گروه اجتماعي
عدالت آموزشي سالهاست يكي از مهمترين مطالبات نظام تعليم و تربيت كشور به شمار ميرود؛ مطالبهاي كه تحقق آن، تنها با ساخت مدرسه يا افزايش تعداد كلاسهاي درس ممكن نيست. عدالت آموزشي زماني معنا پيدا ميكند كه كيفيت آموزش، امكانات استاندارد، فناوريهاي نوين، فضاي مناسب يادگيري و معلمان توانمند، بدون توجه به محل زندگي يا شرايط اقتصادي، در اختيار همه دانشآموزان قرار گيرد. آنچه در اين ميان اهميت پيدا ميكند، نگاه دولتها به مقوله آموزش است و اهميت آن در پرورش نسلهاي آينده. شايد در حرف، آموزش از اركان اصلي همه دولتها بوده باشد، اما چيزي كه در عمل ديده ميشود، فقدان مديريت قوي در اين حوزه بوده است. يكي از برنامههاي اصلي دولت چهاردهم، پررنگ كردن بحث آموزش و برنامهريزي در جهت تقويت اين امر در همه اركان آموزشي بود. دانشآموزان، معلمان و مدارس، سه بال اصلي اين حوزه به حساب ميآيند كه در دو سال گذشته، دولت چهاردهم با اجراي همزمان طرحهاي عمراني، ارتقاي كيفيت آموزش، هوشمندسازي مدارس و بهبود وضعيت معلمان، كاهش فاصله ميان مناطق برخوردار و كمتر برخوردار در برنامه توسعه عدالت آموزشي كه از ابتداي دولت در دستور كار قرار گرفته بود، سعي كرد اقداماتي تاثيرگذار در حوزه آموزش انجام بدهد. نهضت توسعه عدالت آموزشي به عنوان يكي از اولويتهاي راهبردي دولت وفاق ملي، با هدف گسترش فرصتهاي برابر آموزشي، ارتقاي پوشش تحصيلي، كاهش بازماندگي از تحصيل و تضمين دسترسي عادلانه دانشآموزان به آموزش باكيفيت، در دستور كار وزارت آموزش و پرورش قرار گرفت. سازمان نوسازي، توسعه و تجهيز مدارس كشور با توجه به مسووليتي كه در اين حوزه دارد، با تكيه بر رويكرد «نهضت توسعه عدالت در فضا و تجهيزات آموزشي و پرورشي با مشاركت مردم» تلاش كرد مدرسهسازي را از يك فعاليت صرفا عمراني به يك حركت ملي، مردمي و تحولآفرين تبديل كند.
توسعه فضاهاي آموزشي و ارتقاي ايمني مدارس
مهمترين ماموريت و اولويت اصلي سازمان نوسازي در اين دوره؛ نهضت توسعه عدالت آموزشي با تمركز بر ساماندهي مدارس كانكسي، مدارس سنگي ناايمن، كلاسهاي پرتراكم، تكميل پروژههاي نيمهتمام، افزايش سرانه آموزشي مناطق كمبرخوردار، توسعه فضاهاي دانشگاه فرهنگيان و پژوهشسراهاي دانشآموزي بوده است. استانداردسازي سامانههاي گرمايشي و سرمايشي، بهسازي محوطه مدارس، اجراي طرح شهيد عجميان براي شادابسازي كلاسهاي درس، توسعه صنعتيسازي ساختمانهاي آموزشي، طراحي مجتمعهاي آموزشي بزرگمقياس، ساماندهي مدارس سنگي و كانكسي، تجهيز مدارس به نيروگاههاي خورشيدي كوچك و توسعه هنرستانهاي فني و حرفهاي از جمله اقدامات شاخص اين دوره بوده است. از ديگر اقدامات انجام شده در اين برنامه، ميتوان به بهرهبرداري از بيش از 4200 فضاي آموزشي، استانداردسازي سامانههاي گرمايشي و سرمايشي بيش از 44 هزار كلاس درس، بهسازي و شادابسازي 157 هزار كلاس درس در طرح شهيد عجميان، تجهيز بيش از 12 هزار مدرسه به نيروگاه خورشيدي، آمادهسازي 1558 مدرسه آسيبديده در جنگ تحميلي سال اخير، افزايش سرانه فضاي آموزشي از 5.45 مترمربع به 5.59 مترمربع اشاره كرد.
فضاي آموزشي استاندارد
نخستين گام عدالت آموزشي
نخستين گام در برقراري عدالت آموزشي، فراهم كردن دسترسي برابر به فضاي آموزشي استاندارد است. بر اساس آنچه در گزارشهاي رسمي وزارت آموزش و پرورش آمده، در آستانه سال تحصيلي جديد، ۲۳۰۰ پروژه آموزشي شامل ۱۳ هزار كلاس درس به بهرهبرداري ميرسد؛ پروژههايي كه در كنار ۲۴۰۰ پروژه و ۱۱ هزار كلاس درس افتتاح شده در سال گذشته، ظرفيت آموزش كشور را به شكل قابل توجهي افزايش دادهاند. در همين راستا استانداردسازي مدارس به يكي از اولويتهاي اصلي تبديل شده است. امسال ۲۴ هزار كلاس درس تحت پوشش طرح استانداردسازي سامانههاي گرمايشي قرار گرفتهاند و همزمان، برنامه بهسازي ۷۶ هزار كلاس درس نيز در حال اجراست. اين اقدامات، در كنار ارتقاي ايمني مدارس، كيفيت محيط آموزشي را در نقاط مختلف كشور به سطحي نزديكتر ميرساند و فاصله امكانات ميان مدارس را كاهش ميدهد.
ايجاد فرصت برابر براي همه مناطق كشور
برنامه توسعه عدالت آموزشي، تنها بر افزايش تعداد مدارس تمركز ندارد، يكي از اهداف آن ايجاد فرصت برابر براي دانشآموزاني است كه در برخي مناطق سالها با كمبود فضاي آموزشي يا تراكم بالاي كلاسها مواجه بودهاند. عدالت آموزشي زماني محقق ميشود كه همه دانشآموزان، فارغ از محل زندگي و شرايط اقتصادي، به فضاي استاندارد، آموزش باكيفيت، فناوريهاي نوين و معلمان توانمند دسترسي برابر داشته باشند. در واقع عدالت آموزشي، تنها به معناي توزيع يكسان امكانات نيست، بلكه به مفهوم ايجاد فرصتهاي برابر براي شكوفايي استعدادهاي همه دانشآموزان است. در كشوري با گستره جغرافيايي، فرهنگي و اقتصادي ايران، تحقق اين هدف مستلزم آن است كه تفاوت محل زندگي يا سطح برخورداري مناطق، مانعي براي دسترسي به آموزش باكيفيت نباشد. از همين رو، سياستهاي آموزشي دولت چهاردهم بر آن بوده تا همزمان با توسعه زيرساختهاي فيزيكي، كيفيت آموزش نيز در سراسر كشور ارتقا يابد. اين رويكرد، عدالت آموزشي را از يك برنامه صرفا عمراني فراتر برده و آن را به مجموعهاي از اقدامات بههمپيوسته تبديل كرده است. ساخت مدارس جديد، كاهش تراكم كلاسهاي درس، استانداردسازي فضاهاي آموزشي، توسعه امكانات ورزشي، گسترش آموزشهاي فناورانه، تقويت زيرساختهاي آموزش مجازي و توانمندسازي معلمان، هر يك بخشي از زنجيرهاي هستند كه در نهايت به ارتقاي كيفيت يادگيري دانشآموزان منتهي ميشود. از سوي ديگر، توجه همزمان به مناطق محروم، روستاها و حاشيه شهرها نشان ميدهد كه هدف، تنها افزايش شاخصهاي آموزشي در سطح ملي نيست، بلكه كاهش فاصله ميان مناطق مختلف كشور نيز در دستور كار قرار دارد. در چنين نگاهي، عدالت آموزشي زماني محقق ميشود كه دانشآموز يك روستاي دورافتاده نيز بتواند از همان امكانات، همان كيفيت آموزشي و همان فرصتهاي يادگيري بهرهمند شود كه در مدارس مناطق برخوردار وجود دارد.
ورزش و فناوري؛ سويه ديگر عدالت آموزشي
بحث عدالت آموزشي، تنها به آموزش رسمي نميپردازد. ايجاد حدود ۶ هزار فضاي ورزشي در شهرها و روستاهاي كشور، نشان از توجه به ابعاد تربيتي، سلامت و نشاط دانشآموزان دارد؛ رويكردي كه تلاش ميكند امكانات آموزشي و ورزشي را به صورت متوازن در اختيار دانشآموزان سراسر كشور قرار بدهد. يكي ديگر از مهمترين جلوههاي عدالت آموزشي در دنياي امروز، دسترسي برابر به فناوري است. در همين راستا، ۵ هزار كلاس درس با جديدترين فناوريهاي آموزشي تجهيز ميشوند؛ كلاسهايي كه به اينترنت، تجهيزات هوشمند، آزمايشگاههاي آموزشي، ابزارهاي مبتني بر هوش مصنوعي و نرمافزارهاي نوين مجهز خواهند شد. همزمان، با اضافه شدن ۱۵۰ سرور جديد به شبكه «شاد» زيرساخت آموزش مجازي نيز تقويت ميشود تا دانشآموزان در سراسر كشور بتوانند با كيفيت بهتري از خدمات آموزشي بهرهمند شوند.
خيرين ۳۰ همت در سال جاري كمك كردند
يكي از مهمترين دلايل تحولات در حوزه توسعه عدالت آموزشي در دولت چهاردهم اما، تغيير الگوي تامين منابع مالي مدرسهسازي از شيوههاي سنتي به مشاركت گسترده اجتماعي و استفاده از ظرفيت قوانين و سامانههاي هوشمند بوده است. تمركز بر مشاركت خيرين مدرسهساز، مولدسازي داراييها، بهرهگيري از مشوقهاي قانوني، توسعه همكاري با بنيادهاي عمومي، دستگاههاي اجرايي، صنايع و بانكها، انعقاد تفاهمنامههاي مشترك و راهاندازي سامانه «بساز مدرسه» از مهمترين اقدامات اين حوزه محسوب ميشود. در واقع گسترش عدالت آموزشي تنها بر دوش دولت نيست. مشاركت گسترده خيرين مدرسهساز نيز به يكي از مهمترين ظرفيتهاي توسعه آموزش تبديل شده است. پيشبيني ميشود ميزان مشاركت خيرين در سال جاري از ۳۰ همت فراتر برود؛ ظرفيتي كه امكان توسعه مدارس و ارتقاي امكانات آموزشي را در بسياري از مناطق كمتر برخوردار فراهم كرده است.
بهبود وضعيت معيشتي فرهنگيان
از برنامههاي عدالتمحور
از سوي ديگر تقويت جايگاه معلمان، بخشي از سياست عدالت آموزشي است؛ كيفيت يادگيري دانشآموزان، بيش از هر چيز به كيفيت آموزش در كلاس درس وابسته است. در اين طرح، همزمان با توسعه زيرساختها، برنامههايي براي بهبود وضعيت معيشتي فرهنگيان نيز اجرا شده است؛ از بهروز شدن پرداخت مطالبات و اجراي فوقالعاده خاص گرفته تا صدور ۳۰۰ هزار حكم رتبهبندي معلمان و افزايش حقوق خدمتگزاران مدارس. در كنار اين احكام، آموزشهاي علوم جديد نيز به معلمان داده ميشود. هوش مصنوعي يكي از مباحثي است كه آموزش آن در اين طرح، هم براي معلمان و هم براي دانشآموزان در نظر گرفته شده است. ۳ ميليون و ۴۰۰ هزار دانشآموز و ۲۰۰ هزار معلم در برنامههاي آموزش هوش مصنوعي مشاركت داشتهاند و ۶۰۰ هزار معلم نيز با شيوههاي نوين تدريس آشنا شدهاند. اين برنامهها، تلاش ميكند فاصله آموزشي ميان مدارس را در حوزه فناوري كاهش بدهد و فرصت يادگيري مهارتهاي آينده را براي همه دانشآموزان فراهم سازد. حركت به سوي هوشمندسازي مدارس، توسعه آموزش هوش مصنوعي و ارتقاي مهارتهاي معلمان نيز در همين چارچوب تعريف ميشود. عدالت در دنياي امروز، تنها به دسترسي به كلاس درس محدود نيست، بلكه به دسترسي برابر به دانش، فناوري و مهارتهاي آينده نيز گره خورده است در كنار توسعه زيرساختها، يكي از مهمترين پيامدهاي اجراي سياست عدالت آموزشي، افزايش سرمايه اجتماعي نظام تعليم و تربيت است. هنگامي كه خانوادهها اطمينان پيدا كنند فرزندانشان صرفنظر از محل سكونت، شرايط اقتصادي يا امكانات منطقهاي، به آموزش باكيفيت و محيطي ايمن دسترسي دارند، اعتماد عمومي به نظام آموزشي نيز تقويت خواهد شد. اين اعتماد، زمينه مشاركت بيشتر مردم، خيرين، نهادهاي محلي و بخش خصوصي را در توسعه آموزش فراهم ميكند و روند ارتقاي كيفيت مدارس را شتاب ميبخشد. همچنين تجربه كشورهاي موفق نشان ميدهد سرمايهگذاري در آموزش، يكي از موثرترين راهكارها براي كاهش نابرابريهاي اجتماعي و افزايش بهرهوري اقتصادي در بلندمدت است. هر اندازه فرصتهاي يادگيري عادلانهتر توزيع شود، امكان شناسايي و شكوفايي استعدادهاي دانشآموزان در سراسر كشور نيز افزايش مييابد و سرمايه انساني توانمندتري براي آينده ايران شكل خواهد گرفت. بر همين اساس، استمرار اين سياستها و ارزيابي مستمر نتايج آنها، ميتواند زمينه تحقق اهداف كلان سند تحول بنيادين آموزش و پرورش را بيش از گذشته فراهم سازد. تداوم نوسازي مدارس، توسعه عدالت فناورانه، ارتقاي مهارتهاي حرفهاي معلمان و تقويت مشاركت مردمي، مجموعه اقداماتي است كه در كنار يكديگر، نظام آموزشي را به سمت كيفيت، كارآمدي و برابري بيشتر هدايت خواهد كرد. در چنين مسيري، عدالت آموزشي نهتنها يك سياست اجرايي، بلكه زيربناي توسعه پايدار، انسجام اجتماعي و پيشرفت همهجانبه كشور خواهد بود.
ارتقاي سرمايه انساني؛ اولويت برنامه توسعه
سازمان نوسازي مدارس در كنار توسعه زيرساختهاي آموزشي، ارتقاي سرمايه انساني را نيز در اولويت قرار داده است. حفظ امنيت شغلي مهندسان، توسعه آموزشهاي تخصصي، افزايش اختيارات استانها، بهبود خدمات رفاهي، تقويت بيمههاي درماني، اجراي برنامههاي سلامت اداري، توسعه باشگاههاي فرهنگي و ورزشي، برگزاري اردوهاي خانوادگي و تخصصي، ايجاد سامانه ارتباط مستقيم كاركنان با رييس سازمان و توسعه شبكههاي ارتباطي داخلي، از مهمترين اقدامات انجام شده در اين بخش است. اين اقدامات در كنار تقويت اخلاق حرفهاي و سلامت اداري، زمينه افزايش انگيزه، همدلي و بهرهوري كاركنان را فراهم كرده است. از محورهاي هدفگذاري شده در نهضت مدرسهسازي ميتوان به موارد زير اشاره كرد؛ ساماندهي مدارس كانكسي مستقل بالاي 10 دانشآموز، ساماندهي مدارس سنگي ناايمن، ساماندهي كلاسهاي با تراكم بالاي 35 نفر، ساماندهي و تامين فضاهاي آموزشي و پرورشي مورد نياز در مساكن مهر و نهضت ملي، تكميل پروژههاي نيمهتمام آموزشي، تربيتي و ورزشي، افزايش سرانه فضاهاي آموزشي در مناطق با سرانه كمتر از 3 مترمربع، تخريب و بازسازي و مقاومسازي مدارس فرسوده، بهبود سرانه فضاي دانشگاه فرهنگيان، توسعه پژوهشسراهاي دانشآموزي و تقويت تجهيزات (آموزشي و كمك آموزشي) مدارس.
مديريت بحران و مدرسهسازي در شرايط جنگي
خدمات برنامه توسعه عدالتمحور كه در سازمان نوسازي و ديگر زيرمجموعههاي وزارتخانه آموزش و پرورش انجام ميشد، در زمان بحراني چون جنگ شكل ديگري به خود گرفت. اين سازمان توانست با حفظ تداوم ماموريتهاي ملي در شرايط بحراني سال 1404 ادامه خدمات خود را پيش ببرد و بحران پيشآمده در حوزه آموزش را مديريت كند. در حالي كه بخشي عمدهاي از ظرفيتهاي اجرايي كشور درگير مديريت بحران بود، اين سازمان با اتخاذ رويكرد «مديريت فرصتآفرين در بحران» اجازه نداد روند خدمترساني، ساخت مدارس و اجراي پروژههاي آموزشي متوقف شود. در اين دوره، علاوه بر استمرار عمليات اجرايي پروژههاي عمراني، برنامهريزي ويژهاي براي بازنگري دستورالعملها، تدوين چارچوبهاي جديد مديريت پروژه در شرايط اضطراري، افزايش آمادگي استانها براي تداوم فعاليتها و حفظ ايمني پروژههاي آموزشي انجام شد. همچنين سازوكارهاي نظارتي و مديريتي متناسب با شرايط جنگي بازنگري شد تا اجراي طرحهاي ملي مدرسهسازي با حداقل وقفه ادامه يابد. سازمان نوسازي با تشكيل جلسات مستمر مديريتي، پايش روزانه پروژهها، تقويت هماهنگي ميان ستاد و ادارات كل استانها و بهرهگيري از ظرفيت نهادهاي همكار، توانست ضمن حفظ روند اجراي پروژهها، آمادگي لازم براي پاسخگويي به شرايط خاص و نيازهاي احتمالي حوزه آموزش را نيز فراهم آورد. از ديگر اقدامات اين دوره، بازنگري الزامات پدافند غيرعامل در طراحي و بهرهبرداري از فضاهاي آموزشي، توجه به افزايش تابآوري زيرساختهاي آموزشي، مطالعه و پيشبيني تمهيدات لازم براي استمرار آموزش در شرايط اضطراري و تقويت هماهنگي با دستگاههاي مسوول در مديريت بحران بود. اين اقدامات، گامي مهم در جهت ارتقاي امنيت، تابآوري و آمادگي زيرساختهاي آموزشي كشور در برابر مخاطرات و بحرانهاي احتمالي محسوب ميشود.
آموزش در روزهاي جنگ متوقف نشد
آموزشهاي آنلاين، با استفاده از ظرفيت شبكه شاد و بستههاي آموزشي آفلاين، از مواردي بود كه اين مجموعه توانست در شرايط جنگي، آموزش را ادامه دهد و سال تحصيلي را در زمان خود به پايان برساند. همچنين بيش از ۸ هزار مدرسه براي اسكان و ارائه خدمات پشتيباني به خانوادهها در اين زمان در نظر گرفته شده بود. از سوي ديگر توانست امتحانات نهايي خرداد ماه را با وجود نقض آتشبس برگزار كند. مجموعه آموزش و پرورش توانست سرانه فضاهاي آموزشي را از ۵، ۴۵ به ۵، ۵۹ مترمربع افزايش بدهد. حدود ۵۰ هزار كلاس درس را با مشاركت خيرين مدرسهساز استانداردسازي كند و اعتباري بالغ بر ۵۰ هزار ميليارد تومان براي توسعه فضاهاي آموزشي در نظر بگيرد. حدود 1500 واحد آموزشي آسيبديده در جريان جنگ 40 روزه بازسازي شدند و با كمك خيرين مدرسهساز به چرخه آموزش بازگشتند. همچنين ۱۱ هزار و ۵۰۰ كلاس درس به فناوريهاي روز جهان با هدف اصلاح روشهاي آموزشي تجهيز شدند. ۱۴۰۰ مدرسه نيز از محل ظرفيت مسووليتهاي اجتماعي با هدف كمك به جبران ناترازي انرژي به پنلهاي خورشيدي تجهيز شدند.
رشد 47 درصدي بودجه آموزش و پرورش
از سوي ديگر در سختترين شرايط مالي كشور در ۴۶ سال اخير بودجه آموزشوپرورش رشد ۴۷ درصدي داشته است. از اين رو توانسته بيش از ۴۰ مورد از مطالبات معوقه معلمان و حدود ۸۰ همت بدهي و مطالبات معوقه فرهنگيان را تسويه كند. كاهش نرخ بازماندگي از تحصيل و افزايش نرخ پوشش تحصيلي به بيش از ۹۰ درصد، فراهم كردن دسترسي دانشآموزان به فوقبرنامههاي آموزشي در مناطق محروم با كمك پويش جهاد علمي مدرسه البرز، توسعه و تقويت مدارس عشايري و توسعه هنرستانهاي فني و حرفهاي، توسعه و تقويت مدارس استعدادهاي درخشان در مناطق محروم، با هدف فراهم كردن فرصتهاي برابر براي شناسايي و پرورش استعدادهاي دانشآموزي، توانمندسازي معلمان و اصلاح فرآيندهاي آموزشي بر اساس چارچوب نقشه تحول، توانمندسازي حدود ۹۰ درصد معلمان دوره آموزش ابتدايي و متوسطه و تقويت سرمايه انساني به عنوان يكي از محورهاي اصلي تحول در آموزش و پرورش، توسعه آموزشهاي مهارتي و آموزش هوش مصنوعي براي حدود ۳ ميليون و ۴۰۰ هزار دانشآموز و ۲۰۰ هزار معلم، شناسايي، غربالگري و پايش آسيبهاي اجتماعي بيش از ۳ ميليون دانشآموز، رفع چالشهاي دانشگاه فرهنگيان در حوزههاي فضا، تجهيزات و نيروي انساني، پيگيري رفع نيازها و تقويت زيرساختهاي دانشگاه فرهنگيان به عنوان يكي از مهمترين اركان تربيت معلم و تامين نيروي انساني مورد نياز آموزش و پرورش، پيگيري بهبود وضعيت معيشتي فرهنگيان و كاهش فاصله ميان دريافتي كاركنان آموزش و پرورش با ساير كاركنان دولت، تامين اعتبار ۵۰۰ ميليارد توماني براي توسعه و تجهيز مراكز درماني فرهنگيان از محل منابع داخلي وزارت آموزشوپرورش، اتصال بيش از ۴۴۰۰مدرسه به فيبر نوري براي بهبود دسترسي به اينترنت پرسرعت، انعقاد تفاهمنامه ۲هزار ميليارد توماني با ستاد اجرايي فرمان امام با هدف بهبود فضاهاي آموزشي در مناطق كمبرخوردار و ساخت مجتمعهاي محلهمحور و توانمندسازي معلمان مدارس دولتي در مناطق محروم و بهينهسازي بيش از ۸۵۰۰ فضاي بهداشتي مدارس در دو سال اخير بخشهاي ديگري از اقدامات اين وزارتخانه بود. جذب ۵۴,۷۵۶ نفر از بازماندگان به چرخه آموزش (رشد ۱۴۷ برابري نسبت به سال قبل) با وجود رشد ۲.۲۵ درصدي جمعيت لازمالتعليم، نرخ بازماندگي نهايي از ۱۰.۴۵ درصد به ۹.۹۰ درصد كاهش يافته است، كاهش ۱۴.۲ درصدي كلاسهاي بالاي ۳۵ نفر (۲,۸۰۱ كلاس)، افزايش ۰.۹۳ درصدي سهم هنرجويان پايه دهم به ۴۷.۳۵ درصد (بهبود نسبت جمعيت هنرجويي در نسل جديد)، افزايش ۱.۶۱ درصدي سهم رشته رياضي در پايه دهم به ۲۰.۰۷ درصد (حركت به سمت توزيع متوازن در نسل آتي)، شناسايي ۸۴۹,۲۵۲ نفر بازمانده از تحصيل، بررسي و تحليل علل بازماندگي براي ۵۹,۷۶۶ نفر و بازگشت ۲,۲۲۹ نفر در دوره اول. قابل ذكر است پنج استان بحراني (سيستان و بلوچستان، خراسان رضوي، خوزستان، آذربايجان غربي و گلستان) همچنان ۴۲ درصد از كل بازماندگان كشور را در خود جاي دادهاند. انتظار ميرود با تخصيص 70 درصد بودجه جذب به اين استانهاي بحراني و پيگيريهاي ميداني و فرابخشي، موانع ثبتنام سريعتر مرتفع شود.