ما امت موساييم/ از قول مسلمونون مشروطه نميخواهيم!
مرجان يشايايي
مرداد ماه يادآور وقايعي مهم در تاريخ ايران است. متاخرترين آن كودتاي 28 مرداد 1332 است كه مسير تاريخ ايران را تغيير داد. 47 سال قبل از آن، اما صدور فرمان مشروطه از سوي مظفرالدين شاه قاجار، در واقع نخستين جنبش آزاديخواهانه منطقه را هويتي قانوني بخشيد. اين يادداشت كوتاه قرار نيست به چند و چون وقايع دوران مشروطه بپردازد، چراكه بسياري از تاريخنگاران و تاريخنويسان هر كدام از زاويه و نظري به تفصيل درباره آن نوشتهاند. بيشتر اين نوشتهها و تحليلها به نقش سياستمداران و دولتهاي داخلي و خارجي و قراردادهاي كلان پرداخته، اما آنچه واقعا در بين مردم كوچه و خيابان گذشته اغلب مغفول واقع شده و كمتر تاريخنگاري به اتفاقات كف خيابان و مردم معمولي نگاه كرده.
محله عودلاجان در خيابان مصطفي خميني فعلي يكي از قديميترين محلات تهران و صحنهاي است كه شاهد بسياري از وقايع مشروطه بوده. نزديكي به كاخ گلستان و بازار و همينطور استقرار مراجع بزرگ شيعه در اين محله اينجا را به كانوني مستعد براي جنبشهاي اجتماعي بدل كرده بود كه اين نقش تاريخي حتي در زمين وقوع انقلاب اسلامي نيز پررنگ بود. عودلاجان مياني بين خيابان مصطفي خميني و پامنار محل زندگي يهودياني بوده كه از زمان فتحعليشاه به تدريج از شهرهاي مختلف ايران رو به تهران آورده بودند و طي دههها كلني متشكلي شامل چند هزار نفر و نهادهاي رفاهي و اجتماعي را شكل داده بودند، از خانهها و مغازهها گرفته تا مكتبخانهها و كنيسههاي متعدد كه نشان برخي از اين بناها هنوز در عودلاجان ديده ميشود. وقوع انقلاب مشروطه براي يهودياني كه تا آن روز اغلب از اقشار فرودست جامعه و از شهروندان درجه دو شمرده ميشدند، طليعه اميد و زندگي بهتر و دريافت حقوق شهروندي بود و با همين اميد كنيسه عزرايعقوب و كنيسه حكيم آشر از محلهاي تجمع مبارزان مشروطه و مكان سخنراني مشروطهخواهاني چون سيد جمالالدين واعظ (پدر محمدعلي جمالزاده نويسنده معروف معاصر) بوده است. يهوديان تهراني كه نسيم آزادي را حس كرده بودند، دل در گرو جنبش تازه گذاشتند. حبيب لوي، نويسنده كتاب «تاريخ يهود ايران»، به دو جوان يهودي تهراني اشاره ميكند كه به جرگه مجاهدين پيوستند و در استقرار نظام مشروطه در تهران در تابستان 1278 ش. نقش داشتند. اما اين همراهي يهوديان كه تا آن وقت در كمتر جنبش اجتماعي شركت كرده بودند، مستبدين را خوش نيامد و اقدامي را باعث شد كه هنوز هم در كتابهاي تاريخ از جمله كتاب معتبر «انقلاب مشروطه ايران» تاليف ژانت آفاري ميتوان آن را يافت.
قضيه از اين قرار بود كه مستبدين به محله يهوديان در عودلاجان پايين سرچشمه حمله ميكنند و ساكنان يهودي محله را تحت فشار قرار ميدهند كه بايد عليه مشروطه تظاهرات كنند. يهوديان كه چارهاي جز اطاعت نميديدند و از طرف ديگر نميخواستند به عنوان مخالف مشروطه شناخته شوند، شعاري را طراحي كردند كه تا امروز هم در يادها مانده، شعاري كه نه عليه مشروطه باشد و نه آنها را در خطر مواجهه مستقيم با مستبدين قرار دهد: «ما امت موساييم/از قول مسلمونون مشروطه نميخواهيم!»