منبع پديده مهاجرت معمولا ناشي از عوامل اقتصادي، اجتماعي و سياسي در كشور مبدا است و نميتوان آن را صرفا به يك كشور يا سياست خاصي نسبت داد. از اينرو پديده مهاجرت از مراكش به اسپانيا به دليل نزديكي جغرافيايي و فرصتهاي اقتصادي به عنوان پيامدي غيرمستقيم از تنشهاي منطقهاي به شمار ميآيد. برخي براساس «تئوري توطئه» بر اين باورند كه اسراييل با كمك و سازماندهي نيروهاي حكومتي مراكش چالش مهاجرت را به عنوان ابزاري در جهت تاثيرگذاري بر سياستهاي منطقهاي و احتمالا فشار بر اروپا به ويژه اسپانيا مورد استفاده قرار داده است. مخالفتهاي عمومي در اسپانيا به خصوص موضع نخستوزير «پدرو سانچز» به ويژه در شرايط جنگي و سياسي اين روزها، موجب افزايش اختلافات اجتماعي و سياسي با اسراييل در زمينههاي مختلف، زمينهساز تنشها و ابعاد پيچيدهاي در روابط دو كشور نسبت به گذشته ايجاد كرده است. زيرا بدون شك اتخاذ سياستهاي اسراييل در رابطه با رفتارهايي همچون نسلكشي در غزه، يا زيادهخواهيهاي و جنگطلبي در لبنان و تاحدودي درگيري با ايران بر روابط بينالمللي به ويژه در كشورهاي عربي و اسلامي، تاثيرات منفي بر افكار عمومي اسپانيا گذاشته است تا آنجا كه اسپانيا، بنادر و فرودگاههاي خود را به روي حمل سلاح و مهمات مربوط به اسراييل ممنوع اعلام كرد.
لذا از اين منظر اگر مهاجرت را به عنوان ابزاري استراتژيك بنگريم، وضع كاملا متفاوت خواهد بود. در صورتي كه اسراييل به طور مخفيانه مهاجرت را مديريت كرده باشد، ميتوان گفت كه اين اقدام به عنوان يك استراتژي براي ايجاد فشار سياسي به طور خاص در اين مقطع زماني يكي از دلايل اين پديده درنظر گرفته شده است، زيرا افزايش مهاجرتهاي افسارگسيخته اغلب باعث ايجاد تنشهاي داخلي (اجتماعي و اقتصادي) ميشود كه به نوبه خود بر سياستهاي داخلي و خارجي كشورها تاثيرگذار است. حركتي توطئهآميز كه با تفسير و توجيه برخي قوانين مهاجرتي اسپانيا، توسط نهادهايي در مراكش، توانستند هزاران تن جوياي كار را با اميد دادن براي زندگي بهتر راهي خاك اسپانيا (منطقه خودمختار سبته (سئوتا) كند. در حقيقت اسراييل با هدف آسيب زدن و ايجاد چالشهايي براي تغيير سياستهاي اسپانيا كه منجر به تضعيف مواضع اين كشور در برابر آن گردد از اهميت خاصي برخوردار است. اما بدون ترديد هدف اسراييل از سلاحي به نام مهاجرت، صرفا ضربهاي مهلك به دولت مادريد نبود؛ بلكه با تقويت حزب پوپوليست راستگراي تندرو Vox (ضداسلام)، با آن پيشينه تاريخي ويژهاش، هدف اصلياش بازتعريف روايت «اسلام، دشمن مشترك همه ما» را همانگونه كه موردنظرش بود به افكار عمومي تلقين كند. در واقع به جاي يهودستيزي، اسلامهراسي را به عنوان خطر بزرگتر (بالقوه و بالفعل) از هر دين و آييني كه ميخواهد بر غرب مسلط شود را روايتسازي كرده و با اين شيوه آشكار و نهان خصومتها را در جهت اجماعي جهاني عليه اسلام افزايش دهد. در اين ميان با ديپلماسي، پروپاگاندا و همچنين نقش رسانهها، به عنوان ابزاري براي شكلدهي به افكار عمومي و ايجاد روايتهاي خاص را نيز به كمك گرفت. البته ظاهر امر نشان ميدهد دولت اسپانيا خيلي زود توانست سونامي ساخته دست اسراييل و نهادهاي مراكشي را كنترل نمايد و اغلب افرادي كه تحتتاثير تبليغات، هيجاني شده بودند را كنترل كرده تا آنجا كه بسياري از آنها را به صورت داوطلبانه به كشورشان بازگرداند كه متاسفانه در خبرها آمده بود كه حدود 140 نفر نيز در اين رفت و آمد جان خود را نيز از دست دادهاند. بنابر اطلاعات موجود بدون ترديد هنگامي كه بودجه تبليغاتي و رسانهاي اسراييل به صورت ناگهاني چندين برابر ميشود، حاكميتها و افكار عمومي جهان نبايد نقش اسراييل را نه در اين مورد و نه در هيچ آشوبي چه در منطقه و چه در جهان در روايتسازيها
فراموش كنند.دكتراي علوم سياسي