تاثير رواني جنگ سوم بر دانشآموزان و داوطلبان كنكور
آريانا باستاني
يكي از نخستين تاثيرات جنگ و شرايط بحراني متعاقب آن، ايجاد تنش در بدنه آموزش كشور تحت تهاجم است كه علاوه بر خسارتهاي مادي فراوان، آرامش رواني دانشآموزان، خانوادهها و كادر آموزشي را نيز دچار اختلال ميكند. با شروع جنگ سوم در اسفندماه سال 1404 و وقوع تراژدي غمانگيز و جانكاه مدرسه ميناب در همان اولين ساعات آغاز جنگ، بيدرنگ و در اولين اقدام تمام مراكز آموزشي كشور به تعطيلي كشيده شد و پيرو آن، با طولاني شدن جنگ و گسترش سطح درگيريها، نظام آموزشي مجبور به جا به جايي زمان برگزاري امتحانات نهايي و بازنگري در زمانبندي كنكور سراسري شد. اين تصميم اگرچه با هدف حفظ امنيت و كاهش فشار بر دانشآموزان اتخاذ شد، اما از نظر روانشناختي آثار مثبت و منفي مختلفي بر داوطلبان و خانوادههاي آنان بر جاي گذاشت. با توجه به نقش تعيينكننده امتحانات نهايي و كنكور در آينده تحصيلي فرزندان ايران، اهميت نمرات امتحانات نهايي كه بخش مهمي از سوابق تحصيلي را تشكيل ميدهد و تاثير مستقيم در پذيرش دانشگاهها دارد، بر كسي پوشيده نيست. در همين راستا، كنكور سراسري ورودي دانشگاهها، مهمترين آزمون رقابتي تحصيلي كشور محسوب ميشود كه هر گونه تغيير در زمان برگزاري آن ميتواند برنامهريزي ميليونها نفر داوطلب را تحت تاثير قرار بدهد. به همين دليل حتي تغيير چند هفتهاي در تقويم آزمونها، علاوه بر پيامدهاي اجرايي، اثرات رواني گستردهاي نيز ايجاد ميكند.
پس از شروع جنگ و بروز شرايط بحراني در كشور، وزارت آموزش و پرورش و سازمان سنجش با بررسي چندين امكان موجود جهت ادامه روند آموزشي، در نهايت آغاز امتحانات نهايي را كه قرار بود از 13 تيرماه آغاز شود، با يك هفته تعويق به 21 تيرماه موكول كرده و تقويم امتحانات را نيز تغيير دادند. به همين موازات سازمان سنجش نيز اعلام كرد آزمون سراسري مطابق برنامه جدید در 29 و 30 مردادماه برگزار خواهد شد و اين تاريخ غيرقابل تغيير است.
يكي از مهمترين پيامدهاي رواني تغيير تاريخ آزمونها، افزايش احساس اضطراب ناشي از بلاتكليفي بود، چرا كه دانشآموزان ماهها بر اساس يك برنامه مشخص مطالعه كرده بودند ولي ناگهان با تغيير زمان امتحانات مواجه شدند. از ديدگاه علوم روانشناسي بلاتكليفي و سردرگمي يكي از عوامل مهم ايجاد اضطراب است كه تلفيق آن با اضطراب ناشي از صدمات احتمالی جنگ و آوار و كشتار باعث تاثيرگذاري عميقتري بر دانشآموز ميشود. زماني كه او نداند امتحاناتش دقيقا چه زماني برگزار خواهد شد يا اينكه آيا دوباره تاريخ آن تغيير خواهد كرد، تمركز ذهني او كاهش مييابد و موجب افت كيفيت مطالعهاش ميشود.
تقريبا تمام داوطلبان كنكور و امتحانات نهايي، طراحي فشردهاي را براي مطالعه دارند تا در زمان مشخص شدهاي به بالاترين سطح آمادگي برسند، اما با تعويق آزمونها زمان اين دوره آمادگي بيشتر شده و موجب فرسودگي ذهن داوطلب ميشود. او مجبور است مطالعات فشردهاش را در مدت طولانيتري ادامه داده و آمادگي خود را در اوج حفظ كند كه موجب كاهش انگيزه، خستگي ذهن، افت تمركز، بيحوصلگي و در نهايت كاهش كيفيت يادگيري ميشود.
داوطلب كنكور و دانشآموز امتحانات نهايي مقيم كشور درگير جنگ، خود نيز به طور ناخواسته درگير جنگ شده و امنيت جاني وي و خانوادهاش در معرض خطر تهاجم قرار گرفته است. او ناخواسته تمركزش را براي مطالعه از دست ميدهد، پيگير اخبار جنگ است و همين مساله موجب افت بازدهي تحصيلياش ميشود.
خانوادهها نيز تحت تاثير اين بحران قرار گرفتهاند و علاوه بر نگرانيشان از شرايط امنيتي كشور، نگران آينده تحصيلي فرزندان خود نيز هستند. خانوادهها علاوه بر لغو برنامههاي سفرهاي تابستاني خود، مجبور به تنظيم دوباره كلاسهاي آموزشي شدند تا با پرداخت هزينه بيشتر براي كلاسهاي تقويتي، فرزند خود را براي زمان بيشتري آماده نگه دارند كه تمام اين موارد موجب افزايش سطح استرس خانوادهها شده است. اگرچه تعويق امتحانات موجب نگراني برخي از داوطلبان شده است اما از سويي ديگر مزايايي از قبيل ايجاد فرصت بيشتر براي مرور مطالب و جبران عقبماندگي احتمالي درسي را در پي داشته است. تغيير تقويم امتحانات موجب آشفتگي برنامه مدارس و موسسات آموزشي و كلاسهاي كنكور نيز شده است و فضاي مجازي را آكنده از شايعات درباره زمان جديد كنكور و امتحانات كرده بود كه با هشدار مسوولان و جلب توجه خانوادهها به پيگيري اخبار فقط از منابع رسمي، اين سردرگمي به پايان رسيد.
دولت نيز جهت كاهش استرس و فشار موجود اقداماتي مانند فعال نگه داشتن آموزش از طريق شبكه شاد و مدارس تلويزيوني و واگذاري اختيار لازم براي مديريت زمان در شرايط اضطراري و نيز اصلاح برخي مقررات آموزشي، ازجمله كاهش دروس موثر پايه يازدهم و ايجاد امكان ترميم نمره براي كاهش دغدغه داوطلبان را به انجام رسانده است.
جنگ اخير، علاوه بر ايجاد آسيب فيزيكي به بدنه شهري و به شهادت رساندن عدهاي از هموطنان، آثار عميقي بر سلامت روان و نظام آموزشي كشور گذاشت كه اميد است ديگر شاهد چنين موضوعي نباشيم. در نهايت تجربه اين دوره نشان داد كه در زمان بحران، علاوه بر مديريت اجرايي آزمونها، توجه به سلامت روان دانشآموزان و اطلاعرساني شفاف، اهميت بسيار زيادي دارد. هرچه تصميمهاي آموزشي، سريعتر، دقيقتر و همراه با حمايتهاي روانشناختي اتخاذ شوند، آثار منفي چنين شرايطي بر دانشآموزان و داوطلبان آموزش عالي كاهش خواهد يافت. نتيجه اينكه به نظر ميرسد تغيير تقويم امتحانات و موكول كردن آن به زمان پايداري سطح امنيت كشور، كه موجب حفظ جان داوطلبان و پرسنل آموزشي شده است تا از تكرار فاجعه ميناب جلوگيري به عمل آورده باشند، بهترين تصميم مسوولان در اين مقطع بوده است.به اميد صلح و امنيت.