«اعتماد» گزارش ميدهد
تير آخر تركش ترامپ
نوشين محجوب| با پايان مهلت ۶۰ روزه تفاهم ژوئن، بازه زماني كه به گفته اسماعيل بقايي، سخنگوي دستگاه ديپلماسي كشورمان در تفاهمنامه اسلامآباد بدان اشارهاي نشده، سفر منطقهاي برد كوپر، فرمانده سنتكام در مركز توجه قرار گرفته است؛ سفري كه از بحرين و عراق تا اردن، عربستانسعودي، امارات متحده عربي و اسراييل امتداد يافت و با بازديد دوباره از ناو هواپيمابر «آبراهام لينكلن» در درياي عرب پايان يافت. سنتكام اعلام كرد كوپر در اين سفر با مقامهاي ارشد نظامي و غيرنظامي شش كشور ديدار و با نيروهاي امريكايي حاضر در منطقه نيز گفتوگو داشت. اين فرماندهي شمار نظاميان فعال امريكا در خاورميانه را بيش از ۵۰ هزار نفر اعلام كرد؛ رقمي كه در كنار ورود و جابهجايي ناوهاي هواپيمابر، نشان ميدهد واشنگتن همچنان بر حفظ سطح بالايي از حضور نظامي در منطقه اصرار دارد. به گفته شماري از تحليلگران، سفر فرمانده سنتكام را ميتوان تلاشي براي هماهنگسازي مواضع شركاي منطقهاي امريكا در آستانه ورود به بحران مرحلهاي تازه دانست؛ مرحلهاي كه ديگر فقط با حملات مستقيم تعريف نميشود، بلكه محاصره دريايي، فشار بر مبادلات انرژي، تحريمهاي مالي و رايزني با دولتهاي ساحلي خليجفارس را نيز در بر ميگيرد. اين برداشت با گزارشهاي رسانههاي امريكايي درباره سفر كوپر و تاكيد او بر «پرتحرك و پراهميت» بودن ماموريت ناو آبراهام لينكلن همخواني دارد. كوپر در پاسخ به گزارشهاي رسانهاي درباره شرايط خدمه، مدعي شد اين ناو در ميان ناوهاي فعال امريكا، از پايينترين موارد مرتبط با سلامت روان برخوردار بوده؛ ادعايي كه بايد در چارچوب پاسخ رسمي سنتكام به گزارشهاي پيشين ارزيابي شود.
خيز واشنگتن براي محاصره زميني ايران
اين تحركات نظامي در شرايطي صورت گرفت كه تنش ميان تهران و واشنگتن بالا است بالاخص آنكه واشنگتن قصد دارد محاصره زميني ايران را در كنار محاصره دريايي كشورمان مورد ارزيابي قرار دهد. در همين راستا نشريه نيويوركتايمز گزارش داد دولت ترامپ بعد از عبور مهلت ۶۰ روزه آگاه بود و بحران، بهجاي حركت به سوي توافق جامع، به رقابتي بر سر توان اقتصادي و دوام سياسي دوطرف تبديل خواهد شد. براساس اين گزارش، واشنگتن پس از توقف حملات علني به اهدافي در ايران در اواخر جولاي، تمركز خود را بر بازگرداندن تحريمهاي نفتي، فشارهاي مالي و محاصره دريايي بنادر ايران گذاشت. تهران نيز تاكيد كرد تفاهم ژوئن به «خاتمه جنگ» مربوط بود، نه آتشبسي قابل تمديد و با نقض تعهدات امريكا عملا اعتبار خود را از دست داد.
در همين چارچوب، وعده اسكات بسنت، وزير خزانهداري امريكا مبني بر اعمال فشار اقتصادي «بيسابقه»، بعد ديگري از راهبرد واشنگتن را آشكار كرد. رويترز نوشت: گزينههاي مطرحشده در دولت ترامپ از تحريمهاي ثانويه عليه پالايشگاههاي مستقل و بانكهاي چين تا هدف گرفتن شبكههاي حمل و نقل، شركتهاي واسطه، صرافيها و مسيرهاي تجاري ايران را شامل ميشود. با اين حال، اين گزارش يادآور شد فشار بر بانكها يا موسسات بزرگ چيني ميتواند واكنش پكن را به دنبال داشته باشد و همزمان اجراي هرگونه محاصره زميني نيز به همكاري چندين كشور همسايه ايران و عبور از مرزهاي پيچيده و طولاني منوط است. برخي كارشناسان فعال در حوزه تحريمها معتقدند تعقيب شبكههاي مالي و تجاري، به دليل جايگزيني سريع شركتها و واسطهها، به سياستي فرسايشي شبيه «موش و گربه» تبديل شده و تضميني براي تغيير محاسبات ايران ندارد.
بينتيجه بودن سياست چماق و هويج
از اين منظر، آرايش نظامي و فشار اقتصادي امريكا دو مسير جداگانه نبود، بلكه اجزاي يك راهبرد واحد براي تحميل هزينه و واداشتن ايران به پذيرش خواستههاي واشنگتن به شمار ميرفت. با اين حال، برخي ناظران بر اين باورند كه تركيب تهديد نظامي، محاصره دريايي و تحريمهاي فراسرزميني، بهجاي ايجاد بستر گفتوگو، انگيزه ايران را براي اتكا به ظرفيتهاي دفاعي، مديريت مسيرهاي جايگزين تجاري و حفظ اهرمهاي دريايي افزايش خواهد داد.
از همين رو تهران نيز بازگشايي كامل تنگه هرمز را به رفع محاصره، پايان تهديدها و جبران نقض تعهدات امريكا پيوند زده و در گفتوگو با عمان، مسيرهاي تازه تردد كشتيراني را با ملاحظات فني، امنيتي و زيستمحيطي بررسي ميكند. چنين وضعيتي سبب شده تا تنگه هرمز بيش از پيش به گره اصلي بحران تبديل شود. گزارشهاي امريكا و امارات درباره هدف قرار گرفتن چند شناور در اين آبراه، بدون ارايه مستندات مستقل و مورد پذيرش همه طرفها، فضاي امنيتي پيرامون هرمز را پيچيدهتر كرد. همزمان، ادعاهاي ترامپ درباره «قلمرو امريكا» خواندن تنگه، نه فقط با جايگاه حقوقي كشورهاي ساحلي سازگار نبود، بلكه به گفته برخي صاحبنظران، بيانگر دشواري واشنگتن در ارايه راهكاري سياسي براي بازگشايي پايدار آبراه است. ايران و عمان، به عنوان دو كشور ساحلي، بر ضرورت ترتيباتي تاكيد كردند كه هم تردد ايمن كشتيها و هم حاكميت و ملاحظات امنيتي دوطرف را حفظ كند.
ترامپ به دنبال گزينهاي كمهزينه
نشانههاي اين رويارويي فرسايشي در رسانههاي امريكايي به يكي از سوژههاي پرمناقشه تبديل شده است. گزارش نشريههاي امريكايي پيشتر از فشار ناشي از استقرار طولانيمدت ناو آبراهام لينكلن و نگراني درباره وضعيت خدمه سخن گفته بودند؛ سنتكام اين روايت را رد كرد و كوپر ماموريت ناو را نمونهاي از پويايي عملياتي امريكا خواند. برخي ناظران معتقدند فارغ از صحت يا نادرستي جزييات اين گزارشها، استمرار ناوگروهها، مصرف مهمات و هزينه نگهداري حضور گسترده در منطقه، محاسبات بودجهاي و سياسي دولت ترامپ را پيچيدهتر كرد؛ به ويژه در آستانه انتخابات مياندورهاي و در شرايطي كه افزايش هزينه انرژي ميتواند بر افكار عمومي امريكا اثر بگذارد. از همين زاويه، كاهش حملات مستقيم و برجستهشدن تحريم و محاصره ميتواند نشانه تلاش واشنگتن براي يافتن گزينهاي كمهزينهتر تلقي شود، هرچند به گفته شماري از تحليلگران، محاصره طولانيمدت نيز هزينههاي اقتصادي، نظامي و اعتباري خود را به دنبال دارد.
دومينوي تنش در شاهراهها
اين فشارها تنها به خليجفارس محدود نمانده و آثار آن در درياي سرخ و يمن نيز آشكار شده است. دولت مستقر در عدن مدعي شد انصارالله يمن بندر مخا را هدف حملات موشكي قرار داد، اما انصارالله اعلام كرد هدف عمليات، مواضع و شناورهاي نيروهاي تحت حمايت عربستان بوده است. خبرگزاري سبا نيز از حمله پهپادي به تاسيسات آرامكو در نجران خبر داد؛ ادعاهايي كه جزييات مستقل و مورد تاييد همه طرفها درباره آنها منتشر نشد. با اين حال، به باور برخي كارشناسان، گسترش تقابل در مسيرهاي انرژي و بنادر درياي سرخ، بازتاب مستقيم ناامني ناشي از جنگ و محاصره است و ميتواند هزينه بحران هرمز را براي اقتصاد منطقهاي و بازيگران فرامنطقهاي افزايش دهد.
افزايش قدرت چانهزني ايران
در سطح منطقهاي، تركيه، عربستانسعودي و پاكستان از ساز و كارهاي تازه همكاري دفاعي سخن گفتند و آنكارا تاكيد دارد كه توافق مكه جنبه دفاعي دارد تا نظامي. اين درحالي است كه گروهي بر اين باورند كه تنش در خليجفارس بستر را براي ائتلافسازيهاي نوين هموار كرده است. با اين حال برخي صاحبنظران معتقدند چنين تحركاتي لزوما به معناي شكلگيري ائتلافي مستقيم عليه ايران نيست، اما نشان ميدهد دولتهاي منطقه از گسترش جنگ به حوزههايي چون تجارت، انرژي و امنيت سرزمينيشان نگرانند. در برابر، اهرمهاي ايران در هرمز، ظرفيتهاي دفاعي، موقعيت ژئوپليتيك و توان فعال نگه داشتن كانالهاي عمان، قطر و پاكستان، همچنان بخش مهمي از معادله بازدارندگي و ديپلماسي براي كشومان قلمداد ميشود. از ديد اين ناظران، خروج از بنبست نه با افزايش محاصره و تحريم، بلكه با پذيرش حقوق ايران، توقف فشارهاي غيرقانوني و بازگشت به يك چارچوب مذاكرهاي معتبر و داراي ضمانت اجرا امكانپذير خواهد بود.