• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6396 -
  • 1405 چهارشنبه 28 مرداد

در گفت‌وگو با رحمن قهرمانپور بررسي شد

آزمون تاب‌آوري ايران و امريكا

واشنگتن به ‌دنبال اجراي نوعي «جنگ تركيبي» شامل تحريم، محاصره دريايي و حملات نظامي محدود است تا با كاهش تاب‌آوري ايران، تهران را به پذيرش امتيازهاي بيشتر وادار كند. در مقابل، ايران ممكن است با اتخاذ رويكردي پيش‌دستانه و گسترش جغرافيايي تنش، اثرگذاري فشارهاي امريكا را كاهش دهد؛ درحالي كه ترديد متحدان واشنگتن نسبت به رويكرد معامله‌محور ترامپ، شكل‌گيري ائتلاف گسترده عليه تهران را دشوار مي‌كند. رحمن قهرمانپور، پژوهشگر ارشد روابط بين‌الملل و كارشناس سياست خارجي، در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» مبني بر اينكه سفر برد كوپر، فرمانده سنتكام، به منطقه و ديدار او با رهبران كشورهاي حاشيه خليج‌فارس و اسراييل با چه هدفي انجام شده است، گفت: درباره اين سفر چند نكته اهميت دارد؛ نخست بايد درنظر داشت كه اسراييل چند سالي است به حوزه عملياتي «سنتكام» پيوسته و در ساختار نظامي امريكا در خاورميانه حضور دارد. در‌نتيجه، همكاري، اشتراك‌گذاري و هم‌رساني اطلاعات نظامي ميان اسراييل و كشورهاي منطقه با هماهنگي امريكا جريان دارد. او افزود: اين ديدارها «دوره‌اي» است و به‌ طور مداوم براي هماهنگ‌سازي اقدامات نظامي و دفاعي برگزار مي‌شود. امريكا در اين ميان نقش «هماهنگ‌كننده» را برعهده دارد و تلاش مي‌كند ارتباط ميان بازيگران منطقه‌اي در حوزه‌هاي اطلاعاتي و دفاعي را تقويت كند.  قهرمانپور ادامه داد: امريكا و اسراييل از سال‌ها پيش مي‌كوشند يك «سامانه دفاع موشكي يكپارچه» در منطقه ايجاد كنند؛ سامانه‌اي كه شبكه‌هاي دفاعي كشورهاي حاشيه خليج‌فارس را به اسراييل و اردن متصل كند. امريكا در پيشبرد اين طرح نقش اصلي دارد و در حمله به ايران نيز تلاش شد از اين ظرفيت استفاده شود و آن را به‌روزرساني كنند.  اين تحليلگر مسائل بين‌الملل تصريح كرد: احتمالا يكي از محورهاي مهم سفر اخير كوپر، ادامه همكاري براي تقويت توان دفاع موشكي «همگرا»، مشترك و يكپارچه ميان امريكا و كشورهاي منطقه است. اين موضوع با آمادگي احتمالي امريكا و اسراييل براي اقدام نظامي دوباره عليه ايران نيز بي‌ارتباط نيست، زيرا آنها مي‌كوشند در صورت وقوع چنين سناريويي، ميان رادارهاي نظامي، سپرهاي موشكي و ديگر سازوكارهاي دفاعي خود هماهنگي بيشتري ايجاد كنند.

ترامپ به دنبال جنگ تركيبي عليه ايران است

قهرمانپور در پاسخ به پرسش ديگر «اعتماد» درباره طرح ادعايي امريكا مبني بر اعمال تحريم‌هايي كه «بي‌سابقه» خوانده و همچنين كنش‌هاي نظامي اين بازيگر در منطقه و ادعاي محاصره دريايي و زميني ايران و پيامدهايش گفت: اين اظهارات تازه نيست. ‌وزير خزانه‌داري امريكا چند هفته پيش نيز اعلام كرده بود كه واشنگتن فشارهاي اقتصادي بر ايران را افزايش خواهد داد. اين مواضع، در كنار سخنان ترامپ، نشان مي‌دهد دولت امريكا احتمالا تا انتخابات ميان‌دوره‌اي به ‌دنبال اجراي شكلي از «جنگ تركيبي محدود» عليه ايران است؛ راهبردي كه در آن «محاصره دريايي»، تحريم‌ها و ضربات محدود نظامي به‌ طور همزمان به كار گرفته مي‌شوند.  اين پژوهشگر ارشد روابط بين‌الملل ادامه داد: در اين چارچوب، تحريم‌ها و محاصره تشديد مي‌شود و پاسخ امريكا به اقدامات ايران نيز ممكن است از نظر شدت بيشتر يا حتي نامتناسب با واكنش تهران باشد تا اثر بازدارنده ايجاد كند.  قهرمانپور در ادامه تصريح كرد: از آنجا كه ترامپ تا انتخابات ميان‌دوره‌اي با محدوديت‌هاي جدي براي آغاز يك جنگ فراگير ديگر روبه‌رو است، احتمال پيگيري اين راهبرد تقويت مي‌شود. «جنگ تركيبي محدود» شامل اقدام‌هاي نظامي محدود، افزايش فشارهاي تحريمي، تشديد محاصره و اعمال محدوديت‌هاي مالي و معاملاتي عليه ايران خواهد بود.او گفت هدف نهايي اين اقدامات، افزايش فشار بر ايران و كاهش «تاب‌آوري» آن است تا واشنگتن بتواند، به تعبير ترامپ، تهران را به دادن امتيازهاي بيشتر وادار كند.

تهران و واشنگتن تاب‌آوري يكديگر را مي‌آزمايند

قهرمانپور در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره واكنش احتمالي ايران به استراتژي دوگانه ايالات‌متحده خاطرنشان كرد: همان‌طور كه در پاسخ پيشين نيز اشاره شد، امريكا شكلي از فشار اقتصادي و فشار نظامي را به‌صورت توأمان پيش مي‌برد.

او افزود: اين سياست را بايد ذيل «مسابقه تاب‌آوري» ميان ايران و امريكا فهم كرد. امريكايي‌ها معتقدند اگر بتوانند تاب‌آوري ايران را با سرعت بيشتري كاهش دهند، تمايل تهران براي دادن امتياز و رسيدن به يك «توافق جامع» افزايش پيدا مي‌كند. به همين دليل، اين رويكرد در دستور كار دولت ترامپ قرار گرفته است.

اين تحليلگر مسائل بين‌الملل ادامه داد: در چند هفته اخير، اين بحث نيز مطرح شده كه ايران ممكن است سياستي تهاجمي‌تر در پيش بگيرد؛ به اين معنا كه براي جلوگيري از اثرگذاري بيشتر راهبرد امريكا، به مجموعه‌اي از اقدامات پيش‌دستانه روي آورد.  قهرمانپور گفت: هدف احتمالي چنين اقداماتي آن است كه سياست دولت ترامپ به نتيجه مطلوب خود نرسد و فشارهاي همزمان اقتصادي و نظامي نتواند تهران را به دادن امتيازهاي بيشتر وادار كند.

معماي خروج از بحران

قهرمانپور در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره تاثير انتشار اخباري چون كاهش مهمات يا هراس ترامپ از باخت در انتخابات ميان‌دوره‌اي و تاثير اين متغيرها بر استراتژي دو بازيگر گفت: خبرهاي متعددي كه درباره كاهش ذخاير تسليحاتي امريكا منتشر شده، نشان مي‌دهد اصل اين ادعا درست است؛ هرچند از ميزان و كميت دقيق آن اطلاعاتي در دست نيست، زيرا اين موضوعات ماهيت محرمانه دارند. او افزود: با درجه قابل قبولي از اطمينان مي‌توان گفت ذخاير موشك‌هاي «تاد» و «پاتريوت» امريكا، كه از مهم‌ترين موشك‌هاي رهگير اين كشور هستند، به‌طور قابل‌توجهي كاهش يافته است. جايگزين كردن آنها نيز با توجه به زيرساخت‌هاي دفاعي موجود و فناوري بسيار پيشرفته به‌كاررفته در اين موشك‌ها، زمان‌بر است. برآوردها نشان مي‌دهد جبران اين كمبود مي‌تواند از يك تا سه سال طول بكشد.  قهرمانپور ادامه داد: امريكا همچنين شمار زيادي موشك «تام‌هاوك» مصرف كرده است؛ موشك‌هايي كه براي نيروي دريايي امريكا اهميت اساسي و راهبردي دارند. بنابراين، فرض كاهش ذخاير تسليحاتي امريكا را بايد جدي گرفت.

اين پژوهشگر ارشد روابط بين‌الملل گفت: در عين حال، دو سناريو مطرح است. سناريوي نخست مي‌گويد كاهش ذخاير الزاما مانع حمله امريكا نخواهد شد. وزارت دفاع بودجه بيشتري درخواست كرده و مذاكراتي با شركت «لاكهيد مارتين» براي افزايش سرعت توليد موشك‌ها انجام شده است. بر پايه اين سناريو، امريكا تلاش مي‌كند كمبودهاي خود را جبران كند تا براي اقدام نظامي بعدي آماده شود. او افزود: سناريوي دوم بر دشواري جبران اين كاهش تاكيد مي‌كند و نتيجه مي‌گيرد دولت ترامپ بايد به‌دنبال راهبرد خروج از بحران باشد. درباره چگونگي خروج نيز اختلاف‌نظر وجود دارد؛ برخي، مانند «دكين»، معتقدند امريكا بايد ضربه‌اي «رعدآسا» به ايران وارد كند و سپس از منازعه خارج شود. گروهي ديگر بر اين باورند كه نيازي به چنين ضربه نظامي نيست و امريكا بايد به ‌تدريج امتيازهايي به ايران بدهد تا از بحران خارج شود.

امريكا تلاش دارد وضعيت نه صلح و نه جنگ را ادامه دهد

قهرمانپور در ادامه پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره پيامدهاي كاهش ذخاير تسليحاتي امريكا و راهبرد خروج واشنگتن از بحران خاطرنشان كرد: مخالفان «استراتژي خروج» معتقدند: اگر امريكا بدون كسب يك پيروزي مشخص و حداقلي از اين بحران خارج شود، اعتبارش هم در سطح منطقه‌اي و هم در سطح جهاني خدشه‌دار خواهد شد. بر همين مبنا، اين گروه بر اين باورند كه امريكا نمي‌تواند بدون دستيابي به دست‌كم يك پيروزي از بحران خارج شود. از اين رو، توصيه مي‌كنند واشنگتن يا صبر كند يا يك اقدام نظامي انجام دهد، سپس اعلام پيروزي كند و از منازعه خارج شود.  اين تحليلگر مسائل بين‌الملل ادامه داد: اين بحث‌ها همچنان در امريكا جريان دارد. به نظر مي‌رسد دولت ترامپ فعلا تركيبي از اين ديدگاه‌ها را در دستور كار قرار داده؛ يعني نه به ‌دنبال يك جنگ تمام‌عيار است و نه قصد خروج فوري از بحران را دارد. قهرمانپور تصريح كرد: دولت ترامپ مي‌كوشد با تشديد فشارهاي اقتصادي و نظامي و نيز «محاصره دريايي»، تاب‌آوري ايران را كاهش دهد تا زمينه براي دادن امتيازهاي بيشتر ازسوي تهران فراهم شود.

شايد ايران از استراتژي پيش‌دستانه پيروي كند

قهرمانپور در پاسخ به پرسش ديگر «اعتماد» درباره گسترش تنش‌هاي منطقه‌اي و احتمال شكل‌گيري ائتلافي عليه كشورمان گفت: اقدام حوثي‌ها احتمالا بخشي از «استراتژي پيش‌دستانه» ايران است تا در صورت اقدام نظامي امريكا، دامنه جغرافيايي جنگ را گسترش دهد. اگر رويكرد جديد دولت ترامپ، يعني «جنگ تركيبي محدود» شامل فشار اقتصادي، محاصره و اقدام نظامي محدود، تقويت يا تشديد شود، ايران مي‌تواند از طريق گسترش جغرافيايي جنگ، اثرگذاري اين راهبرد را كاهش دهد. قهرمانپور افزود: در بررسي پيامدهاي گسترش جغرافيايي جنگ، نخست بايد مشخص شود اقدام ايران «پيش‌دستانه» است يا واكنشي در برابر اقدام امريكا. اين موضوع اهميت زيادي دارد. اگر اقدام ايران پيش‌دستانه باشد، به اين معناست كه تهران از پيش‌طراحي مشخصي براي فشار بر امريكا داشته و اين روند ممكن است ادامه‌دار باشد. اما اگر بستن باب‌المندب صرفا واكنشي به اقدام نظامي محدود امريكا باشد، احتمالاً مدت آن كوتاه‌تر خواهد بود و به يك وضعيت طولاني‌مدت تبديل نمي‌شود. اين تحليلگر مسائل بين‌الملل گفت: پرسش ديگر اين است كه آيا چنين اقدامي به شكل‌گيري ائتلاف بين‌المللي عليه ايران منجر مي‌شود يا نه. در شرايط فعلي، حتي متحدان امريكا، ازجمله كره‌جنوبي، ژاپن و كشورهاي اروپايي، درباره اقدامات ترامپ ملاحظات جدي دارند.  آنها معتقدند ترامپ سياستمداري «استراتژيك» با ديدگاه بلندمدت و برنامه‌اي روشن درباره ايران نيست. اين متحدان نگرانند كه اگر به ‌دنبال ترامپ وارد منازعه با ايران شوند، پس از پايان دولت او با دشواري در روابط با تهران روبه‌رو شوند. حتي پيش از پايان رياست‌جمهوري ترامپ نيز اطمينان ندارند كه او به تعهدات و وعده‌هاي خود پايبند بماند؛ زيرا ممكن است بحران يا ائتلاف بين‌المللي را به سود خود مصادره كند و پس از رسيدن به اهدافش، متحدان را كنار بگذارد.‌ او تصريح كرد: نمونه چنين رفتاري را مي‌توان در خاورميانه ديد؛ امريكا در روند صلح غزه، توجه چنداني به بريتانيا و متحدان سنتي خود نداشت و بيشتر به سمت معامله با كشورهايي مانند قطر و تركيه رفت. از منظر نظري، متحدان امريكا سياست ترامپ را نه سياستي با اهداف بلندمدت و معين، بلكه سياستي «معامله‌اي» مي‌دانند كه بر دستاوردهاي كوتاه‌مدت متمركز است. نگراني آنها اين است كه ترامپ پس از رسيدن به معامله مطلوب خود، آنها را كنار بگذارد و هزينه دشواري روابط با ايران برعهده همان متحدان باقي بماند.

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون