آري به دستمزد صد ميلياردي، نه به مسووليتپذيري
چه فشاري تحمل ميكني آقاي خليلزاده؟
علي ولياللهي
شجاع خليلزاده در جمع خبرنگاران پس از بازي تراكتور مقابل شمس آذر گفت كه از دو سال پيش مدام فحاشي ناموسي شنيده است. او سپس اعلام كرد: تمام اين فحاشيها نثار خانواده عادل فردوسيپور!
به گزارش روزنامه اعتماد، شجاع خليلزاده معتقد است به دليل پرداختن برنامه عادل فردوسيپور به ماجراي بياحترامي او به هواداران در ماجراي «كشاله» فضا عليهش منفي شده و هواداران به او فحش دادهاند. بنابراين تمام فحاشيها را نثار نه خود عادل كه خانوادهاش كرد. شجاع پس از تساوي تيمش مقابل شمسآذر رو به خبرنگاران گفت: مطلبي را بايد اينجا مطرح كنم. در مورد برنامه فوتبال 360 و شخص عادل فردوسيپور. من دو سال است كه فحش ناموس و زن و بچه خوردم. خودم را كنترل كردم. اينقدر فشار روي من بوده است. اينقدر تحت فشار بودم كه حتي ميخواستم خداحافظي كنم. از همين جا تمام آن فحاشيها نثار خانواده عادل.
فارغ از بيادبي زننده اين جملات و پرداختن به اين موضوع كه آيا اساسا فحاشيهاي صورت گرفته ربطي به عادل داشته يا نه، چراكه شجاع مدتهاست از ماجراي لوگوبوسي تا آن پست اينستاگرامي خطاب به هواداران درگير حواشي بيپايان بوده و بسياري از اين حواشي اصلا ربطي به عادل يا هيچ كس ديگري نداشته است. شجاع از چند سال پيش مسير تقابل و تنش را با رسانهها، هواداران و برخي رقبا آغاز كرده و تبعاتش را هم ديده است. اما نكته ظريفي در صحبتهاي شجاع وجود داشت كه جاي بحث دارد.
شجاع تاكيد كرد اين واكنش عصبي يعني حواله دادن فحاشيها به خانواده ديگري به خاطر «فشار زيادي كه رويش وجود دارد» صورت گرفته است. در مورد اين مساله بايد گفت هيچ شكي وجود ندارد كه بازيكنان فوتبال به دليل انتظارات هواداران و پرداختن رسانهها و در كل بزرگ بودن صنعت اين رشته ورزشي تحت فشار قرار دارند. با اين حال خوب است در اين رابطه به يكي از مصاحبههاي جالب لوئيز انريكه، سرمربي پاريسنژرمن قهرمان دو دوره متوالي ليگ قهرمانان اروپا اشاره كنيم.
انريكه در كنفرانس خبري يكي از بازيهاي حساس اروپايي تيمش در پاسخ به سوال يك خبرنگار كه پرسيد آيا فشاري احساس ميكني؟ گفت: فشار روي كسي است كه بايد شش يا هفت روز در هفته كار كند، ساعت 6 صبح از خواب بيدار شود و با اين وجود مطمئن نيست شب چيزي براي خوردن خواهد داشت.
اين نوشته نميخواهد بحث را به دوگانه دارا و ندار بكشاند، اما وقتي در مورد فشار روي يك فرد صحبت ميكنيم بايد بدانيم دقيقا منظور چيست و چطور قرار است با آن مواجه شد.
در درجه اول جمله لوئيز انريكه بسيار درست و عميق است. با احترام به رنج و فشار تمام آدمها و اعتراف به اين نكته كه هر كس بنا بر ظرفيت خودش مشكلات را حمل ميكند، در منظر عموم بين كسي كه كفش گرانقيمتش را گم كرده با كسي كه اعضاي خانوادهاش را از دست داده، فرق است و اين تمايزگذاري نه صرفا بحثي احساسي كه مبتني بر نوعي از عقلانيت است.
يك فوتباليست ميتواند همانطور كه ذكر شد از انتظار ميليونها نفر آدم و اثرگذاري فوتبال حرف بزند. يك بازيكن ملي ميتواند مدعي شود مردم يك كشور گاهي تمام اميدشان را به نتايج تيم ملي گره ميزنند و چه چيزي سنگينتر از دوخته شدن چشم ميليونها هموطن به ساق پاي يك آدم؟ اين حرف درستي است. در عين حال نبايد فراموش كرد كه در اين مورد ما با پديده تناسب فشار و دستمزد مواجهيم. بنابراين ميرسيم به قسمت دوم حرف لوئيز انريكه كه گفت فشار را كسي تحمل ميكند كه هر روز از 6 صبح كار ميكند، «اما مطمئن نيست شب چيزي براي خوردن خواهد داشت».
يك فوتباليست - خدا را شكر- در هر پوزيشني به اندازه فشاري كه قرار است تحمل كند، دستمزد ميگيرد. اگر بازيكني در تيمي محلي با هواداران اندك بازي ميكند و دستمزد كمي دارد به همان اندازه فشار كمتري تحمل ميكند، چون انتظارات پايين است. اگر بازيكني در رئال مادريد توپ ميزند و با هواداران چند صد ميليوني در سطح دنيا طرف است كه فقط برد ميخواهند و قهرماني به همان اندازه دستمزدي نجومي دريافت ميكند؛ مثلا 50 ميليون دلار در سال!
از اين منظر آنچه شجاع خليلزاده ميگويد قابل نقد است. هيچ كس منكر فشار روي شجاع نيست. در تيم ملي و باشگاه تراكتور و پيش از آن در پرسپوليس روي اين بازيكن فشار زيادي وجود داشته است، اما شجاع به همان اندازه از مواهب بودن در چنين پوزيشني كه يكي از تبعاتش فشار زياد بوده، بهرهمند شده. سطح زندگي لاكچري و نداشتن دغدغه مالي تنها يكي از مزاياي بودن در چنين جايگاهي است كه نوش جانش.
با اين حال شجاع و ساير فوتباليستها يك نكته مهم را فراموش ميكنند يا عمدا از آن غافل ميشوند. آن هم مسووليتپذيري بودن در جايگاه يك فوتباليست سرشناس است. فوتباليستهاي امروز كه ميگويند فشار روي ما زياد است و به خاطر همين فلان اشتباه را انجام داديم يا فلان حرف را زديم يادشان ميرود كه سلبريتي بودن مخلفاتي دارد كه قابل تفكيك نيست. فوتباليست امروزي به 100 ميليارد دستمزد بله ميگويد، اما به فشار نه! به شهرت و محبوبيت بله ميگويد، اما به مسووليت آن جايگاه نه! به داشتن زندگي مرفه و بيدغدغه بله ميگويد، اما به خويشتنداري و مدارا با هواداران كه اغلب از قشر تحت فشار جامعه هستند نه! اين همان جايي است كه بازيكن بايد بايستد و متوجه جايگاه خود بشود. وقتي ميگويد فشار روي من است بايد بداند، اين فشار نتيجه محتوم و طبيعي قرار داشتن در آن پوزيشن است و بايد خودش آن را مديريت كند. هيچ كس فحاشي ناموسي در ورزشگاهها را با هر بهانهاي كه باشد، توجيه نميكند. با اين حال وظيفه بازيكني كه مزاياي فوتباليست معروف بودن را چشيده قطعا خويشتنداري است نه كشاله نشان دادن و تخس كردن فحاشيها بين هواداران و خبرنگاران و ديگران.