• 1405 چهارشنبه 18 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6393 -
  • 1405 يکشنبه 25 مرداد

در پناه نوستالژي ايراني

نوروز و يلدا در قالب‌هايي آرماني‌تر از تاريخ واقعي‌شان مربوط مي‌شود. با فرسايش فضاهاي آييني در ريتم تند زندگي شهري، آيين‌ها به تصاوير رسانه‌اي و ويترين‌هاي نوستالژيك تبديل شده‌اند و رابطه‌ بدن و فضا كه در آن معنا مي‌يافت، از ميان رفته است.
نوستالژي مكاني: دلتنگي براي معماري و فضاهايي كه حامل حافظه‌ جمعي بودند چون سينماها، قهوه‌خانه‌ها و محله‌هاي قديمي كه در بازسازي مدرن محو شدند در اين دسته جاي مي‌گيرند. 
نوستالژي زماني-سياسي: اين نوع، مبتني است بر حسرت براي دوره‌هايي كه آينده قابل تصورتر بود و ثبات نسبي وجود داشت. اين نوع نوستالژي الزاما ستايش يك دوره تاريخي مشخص نيست، بلكه واكنشي است به تعليق  آينده.
نوستالژي زيبايي‌شناختي: اين نوع نيز، دلتنگي براي رنگ‌ها، صداها، بافت‌ها و ريتم‌ها مثلا موسيقي‌، نواها و قاب‌بندي عكس‌ها را بازتاب مي‌دهد. اين نوستالژي، به‌ ويژه در اينستاگرام ايراني بسيار فعال است و معمولا حامل حس سياسي خاموش است، بدون آنكه مستقيما سياسي باشد.
با اين همه در شبكه‌هاي مجازي ايرانيان بيشتر با تركيبي از اين نوع  نوستالژي‌ها  مواجه  هستيم.
بنابر نظريه‌ سوتلانا بويم (Svetlana Boym)، دو گونه‌ بنيادي نوستالژي وجود دارد: نوستالژي بازگشت‌گرا (Restorative) كه در پي بازسازي گذشته‌ «اصيل» است و گاه به پروژه‌اي ايدئولوژيك بدل مي‌شود و نوستالژي بازتاب‌گرا (Reflective) كه از حسرت تغذيه مي‌كند و گذشته را براي گفت‌وگو با اكنون و تخيل آينده احضار مي‌كند.  در ايران، هر دو نوع نوستالژي حضور دارند؛ نوع نخست، گاه به ملي‌گرايي فرهنگي مي‌انجامد، اما نوع دوم ظرفيت بازانديشي هويت و مصالحه‌ دوباره ميان سنت و مدرنيته را دارد؛ سنتي كه كاركرد ارزش‌هايش كاهش يافته و مدرنيته كه هنوز دروني نشده است. بنابراين، پناه‌ بردن به نوستالژي تلاشي ناخودآگاه براي اتصال دوباره به ريشه‌هاي جدا شده است كه مدرنيته آن را قطع كرده است. در اين معنا، نوستالژي تلاشي براي رشد دوباره از خاك خاطره است. در اين ميان، منازعه‌اي بين قدرت‌هاي رسانه‌اي براي بهره‌برداري از نوستالژي بازگشت‌گرا شكل گرفته است تا زمان حال را مشروعيت بخشيده و آينده را جهت بدهد. اما قدرت رسانه‌اي با ظهور شبكه‌هاي مجازي از تمركز انحصاري دولت‌ها خارج شده و همين مساله جهت‌دهي نوستالژي ايراني را به محل منازعه تبديل كرده است. در اين بستر، شكل تازه‌اي ظهور كرده كه نويسنده آن را «نوستالژي انتقادي» مي‌نامد. نوستالژي انتقادي، با خمير مايه نوستالژي زماني-   سياسي، ساختارهاي ناكارآمد امروز را نقد مي‌كند و به عنوان پلي ميان حافظه و مسووليت،  يادآور  اين نكته است كه بازگشت به گذشته وقتي معنا دارد كه  به «بازآفريني آينده امن» منجر شود.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون