اينجا قشم است، خط مقدم ايستادگي!
نصير عاليخاني
پنج ماه از آغاز جنگ رمضان ميگذرد؛ جنگي كه شايد براي برخي شهرها فقط يك نام بود، براي برخي چند روز دشوار ولي براي مردم قشم و روستاهايش جنگي هر روزه و هر شبه بود و حتي در زمان آتشبس هم از زير يوغِ صداهاي درنده انفجار در امان نماند.
شهري كه اين چند ماه، تنگه هرمز را در قلب خود داشت و حملات مختلف دشمن به آب شيرينكن، اسكلههاي بزرگ تجاري، گردشگري و صيادي، مراكز نظامي و دكلهاي مخابراتياش شده بود و خم به ابرو نياورده بود، حالا و در عين ناباوري در روزهاي اخير نيز شاهد حمله ناجوانمردانه دشمن به يك محله مسكوني فقيرنشين شد؛ محلهاي كه «چاهتنگو» نام داشت و ساعت ۳ و ۳6 دقيقه صبح در آن محبوس شد!
تلاش امدادگران، آتشنشاني، بسيج و نيروهاي مردمي براي نجات اعضاي خانواده پس از بمباران، تنها منجر به نجات ۲ كودك ۷ و ۹ ساله اين خانواده ۵ نفره شد و پيكر شهيد ان خانواده جعفري شامل پدر و مادر و سيناي ۲ ساله پس از حدود
۴ ساعت تلاش، از دل آوار بيرون كشيده شد.
با هر بار بيرون آوردن يك جنازه، موجي تازه از تنفر از دل مردم غليان ميكرد؛ شعارهاي مرگ بر امريكا در كوچه طنينانداز ميشد و اشكهاي مردم و امدادگران و همسايهها و... از پي هم ميآمدند... .
براروم... شهادتت مبارك... براروم شهادتت مبارك... اينها جملات اشكآلود برادري بود كه ساعتها براي يافتن جنازه برادر و برادرزاده و خانوادهاش پهلوي گودالِ عميق انفجار به گوش ميرسيد... كوچه بنبست، ضجههاي زنان و شيونها را خيلي زود هضم كرد، مردمي كه درنهايت فقر در محلهاي كمبضاعت هستند و تركشهاي بمب يك تني حالا خانههاي بسياري ديگر از آنان را نيز تخريب كرده است، غم به دلشان نيست و محكم و استوار ايستادهاند.
انگار اين قسمتي از ژن ايراني است كه هر چه بيشتر خون از دست بدهند، استوارتر ميشوند... .
اينجا قشم است، ستاره خليجفارس... شهري كه بهرغم تهديدات ترامپ و در طول همه ناملايمات جنگ و تهديد به حمله به زيرساختها و بنادر، باز هم در آن ميتوان زندگي را به نظاره نشست.
مردم از اين طرف و آن طرف تنها فقط اخبار شليكها و انفجارهاي قشم را ميشنوند، اما مهمترين خبري كه اين روزها در قشم مخابره نشده، جريان زندگي است!
جرياني كه با وجود تمامي مشكلات مردم همچنان ادامه دارد، اينجا مردم در هُرم تابستان و گرماي بالاي ۵۰ درجه و شرجي ۹۰درصد همچنان براي ميهنشان ايستادهاند، در خيابانهاي شهر تقريبا نشانهاي از هجوم دشمن ديده نميشود و بيشتر اوقات در حملات دشمن تنها ميتوان مردمي را يافت كه كاوشگرانه، صحنههاي زد و خورد و اصابتها را به نظاره مينشينند.
مغازهها و فروشگاهها عمدتا باز هستند. البته بيشتر مغازههايي كه با گردشگران سروكار داشتهاند حالا خلوتتر شدهاند و بعضي مغازهها نيز تعطيل است.
نكته جالب توجه اين است كه جز اين چند روز كه برخي مراسم و جشنها به احترام شهداي حمله به منازل مسكوني تعطيل شده است، همچنان اميد در باور مردم موج ميزند. اتفاقي كه بسياري از مسوولان كشور پس از حضور در جزيره و مشاهدات ميداني هم از آن تعجب ميكنند و هم بر ادعاها صحه ميگذارند.
ايوِنتهاي مختلف در سراسر جزيره توسط بخشهاي خصوصي كماكان در حال برگزاري است و تقريبا اين برنامهها بدون لغو يا تاخير در جريان است.
ضربات دشمن به تاسيسات آب قشم تا حدود زيادي جبران شده و تلاش بيوقفه براي حل تمام مشكلات ايجاد شده، ادامه دارد.
اما در اين ميان، صيادان قشم متحمل بزرگترين هزينهها شدهاند... در حمله دشمن بسياري از قايقها كه ارتزاق صدها قايق به طور مستقيم را برعهده داشتند، از بين رفت و جنگ در تنگه هرمز، عملا ماهيگيري با همان چند فروند قايق باقيمانده را نيز محدود و تقريبا غيرممكن ساخته است.
در اسكلههاي گردشگري هم وضع بهتر نيست، زيرساختهاي گردشگري قشم مورد هدف قرار گرفته و همين عامل صدمات بسياري را بر چهره جزيره گردشگري قشم گذاشته است.
با همه اينها قشم امروز در ميانه دو دريا در خليجفارس و عمان ايستاده تا كشوري جلوي دشمن زانو نزند؛ اميدواريم مسوولان با درك صحيح از اتفاقي كه در اين ميان براي جزيره قشم افتاده، اين جزيره را فراموش نكنند؛ جزيرهاي كه جلوي دشمن سر خم نكرد، شهداي بسياري را تقديم كرد، صدمات و لطمات بسياري خورد ولي جلوي دشمن زانو نزد. اميدواريم اين از خودگذشتگيها از ياد مسوولان فراموش نشود تا جزيرهاي كه جلوي دشمن زانو نزد، جلوي مشكلات اوليه زندگي مجبور نباشد كمر خم كند.
خبرنگار محلي در قشم