آبيپوشان در قامت يك تيم واقعي
قيام بيستارهها
آغاز فصل بيست و ششم ليگ برتر براي هواداران استقلال بيشتر به يك معجزه تاكتيكي شباهت داشته است. آبيپوشان پايتخت در حالي پا به مسابقات گذاشتند كه اخبار پيرامون باشگاه بيش از آنكه فوتبالي باشد رنگ و بوي بحران و حاشيه داشت. بسته بودن پنجره نقل و انتقالات، بلاتكليفيهاي مديريتي و فشارهاي رسانهاي بسياري را بر آن داشت كه استقلال مدل سهراب بختياريزاده را تيمي از پيش باخته بدانند. اما آنچه در زمين مسابقه رخ داد روايت ديگري را براي فوتبالدوستان رقم زد. سه پيروزي پياپي در سه هفته ابتدايي با سه كلينشيت آن هم در شرايطي كه دست كادر فني براي تقويت تيم بسته بود، نشاندهنده يك تغيير پارادايم اساسي در ساختار اين تيم است. اگرچه منتقدان هميشه در صحنه دو پيروزي ابتدايي را به ضعفِ حريفان گمنام و تازه وارد نسبت ميدادند، اما آزمون بزرگ در هفته سوم مقابل سپاهان قدرتمند فرا رسيد. سپاهان تيمي كه همواره يكي از مدعيان اصلي قهرماني است و هفته قبل هم به تراكتور باخته بود و فرصتي براي اشتباه نداشت در برابر استقلالي قرار گرفت كه نه ستارهاي با قيمتهاي نجومي داشت و نه نيمكتي پرمهره، اما آنچه در ورزشگاه به نمايش درآمد يك تيم به معناي واقعي كلمه بود. نكته كليدي در موفقيت كنوني استقلال عبور از ستارهمحوري است. در سالهاي گذشته استقلال اغلب متكي به درخشش انفرادي يك يا دو بازيكن خاص بود كه با رفتن آنها ساختار تيمي فرو ميپاشيد. اما شاگردان بختياريزاده نشان دادند كه ديسيپلين تيمي و تعهد جمعي ميتواند جاي خالي خريدهاي بزرگ را پر كند. سهراب بختياريزاده موفق شده است اتحاد تاكتيكي نادري را در تيم ايجاد كند، بازيكناني كه براي يكديگر ميجنگند و دوندگي بيامان آنها كمبودهاي احتمالي تكنيكي را پوشش داده است. در ديدار مقابل سپاهان ما شاهد يك استقلال كوبنده، جسور و با برنامه بوديم كه بدون توجه به نام حريف براي ديكته كردن خواستههاي خود به ميدان آمد. پيروزي قاطع مقابل سپاهان يك پيام مهم براي رقباي ليگ برتري داشت كه استقلال بيست و ششم تيمي نيست كه با مشكلات ساختاري به زانو درآيد. اين شروع توفاني نه تنها دهان منتقدان را بسته، بلكه اعتمادبهنفس ازدست رفته را به سكوهاي آبي بازگردانده است. البته راه تا پايان فصل طولاني است و مديريت اين انرژي و حفظ اين روند در شرايطي كه مشكلات باشگاه همچنان پابرجاست، چالش اصلي كادر فني خواهد بود با اين حال آنچه تا بدين جاي كار رقم خورده، كلاس درسي از مديريت بحران در مستطيل سبز است. بختياريزاده ثابت كرد كه فوتبال بيش از آنكه بازي مربوط به مهرههاي گرانقيمت يا ستارههاي كاغذي باشد، بازي ذهنهاي هماهنگ است. هواداران استقلال حالا حق دارند به تيمي افتخار كنند كه فارغ از تمام حواشي بيرون زمين در داخل خطوط سفيد با جان و دل براي پيراهن ميجنگد. اين شروع نويدبخش فصلي است كه شايد در آن، استقلال نه با تكيه بر ستارهها، بلكه با تكيه بر نام بزرگ استقلال و اتحاد كمنظيرش دوباره به قلههاي موفقيت بازگردد.