• 1405 شنبه 14 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6409 -
  • 1405 شنبه 14 شهريور

در جست‌وجوي حيات و سرزندگي شهري

ترانه يلدا

هميشه فيلم پياده‌روهاي خيابان‌هاي شلوغ در مركز شهرهاي دور دنيا را كه مي‌بينم، كلي حسرت مي‌خورم كه چرا ما نداريم؟ اما بعد وقتي جمعه شب با خانواده كوچكم مي‌رويم در پاركي پيك‌نيك كنيم و مي‌بينم چهار جوان كم سن و سال دارند موسيقي مي‌نوازند و پشت بلندگو مي‌خوانند و مردم به شادي دورشان جمع شده‌اند و بچه‌هاي دبستاني قشنگ مي‌رقصند، فكر مي‌كنم ما هم داريم و ما هم بلديم... و بايد خيابان‌هايمان را هم از آنِ خود بدانيم... و دلم كمي آرام مي‌گيرد. اين روزها در فضاي مجازي با دوستان در تب و تاب بحث‌هاي مربوط به فضاهاي عمومي شهري و چگونه آوردن سرزندگي و نشاط به آنها بوده‌ايم. از ميدان هفت‌تير تا هفت‌حوض، از مجيديه تا نازي‌آباد و از لاله‌زار تا تجريش و بازارچه بالاي پارك لاله و... تئوري‌ هم گفتند دوستان. اينكه فضاهاي شهري بايد خصلت «فضاي عمومي» پيدا كنند و براي آن طراحي بشود. خود اين فضاها هم بايد «حوزه عمومي» باشند، يعني اجازه استفاده از فضا به عنوان فضاي عمومي براي همه شهروندان وجود داشته باشد. به فكر نوروزگاه‌هاي چند سال پيش و كنسرت‌هاي دوستان شهرداري منطقه 12 در سال‌هاي آخر قرن گذشته مي‌افتادم كه در خرابه‌هاي برازجان و ميدان مشق در ميانه سنگفرش و درختان با صفاي وزارت امور خارجه چه دلچسب بود و هزاران نفر شهروند تهراني را به رايگان دور هم جمع مي‌كرد و با خود مي‌گفتم اين قرن ديگر حتما با گشايش‌هايي همراه خواهد بود. در بسياري شهرهاي دنيا از چين و هند تا اروپا و امريكاي جنوبي حيات شهري با برنامه يا به صورت خودانگيخته كنار خيابان خودنمايي مي‌كند. در همين پارك شهر زيباي شمال سنگلج- كه وقتي از خيابان پا به درونش مي‌‌گذاري درجه حرارت ناگهان 5 درجه كمتر مي‌شود- نوجوانان پسر با موزيك رپ با صداي بلند در كنار هم خوشند. خانواده‌ها هم مادربزرگ‌ها را وسط زيرانداز مي‌نشانند و چاي دستشان مي‌دهند. آنها هم آوازكي مي‌خوانند و به اعتراض من در مورد آتش منقل كباب مي‌خندند و چاي تعارف مي‌كنند. حيف كه اين سرخوشي در پارك‌ها و خيابان‌ها ادامه پيدا نمي‌كند... و مردم كمتر در پياده‌روها احساس امنيت مي‌كنند... شايد به خاطر موتوري‌هاي خلافكار. البته در نقاط نادري مانند لاله‌زار يا پل تجريش هم گاهي صداي ويولن و آكاردئون برپاست. 
واضح است كه طراحي شهري مناسب ميادين، پياده‌روها و پياده‌راه‌ها يا پلازاهايي مانند پيشخوان باغ فردوس براي مكث مردم توسط شهرداري‌ها و نيز آزاد گذاشتن عموم براي جمع شدن در اين فضاهاي باز شهري آن‌طور كه خودشان مي‌خواهند...، به مهر و صفاي محيط خواهد افزود. حسين صمديان، معمار در اين‌ باره نوشت: «مثلا در شهر اصفهان، محله جلفا، خيابان كليساي وانك و كوچه‌هاي منشعب از آن، متاثر از يك طرح و فضاي برنامه‌ريزي شده عمومي در شهر با كاركرد حتي فرامنطقه‌اي است كه خصوصيات يك فضاي عمومي موفق و كاربردي را داراست. شكل و شمايل آن خيابان و كوچه‌هاي اطراف با بقيه جاها اندكي متفاوت است. براي كف معبر از سنگفرشي استفاده شده كه پياده و سواره لذت مي‌برند و از روي آن رد مي‌شوند و در عين حال هر دو متوجه تفاوت آن معبر با يك معبر معمولي شهري مي‌شوند و به جزييات فضا بيشتر دقت مي‌كنند. تابلوهاي راهنما به‌طور مناسبي در معرض ديد قرار دارند، فضاهايي جهت تردد و در بعضي قسمت‌ها فضاي مكث و نشستن طراحي شده است. ميدانچه‌اي هم در آن محدوده طراحي شده است. مصالح مورد استفاده براي در و ديوار اماكن همجوار كليسا و محدوده اطراف نيز درست گزينش شده و نظافت به خوبي رعايت مي‌شود. جلوتر در انتهاي كوچه‌ها، محل‌هايي به عنوان پاركينگ تعبيه شده. جاي سطل زباله مشخص است و كاربري‌هاي جذاب و چشم‌نواز معمولا در آن محدوده بيشتر به چشم مي‌آيد.» صمديان مي‌افزايد: ديده شدن انواع مخاطبان و نيازهايشان در طرح‌هاي مداخله شهري به موفقيت هر چه بيشتر پروژه‌هاي طراحي شهري كمك شاياني خواهد كرد. 
اصولا شهرهاي ما زندگي شبانه يا آنچه در دنيا Night Life ناميده مي‌شود، ندارند. يعني غير از مراسم مذهبي كه اتفاقا خيلي خوب برگزار مي‌شوند، ايونت يا برنامه مردمي ديگري شب‌ها در شهر نيست. اما مردم ما بيرون مي‌آيند و جمعه‌ شب‌ها ماشين در خيابان‌ها موج مي‌زند. زهرا نژادبهرام، نويسنده شهري برجسته در يادداشت هفته گذشته‌اش نوشته: «حدود ساعت 4 صبح در تهران براي استقبال از مسافري بايد به ترمينال مراجعه مي‌كردم شلوغي خيابان‌ها و تردد ماشين‌ها برايم عجيب بود! حدود 12 شب از جايي برمي‌گشتم، باز با شلوغي خيابان‌ها و تردد بسيار روبه‌رو شدم! از كنار چند كافه عبور كردم حضور مردم برايم در آن ساعت شب جالب بود! اينها بخشي از زندگي در اين شهر است. پس نگاهي دوباره به شاخص‌هاي استاندارد سرزندگي شهري حداقل در تهران امري الزامي است. كيفيت و سرزندگي شهري وابسته به ميزان مشاركت گروه‌هاي مختلف در شبكه‌هاي گوناگون ارتباطي است و پيش از آنكه محصول فرم كالبدي باشد، نتيجه توزيع عادلانه‌تر قدرت در فرآيند توليد و مديريت فضاست و هر چه گروه‌هاي متنوع اجتماعي امكان بيشتري براي حضور، مشاركت و اثرگذاري در عرصه عمومي داشته باشند، فضا نيز از انحصار خارج شده و به محيطي زنده‌تر، فراگيرتر و پويا‌تر تبديل مي‌شود. اين مهم به روشني در تهران قابل مشاهده است. با اين نگاه به نظر مي‌رسد، اين تنوع در شهر و حضور در آن در بستر شبكه‌هاي ارتباطي است كه سنگ زيرين سرزندگي شهري را شكل مي‌دهد! اين مهم در دست شهرونداني است كه حيات شهر را شكل مي‌دهند.» اين صحبت‌ها همه دلگرم‌كننده است. خيلي‌ها با فكر و اميد به شهري زيست‌پذيرتر زنده‌ايم.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون