بررسي دلايل كسب نتايج ضعيف جوانان كشتي در رقابتهاي جهاني با محسن كاوه
اين جوانها با اين نمايش پشتوانه خوبي نيستند
روزبه دلاور
تيم ملي كشتي آزاد در حالي به رقابتهاي خود در مسابقات جهاني پايان داد كه براي نخستينبار در 10 سال گذشته نتوانست روي سكوي جهاني برود. اين عملكرد دور از انتظار موجي از انتقادات را برانگيخت و نگاهها را متوجه ضعفهاي فني و رواني در اردوگاه تيم ملي كرد. در واكاوي اين شكست تلخ، پاي صحبتهاي محسن كاوه سرمربي اسبق تيم ملي و كارشناس سرشناس كشتي نشستيم. كاوه معتقد است مشكل فراتر از مسائل تاكتيكي است. او با صراحت ميگويد كه بچههاي ما اصلا كشتي نگرفتند و اين فقدان جنگندگي و اراده كافي براي پيروزي عامل اصلي فروريختن روياهاي ملي پوشان روي تشكهاي جهاني بود.
امسال در رقابتهاي جوانان جهان روي سكو نرفتيم. اين اتفاق افت مقطعي است يا زنگ خطر براي پشتوانهسازي تيم ملي بزرگسالان؟
اگر قرار است بزرگسالان خوبي داشته باشيم بايد در جوانان خودش را نشان بدهد و اگر جوانان خوبي نداشته باشيم نميتوانند خودشان را در بزرگسالان در قالب قهرماني جهان نشان بدهند. نه فقط امسال بلكه پارسال هم همين طور بود يعني ما امسال هم دوباره چهارم شديم. بايد فكري كرد و اتاق فكر فدراسيون تغييراتي نسبت به سال قبل بدهد و ببيند با آن تغييرات عملكردمان بهتر شده يا بدتر شده است. چيزي كه مهم است ما حتما بايد به فكر باشيم و اگر به فكر پشتوانه خوب نباشيم مطمئنا در بزرگسالان به مشكل ميخوريم.
به لحاظ تكنيك، تاكتيك يا آمادگي جسماني بيشترين ضعف بچههارا در كدام بخش ديديد؟
كلا بچههاي ما خوب كشتي گرفتن را درونشان نديديم. پنج، شش حلقهاي كه بايد در كشتيگيران باشد بين بچهها كم ديدم. بحث روحي رواني، تكنيكي، مديريت كشتي، بچههاي ما خوب نبودند. درست كه رده جوانان هستند اما همين جوان ما بايد جرقهاي بزند. مثلا كشتيگيرهاي ژاپن و امريكا و چند تا روسي خيلي فكورانه كشتي گرفتند. در قالب كشتي بزرگسالان كشتي ميگرفتند. اين توقع از بچههاي ما ميرفت كه وقتي در حال كشتي گرفتن هستند آن توانايي كشتي بزرگسالان را داشته باشند تا بعد بتوانند در خدمت تيم بزرگسالان باشند و مدالهاي خوشرنگ كسب كنند. اين موضوع در تيم ما كمرنگ بود. البته وقتي بچهها خوب كشتي نميگيرند فقط دليلش يك مورد نيست و چند مورد ديگر هم دست به دست ميدهد. اين را بگويم كل تيم ما اين طور بود؛ حتي سينا خليلي كه قهرمان شد و عضو تيم ملي بزرگسالان ما هست، ديديم كه در تايم دوم به مشكل خورده بود. دقيقه اول كشتيگير آذربايجاني چند امتياز گرفت اما از دقيقه دو تا شش كشتياش هيچ پوئني نگرفت و سه تا پوئن داد. اين مدل براي كشتيگيري مثل سينا خليلي كه قرار است براي بزرگسالان كشتي بگيرد و توانايي كسب مدال براي بزرگسالان هم دارد، باعث ميشود با مشكل مواجه شود. شايد بگوييم رقبا را دستكم گرفته بود.
انتخاب نفرات يا برنامهريزيها در اردوهاي سطح پايه چطور بود؟
شش هفته اردو داشتند و به لحاظ اردويي مشكلي نداشتند و در دو، سه اردوي آخرشان با بزرگسالان بود. بعد از اينكه تيم ايران در مسابقات آسيايي دوم شد در فدراسيون تصميماتي گرفته شد و يكسري مربيان كنار رفتند و يك سري مربيان جديد آمدند و يك سري كشتيگيرها را كنار گذاشتند و جديد وارد كردند تا نتايج بهتري بگيرند ما يك سري فراز و نشيبهاي اينچنيني داشتيم. بايد اين طور فكر كنيم كه آيا بعد از آسيايي تغييراتي كه ايجاد كرديم وضعيت بهتر شد يا نه يا مثلا در كادر فني، كمكها را كه عوض كردند آيا به نفع شد يا هيچ تغييري نشد يا خود كشتيگيرهايي كه عوض كردند و چند تا ديگر را بردند به غير از بحث سينا خليلي و ابوالفضل رحماني كه اصلا در جوانان كشتي نگرفتند و از بزرگسالان وارد شدند اما اين تغييرات به نفع تيم شد يا نه. من فكر ميكنم به لحاظ آماري برويم ببينيم بچههاي ما چند تا زير گرفتند؟ در دفاع چقدر موفق بودند؟ در خاك چطور؟ چه در دفاع و چه در حمله بايد رو بياوريم به كشتي گرفتن. الان كشتي گرفتن در كشتي ما در حال گم شدن است. بچههاي ما فن و بندهاي كشتي را كم دارند يا كم به آن ميپردازند. فكر ميكنم نحوه كشتي ما و برنامههاي كشتي بايد تغيير كند. البته دوستان در انديشكده هستند و هزينه زيادي هم ميشود اما آيا كمكي به ارتقاي جوانها كردند؟ هماهنگ هستند يا نه اصلا در انستيتو مشاوره ميدهند؟ بايد باشگاههايمان هم وضعيت خود را بهتر كنند. حرف زياد است اما در اسلووني حقيقتا بچههاي ما خوب كشتي نگرفتند و بايد به حال آن فكر كنيم چرا كه اين بچهها بايد پشتوانه بزرگسالان شوند اما با اين پشتوانهها در آينده به مشكل خواهيم خورد.
وضعيت رقباي اصلي ايران چطور بود؟
روسها پس از اينكه شرايط تيمي برايشان مهيا شد بهتر شدند و مطمئنا در يكي، دو سال آينده بهتر هم ميشوند. ژاپنيها نسبت به گذشته كه در اوزان پايين مثل اول و دوم و سوم كشتيگيرهاي خوبي داشتند اما الان در ۹۲ و ۹۷ هم خوب شدند و به لحاظ كيفيتي هم كشتيگيرهاي خوبي دارند. خيلي جالب بود چون مثلا در اوزان پايينشان در سطح جوانان مدال ميگيرند ميبينيم كه بزرگسالانشان هم مدال بگير هستند اين يك رقابت خوب بين بزرگسالان آنهاست. در كنار اين تيمها، امريكاييها در جوانان مخصوصا امسال خيلي قابل بودند و اگر اشتباه نكنم هر ده تاي آنها مدال گرفتند. يك كار تيمي كردند. اين نحوه مبارزه تصور غلط در ذهن ما ايراني كه ميگويد امريكاييها فقط آمادگي جسماني دارند را تعويض كرد. آنها كشتي تكنيكي ميگيرند. اگر بخواهيم آمار در بياوريم شايد ده نفرشان در كشتيهاي مختلف بالاي بيست تا زير گرفتند. آنها واقعا تكنيكي كشتي ميگيرند اما ما به اشتباه تفسير ميكنيم آنها آمادگي بدني بالايي دارند. آنها تا لحظه آخر جنگيدند كاري كه متاسفانه رحماني انجام نداد اينها را بايد مورد بررسي قرار داد.
صحبت خاصي مانده؟
اميدوارم و همه ما خواهان اين هستيم كه كشتي خوب شود. انشاءالله در بازيهاي آينده براي بزرگسالان چه در آسيايي و چه در جهاني درخشش خوبي داشته باشند و انگيزه خوبي براي جوانها باشند و دنباله رو آنها شوند.