• 1405 پنج‌شنبه 19 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6397 -
  • 1405 پنج‌شنبه 29 مرداد

زنده باد ژيژك

محسن آزموده

اوايل دهه 1380 كه بازار ترجمه و انديشه ژورناليستي در فضاي فرهنگي ايران داغ بود، يك نام در صفحه‌هاي انديشه مطبوعات بر سر زبان‌ها بود: اسلاوي ژيژك. آن روزها بساط چپ‌گرايي و نقد سرمايه‌داري به ويژه در ميان جوانان داغ بود و فلسفه و فيلسوفان و نظريه‌پردازان جديد غربي بسيار طرفدار داشتند. يك عده از مترجمان هم بودند كه هر چند وقت يكي را پيدا مي‌كردند و به جامعه تشنه معرفي مي‌كردند، يك روز دريدا و فوكو و بودريار، روز ديگر آدورنو و هوركهايمر و بنيامين، ديگر روز بديو و دلوز و آنتونيو نگري، زماني ژاك لكان و ژرژ باتاي و ...الخ. ژيژك هم يكي از همين يافته‌هاي مترجمان نوجو و خوش ذوق بود. اسمش با دو تا «ژ» در زبان فارسي جلب‌ توجه مي‌كرد. جذاب‌تر، تصويرش بود. متفكر و منتقد فرهنگي اسلونيايي كه با هيكل درشت و ريش و موهاي انبوه و آشفته، شبيه فيلسوفي ديوانه بود. انگليسي را تو دماغي و با لهجه خاصي حرف مي‌زد، در حالي كه دست‌هايش را تكان مي‌داد و سر و صورت مخاطبانش را خيس مي‌كرد! 
مساله اما فقط صوت و تصوير ژيژك يا به اصطلاح فرم او نبود. عناصر يا المان‌هاي جذابيت او بيشتر از هر چيز به محتواي مباحثش مربوط مي‌شد. چپ‌گرايي راديكال كه با زباني فلسفي و روانكاوانه به نقد فرهنگ سرمايه‌داري مي‌پرداخت، همچنان كه متخصص هگل بود، شاگرد لكان روانكاو هم بود و به نقد فيلم مي‌پرداخت. لابه‌لاي مباحث انتزاعي فلسفي، جوك مي‌گفت و از فيلم‌ها و سريال‌هاي عامه‌پسند شاهد مثال مي‌آورد و به نقد فيلم مي‌پرداخت. ژيژك فقط يك منتقد بي‌رحم فرهنگ نبود، سياست روز را هم دنبال مي‌كرد و همزمان به نقد كاپيتاليسم مي‌پرداخت. بسياري از جوان‌ها در كشورهاي غير غربي منتظر اظهارنظرها و موضع‌گيري‌هاي او در قبال وضعيت جوامع خود بودند. بسياري از هم‌نسل‌هاي من مقالات و گفتارهاي او راجع به وقايع 88 را به خاطر دارند. 
طبيعي است كه چنين چهره‌اي نزد استادان اتوكشيده و عصا قورت داده چندان موجه نبود، محافل رسمي آكادميك به ويژه در دنياي انگليسي‌زبان سعي مي‌كردند او را ناديده بگيرند و جدي تلقي نكنند. رسانه‌ها حتي او را «الويس پريسلي عرصه فرهنگي» لقب دادند. محبوبيت و شهرت ژيژك منحصر به ايران نبود. جلسات سخنراني‌اش در خود اروپا و امريكا هم پر مخاطب بود. موقع سخنراني مثل يك شومن شوخي مي‌كرد و از اظهارنظرهاي شاذ و بحث برانگيز مثل دفاع از استالين پرهيز نداشت. 
يادم هست در همان سال‌ها تازه روزنامه‌نگار حوزه انديشه شده بودم. مثل حالا اينترنت اينقدر فراگير نشده بود و تازه اول كار بوديم. تعداد مترجمان و امكان ترجمه اينقدر فراگير نبود. با همان امكانات نسبتا كم به سختي مي‌كوشيديم آخرين اظهارنظرها و مقالات و گفت‌وگوهاي مطبوعاتي و سخنراني‌ها او را پيدا كنيم. در ميان صفحه‌ها و گروه‌هاي انديشه رقابتي در اين باره جريان داشت. تا يك سخنراني از ژيژك منتشر مي‌شد، چند ترجمه از او در مطبوعات فارسي زبان ترجمه و منتشر مي‌شد. كتاب‌ها و مقالات زيادي از او يا درباره‌اش به فارسي ترجمه و تاليف شد. يك جست‌وجوي ساده اينترنتي نشان مي‌دهد كه بيش از 30 كتاب از او يا درباره او به فارسي موجود است. نكته جالب در اين ميان اما آن بود كه ژيژك غير از مقالات جنجالي يا اظهارنظرهاي ژورناليستي، صاحب تاليفات و كتاب‌هاي قطور و پيچيده و غامض و بسيار قطور هم هست، آثاري كه كمتر مترجمي سراغش رفت. 
امروز به نظر مي‌رسد، دست‌كم در جامعه ما، تب ژيژك فروكش كرده است. مساله فقط به ژيژك هم خلاصه نمي‌شود. حالا رسما اين سلبريتي‌ها و اينفلوئنسرهاي فضاي مجازي هستند كه حرف‌شان خريدار دارد. در خود جهان غرب هم ديگر آن جايگاه قبلي را ندارد. اما آيا اين به معناي آن است كه تاريخ مصرف ژيژك گذشته و ديگر حرفي براي روزگار ما ندارد؟ بعيد مي‌دانم اين طور باشد. تكليف آثار تخصصي‌تر و فلسفي‌تر ژيژك را متخصصان ايدئاليسم آلماني و روانكاوي فرويدي بايد روشن كنند. احتمالا در تفسيرهاي او از هگل و لكان، بصيرت‌هاي فراواني موجود است. اما تا جايي كه به ژيژك به عنوان يك منتقد فرهنگ بازمي‌گردد، فكر مي‌كنم ما همچنان و هميشه به آدم‌هايي مثل او نياز داريم. فيلسوفاني كه سقراط‌وار در حوزه عمومي حضور دارند و نسبت به وقايع و رويدادها بي‌تفاوت نيستند. همين چهار سال پيش، زماني كه همه‌گيري كرونا رخ داد، اين ژيژك بود كه عرصه فكر و انديشه را خالي نكرد و با جديتي كه از متفكر انتظار مي‌رود، درباره اين واقعه و جنبه‌هاي گوناگون آن نوشت و حرف زد. در غياب امثال ژيژك، عرصه براي تركتازي بلاگرها و شاخ‌هاي فضاي مجازي خالي مي‌شود، چهره‌هايي كه پشت شلوغ‌كاري‌ها و هياهوي‌شان چيزي نيست و تنها احساسات و عواطف مخاطبان را نشانه گرفته‌اند، پس زنده‌باد ژيژك، با همه نقدهايي كه به رفتار و گفتار او وارد است. 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون