• 1405 سه‌شنبه 10 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6390 -
  • 1405 دوشنبه 19 مرداد

تاملي بر حضور تيم رسانه‌اي دولت در پلتفرم‌ها

علي ميرزامحمدي

درباره حضور تيم رسانه‌اي دولت در پلتفرم‌ها، مي‌توان سه رويكرد كلان را از يكديگر تفكيك كرد. رويكرد نخست، «مرزگذاري عمودي» است؛ ديدگاهي كه حضور نهادهاي حاكميتي در پلتفرم‌ها را با جايگاه سلسله‌مراتبي آنها ناسازگار مي‌داند و ارتباط دولت با افكار عمومي را به اطلاعيه‌ها، درگاه‌هاي رسمي اداري و صدا و سيما محدود مي‌كند. رويكرد دوم، «حضور آزاد» است؛ يعني تكثير صفحات رسمي در همه بسترها بدون توجه به تفاوت مخاطبان و منطق فني هر پلتفرم. اين رويكرد معمولا به توليد انبوه محتوا و تبديل پلتفرم‌ها به ويترين‌هاي تبليغاتي مي‌انجامد. اما رويكرد سوم، «حضور هوشمند و پويا» است؛ الگويي كه پلتفرم‌ها را محيطي براي شنيدن جامعه، پاسخگويي، داده‌كاوي و مديريت مسوولانه روايت‌ها مي‌داند. در اين الگو، حضور حاكميتي در پلتفرم‌ها مي‌تواند در دو قالب متمايز اما مكمل تعريف شود: حضور به عنوان «شخصيت حقيقي» و حضور به عنوان «شخصيت نهادي». حضور شخصيت حقيقي، فعاليت رسانه‌اي يك مقام، وزير، سخنگو يا مدير اجرايي با نام و هويت فردي او است و مي‌تواند ارتباط دولت با جامعه را انساني‌تر، نزديك‌تر و گفت‌وگومحورتر كند. در مقابل، حضور شخصيت نهادي مربوط به حساب‌هاي رسمي نهادها و سازمان‌هاي دولتي است كه بايد حامل موضع رسمي، اطلاعات دقيق، اطلاعيه‌هاي معتبر و پاسخ‌هاي نهادي باشند. اهميت اين تمايز در آن است كه حساب شخصي نبايد جايگزين موضع رسمي شود و حساب نهادي نيز نبايد به تابلوي خشك اعلانات اداري تقليل يابد.  در حال حاضر برخي مسوولان كشور در شبكه ايكس حضور دارند، اما گسترش حضور هوشمندانه به ديگر پلتفرم‌ها، چه به صورت فردي و چه نهادي، مي‌تواند براي تعامل با جامعه مفيد باشد؛ مشروط بر آنكه حدود مسووليت، نسبت ميان نظر شخصي و موضع رسمي و سازوكار هماهنگي ميان حساب‌هاي فردي و نهادي روشن باشد. نبود اين تفكيك ممكن است به ابهام، تعارض روايت‌ها و بحران ارتباطي منجر شود..

 زيرا مخاطب نمي‌داند يك پيام منتشر شده، صرفا برداشت شخصي يك مقام است يا موضع رسمي دستگاه اجرايي.
تيم رسانه‌اي دولت نبايد به يك نهاد متمركز تبليغاتي تقليل يابد، بلكه بايد شبكه‌اي از سخنگويان، تحليلگران داده و نهادهاي تخصصي باشد كه از راهبرد مشترك و نظام هماهنگ پاسخگويي برخوردارند. تعدد سخنگويان، اگر بدون هماهنگي باشد، به روايت‌هاي متناقض منجر مي‌شود؛ تناقضي كه حتي خبر درست را نيز به دليل ايجاد ابهام، بي‌اثر مي‌كند. از طرف ديگر، هماهنگي رسانه‌اي نبايد به معناي يكسان‌سازي مكانيكي پيام‌ها باشد، بلكه بايد بر اصول، داده‌هاي معتبر و شيوه مواجهه با بحران‌ها استوار شود. همچنين حساب‌هاي كاربري رسمي بايد مكمل سامانه‌هاي پاسخگويي و دسترسي آزاد به اطلاعات باشند تا شهروند بتواند ميان «خبر»، «تحليل» و «موضع رسمي» تفكيك قائل شود. در اين ميان، هوش مصنوعي مي‌تواند در پايش اخبار، دسته‌بندي مطالبات و تحليل احساسات عمومي به كار گرفته شود. اما استفاده از اين فناوري بدون نظارت انساني، شفافيت و راستي‌آزمايي مي‌تواند به خطاهاي گسترده و حتي توليد اخبار جعلي منجر شود. هوش مصنوعي بايد در خدمت فهم بهتر جامعه باشد، نه ابزار كنترل پنهان آن و در اين ميان سرعت نبايد جاي دقت و اخلاق حرفه‌اي را بگيرد.
در مواجهه با پلتفرم‌هاي خارجي، تيم رسانه‌اي دولت مي‌تواند راه واقع‌بينانه مبتني بر «حكمراني فعال و تدريجي» را به كار گيرد كه بر سه پايه استوار است: 
۱. شناخت دقيق ميدان و حضور تخصصي: پيش از هر تصميمي، بايد الگوي مصرف و روندهاي محتوايي هر پلتفرم توسط دانشگاه‌ها و نهادهاي مدني ايراني مطالعه شود. اين شناخت در گام نخست مي‌تواند بستري براي توليد محتواي رسانه‌اي باشد كه به ارتقاي سواد رسانه‌اي ايرانيان كمك كند و در گام دوم بستر همكاري حرفه‌اي و دوسويه با مديران پلتفرم‌ها باشد.
۲. تعامل حرفه‌اي و دوسويه: بي‌قاعدگي ارتباطي در فضاي مجازي محصول مشترك رفتار كاربران و معماري پلتفرم‌هاست. نهادهاي ايراني بايد با مديران پلتفرم‌ها وارد گفت‌وگويي تخصصي شوند تا ابزارهاي موثرتري براي كاهش محتواي آزارگرانه، نفرت‌پراكن، جعلي متناسب با ويژگي‌هاي زباني و فرهنگي ما مطالبه كنند. اين همكاري نبايد صرفا جنبه امنيتي داشته باشد، چراكه حكمراني موثر زماني شكل مي‌گيرد كه دولت و جامعه مدني، در كنار مطالبه‌گري از پلتفرم‌ها، خود نيز به استانداردهاي حرفه‌اي و شفافيت در گزارش‌دهي پايبند بمانند.
۳. پيگيري حقوقي و مسووليت‌پذير ساختن بازيگران فراملي: پلتفرم‌هاي فراملي نمي‌توانند از پيامدهاي تصميم‌هاي خود معاف باشند. مستندسازي دقيق موارد نقض حقوق كاربران و استفاده از ظرفيت‌هاي حقوق بين‌الملل مي‌تواند به پاسخگو كردن اين شركت‌ها كمك كند، مشروط بر آنكه با ادبيات حقوقي دقيق و شواهد فني قابل راستي‌آزمايي همراه باشد.
در مجموع، حكمراني رسانه‌اي هوشمند، پيش از آنكه نيازمند ابزار باشد، نيازمند اصلاح بنيادين نگاه سياسي است. حضور تيم رسانه‌اي دولت در پلتفرم‌ها ضرورتي دوچندان دارد، اما اين مهم نيازمند طرحي هوشمندانه و پوياست.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون