زیر پوست حوادث
استرداد متهم به قتل دختر جوان از طريق اينترپل
دادستان رباطكريم از تلاش اينترپل براي شناسايي و استرداد متهم متواري قتل «مبينا زارع» به كشور خبر داد.محمد يوسفوند در تازهترين جزييات از روند رسيدگي به اين پرونده قتل گفت كه اين دختر جوان اسلامشهري، سال گذشته در يكي از كورههاي آجرپزي منطقه به دست نامزد سابق خود به قتل رسيد.دادستان شهرستان رباطكريم با بيان اينكه پرونده همچنان در مرحله بازپرسي قرار دارد، عنوان كرد: «تحقيقات قضايي با دقت و قاطعيت در حال انجام است. خانواده مقتول نيز به منظور پيگيري مستمر روند قانوني، به صورت هفتگي به دادسرا مراجعه ميكنند.»او در ادامه به ابعاد بينالمللي اين پرونده و متواري شدن متهم اصلي اشاره كرد و گفت: «بر اساس مستندات موجود، متهم به قتل در خارج از كشور به سر ميبرد. در همين راستا اقدامات گستردهاي جهت شناسايي و استرداد او از طريق پليس اينترپل و پليس جنايي در دستور كار قرار گرفته است.»يوسفوند همچنين گفت: «دستگاه قضا مكاتبات رسمي و رايزنيهاي لازم را با مقامات كشورهاي تركيه و جمهوري آذربايجان انجام داده است تا اين متهم متواري هر چه سريعتر دستگير و به پيشگاه عدالت معرفي شود.»
دستگيري 3 متهم به قتل پس از سه سال
سه متهم كه سه سال قبل در جادههاي كرمان، چهار مرد را با كلاشينكف به رگبار بسته و به قتل رسانده بودند، پيش از فرار از كشور در تهران دستگير شدند.
اين حادثه هولناك، ۲۲ ارديبهشت ماه سال ۱۴۰۲ در يكي از روستاهاي استان كرمان رقم خورد. در ميان جاده، دو دستگاه موتورسيكلت در حال سوختن و شعلهور بودند و چهار مرد جوان، غرق در خون روي زمين افتاده بودند. مقتولان در حالي كه سوار بر دو دستگاه موتورسيكلت در حال تردد بودند، هدف رگبار گلوله قرار گرفته بودند. بررسيهاي اوليه در محل نشان داد كه يك دستگاه خودرو نيز پس از وقوع جنايت از محل گريخته است. با حضور اورژانس در محل، مجروحان با وضعيت وخيمي به بيمارستان منتقل شدند، اما هر چهار نفر جان خود را از دست دادند. با اعلام مرگ آنها، تيم جنايي پليس پرونده را براي كشف عاملان اين جنايت هولناك آغاز كرد.تحقيقات اوليه تيم جنايي نشان داد كه چهار قرباني كه همگي با يكديگر فاميل بودند، از قبل با فردي دچار اختلافات شديدي شده بودند. ماموران اين فرد را به عنوان نخستين مظنون شناسايي كردند، اما او شبانه، وسايل خود را جمع كرده و از استان كرمان گريخته بود. در ادامه، ابعاد بيشتري از اين حادثه رازگشايي شد؛ او مظنون اصلي اين پرونده به همراه دو نفر از بستگانش، نقشه فرار كشيده بودند و تكههاي پازل كنار هم كه قرار گرفت و مشخص شد او و دو نفر از بستگانش كه با هم شبانه فرار كردهاند، عاملان اصلي اين جنايت هستند.
در حالي كه متهمان گمان ميكردند شناسايي نخواهند شد، اما با استفاده از تكنولوژيهاي نوين و بررسيهاي دقيق، ردپاي آنها در تهران پيدا شد. ماموران با رصدهاي مختلف متوجه شدند كه اين افراد مبالغي را به افراد مشكوك پرداخت كردهاند.تحقيقات نشان داد كه اين سه مرد قصد داشتند با كمك قاچاقچيان انسان، به صورت غيرقانوني از مرزها عبور و به كشور تركيه فرار كنند. با اين سرنخ، ماموران با شناسايي مشخصات خودروي قاچاقبر در ترمينال جنوب تهران، عمليات تعقيب و مراقبت را آغاز كردند.كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي تهران دريافتند كه عاملان جنايت قصد دارند سوار بر خودروي قاچاقبرها شوند و به يكي از شهرهاي مرزي كشور بروند. در نهايت آنها چند روز پيش دستگير شدند. تحقيقات اوليه نشان داد كه يكي از آنها به سمت مقتولان، شليك كرده و آنها را به رگبار بسته است. او گفت: «ما سه نفر با يكديگر نسبت فاميلي داريم. مقتولان هم با يكديگر نسبت فاميلي داشتند. يكي از آنها پيش از اين با ايجاد مزاحمت براي يكي از آشنايان ما، باعث ايجاد اختلاف شده بود. انگيزه اصلي ما از اين تيراندازي مسلحانه، موضوعي ناموسي بود.»او در ادامه گفت: «پس از آنكه با آنها دچار اختلاف شديم، تصميم گرفتيم نقشه قتل را اجرا كنيم. از قبل يك قبضه كلاشينكف تهيه كرده و به كمين نشستيم. ميدانستيم كه در روز مورد نظر، آنها براي سر زدن به زمينهاي خود از آن مسير عبور ميكنند. ما هم سوار بر ماشين منتظر آنها بوديم. البته قصد من تيراندازي به سمت يكي از آنها بود. همان فردي كه با او مشكل داشتم، اما به قدري عصباني بودم كه با اسلحه كلاشينكف، آنها را به رگبار بستم.»متهمان در بازجوييها فاش كردند كه پس از فرار از كرمان، براي گم كردن رد خود در تهران، از هويتهاي جعلي استفاده ميكردند. آنها با استفاده از مدارك ساختگي، خانهاي را به صورت ماهانه اجاره كرده بودند تا در ميان جمعيت پايتخت پنهان شوند و منتظر فرصتي مناسب براي ملاقات با قاچاقچيان باشند.متهم در ادامه گفت: «هدف نهايي ما، عبور از مرز و رسيدن به تركيه بود تا از سيستم قضايي ايران خارج شويم. از آنجا ميخواستيم به يونان برويم تا مطمئن شويم كه ديگر دست پليس ايران به ما نميرسد، اما در اين سه سال، بارها بدبياري آورديم.» او گفت: «هر بار كه يك قاچاقچي پيدا ميكرديم تا ما را فراري بدهد، كلاهبردار از آب در ميآمد و سرمايه ما را بالا ميكشيد. بعد جيبمان خالي ميشد و مجبور ميشديم با هويت جعلي در تهران كارگري كنيم تا دوباره پول جمع كنيم. وقتي بار ديگر شب عيد ميخواستيم فرار كنيم، ناگهان جنگ آغاز شد و نقشه فرارمان ناكام ماند. تا اينكه چند روز قبل فرد مطمئني را پيدا كرديم تا ما را از مرز عبور بدهد، اما فكرش را نميكرديم كه شناسايي شدهايم.»پس از انجام تحقيقات اوليه، پرونده اين جنايت هولناك با صدور قرار عدم صلاحيت، براي ادامه روند رسيدگي به دادسراي كرمان ارجاع شد.