پس از شصت روز: هرمز و آزمون مرزهاي قدرت
نشانه آن: آمادگيهاي نظامي بيسابقه و اظهارات تشديدآميز دوطرف.
در هر سه مسير، هرمز از يك گذرگاه تجاري به ترازويي عريان براي سنجش وزن بازدارندگي بدل شده است. كشتيها نه از سر نوسان آمار، بلكه با ادراك عيني از تغيير موازنه ريسك از حركت باز ميايستند. وقتي گذرگاهي به اين اندازه پرهزينه ميشود، بازدارندگي ديگر يك گفتمان نيست، بلكه به واقعيت تبديل شده است. ۱۷ آگوست پايان بحران نبود، بلكه آستانه مرحلهاي جديد بود؛ مرحلهاي كه در آن ديگر سوال اين نيست كه «آيا جنگ پايان مييابد؟»، بلكه اين است كه «چگونه ميتوان جنگي را مديريت كرد كه هيچ كس توان مالي و نظامي پايان دادن به آن را ندارد؟» اگر هرمز معيار جديد برتري است، پاسخ به پرسش «قدرت در دست كيست؟» ديگر تنها از واشنگتن يا تهران نميآيد. اين پاسخ از سرنوشت مسيرهاي جايگزين و توانايي نظم منطقهاي براي جذب اين سطح از تنش بدون انفجار خواهد آمد. هرمز اكنون آينهاي است كه در آن مرزهاي قدرت، ابعاد ناتواني و عمق تناقضهايي كه نظم منطقهاي را متلاطم ساخته، منعكس ميشود. شصت روز به پايان رسيد، اما آزمون هرمز براي قدرت، تازه آغاز شده است.