اتحاد مقدس از نگاه بنيانگذار (۴)
من به شما آزادي ميدهم، ميفرمايد: «اين چه وضعي است كه در ايران هست؟ اين چه آزادي است كه اعطا فرمودهاند آزادي را؟! مگر آزادي اعطا شدني است؟! خود اين كلمه جرم است. كلمه اينكه «اعطا كرديم آزادي را» اين جرم است. آزادي مال مردم هست، قانون آزادي داده، خدا آزادي داده به مردم، اسلام آزادي داده، قانون اساسي آزادي داده به مردم. «اعطا كرديم» چه غلطي است؟ به تو چه كه اعطا بكني؟ تو چه كاره هستي اصلش؟ «اعطا كرديم آزادي را بر مردم»! آزادي اعطايي اين است كه ميبينيد. آزادي اعطايي كه آزادي- حقيقتا - نيست، اين است كه ميبينيد. براي اين است كه مردم را اغفال كنند.» (صحيفه امام، ج ۳، ص: ۴۰۶ و ۴۰۷) و در جاي ديگر ميفرمايد: «آزادي يك مسالهاي نيست كه تعريف داشته باشد. مردم عقيدهشان آزاد است. كسي الزامشان نميكند كه شما بايد حتما اين عقيده را داشته باشيد. كسي الزام به شما نميكند كه حتما بايد اين راه را برويد. كسي الزام به شما نميكند كه بايد اين را انتخاب كني. كسي الزامتان نميكند كه در كجا مسكن داشته باشي، يا در آنجا چه شغلي را انتخاب كني، آزادي يك چيز واضحي است.» (صحيفه امام، ج ۱۰، ص ۹۴) و در بياني ديگر به آزادي اقليتهاي مذهبي و حتي كمونيستها تصريح ميكند و ميفرمايد: «اسلام بيش از هر ديني و بيش از هر مسلكي به اقليتهاي مذهبي آزادي داده است. آنان نيز بايد از حقوق طبيعي خودشان كه خداوند براي همه انسانها قرار داده است، بهرهمند شوند. ما به بهترين وجه از آنان نگهداري ميكنيم. در جمهوري اسلامي كمونيستها نيز در بيان عقايد خود آزادند...» (صحيفه امام، ج ۴، ص ۳۶۳ و ۳۶۴)
اما تاكيد ميكنند كه توطئه و خيانت به نام آزادي مجاز نيست: «يك ملتي حق دارد كه كسي كه بخواهد ملتش را به تباهي بكشد و توطئه كند و باز همان مسائل سابق را براي او پيش بياورد، از آن جلوگيري بكند و الّا ملت ما طرفدار آزادي است. طرفدار همه جور آزادي است. و لكن طرفدار توطئه نيست. طرفدار تباهي نيست.» (صحيفه امام، ج ۱۱، ص۱۳۱)
همچنين در جاي ديگر ميفرمايند: «ما هيچگاه آزادي آنها (ماركسيستها) را سلب نكرده و به آنها لطمه وارد نياوردهايم. هر كس آزاد است كه اظهار عقيده كند و براي توطئه كردن آزاد نيست.» (صحيفه امام، ج ۳، ص ۳۷۱) بنابراين ديدگاه بنيانگذار در مورد آزادي و نقد منصفانه چنين است كه: «نبايد ماها گمان كنيم كه هرچه ميگوييم و ميكنيم كسي را حق اشكال نيست، اشكال بلكه تخطئه يك هديه الهي است براي رشد انسانها.» (صحيفه امام، ج ۲۰، ص ۴۵۱ و ۴۵۲) اما آنچه در نظام حكمراني مورد قبول بنيانگذار قابل دفاع نيست تفرقهافكني و تنازعات بيحاصل بين مردم است كه حاكميت، گروهها و رسانهها بايد مرز بين اين دو را روشن كنند.